![]()
آنگونه که از گذشته میدانیم، همچون نگارهها و متون باستانی و نوشتههای مورخان و دانشمندان کهن ایرانی و انیرانی (مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدیِ توسی، هرودوت، کتسیاس، فیثاغورس و …) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند حافظ، رودکی، فرخی، منوچهری، سعد سلمان و …) دریافته میشود، مردمان در این روز با جامههای ارغوانی (یا دستکم با آرایههای ارغوانی) بر گرد هم میآمدهاند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته شادباش» یا به سخن امروزیان، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشتهاند. این شادباشها را همیشه با بویی خوش همراه میساخته و در پوشش زیبا میپیچیدهاند.
چیدمان سفرهٔ مهرگانی
در میان خوان یا سفره مهرگانی که از پارچهای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود، گل «همیشه شکفته» مینهادند و پیرامون آن را با گلهای دیگر آذین میکردند. امروزه نمیدانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی بهخصوص بوده است یا نام گلهایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا میمانند.
در پیرامون این گلها، چند شاخه درخت گز، هوم یا مورد نیز مینهادند و گونههایی از میوههای پاییزی که به رنگ سرخ باشد به این سفره افزوده میشد. میوههایی مانند: سنجد، انگور ارغوانی، انار، سیب قرمز، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بودادهها همچون تخمه و نخودچی.
دیگر خوراکیهای خوان مهرگانی از آشامیدنی و نانی ویژه. نوشیدنی از شیره گیاه «هَـئومَـه/ هوم» که با آب یا شیر نازک شده بود، فراهم میشد و همه باشندگان جشن، به نشانه پیمان از آن مینوشیدند. نانِ ویژه مهرگان از آمیختن آرد هفت گونه دانه های گوناگون تهیه میگردید. دانه ها مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر چیزها سفره مهرگان بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنیهای محلی و بویهای خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبیهای گروهی میپرداختهاند. سرودهایی از مهریشت را با آواز میخوانده و اَرْغُـشت میرفتهاند (میرقصیدهاند). شعلههای آتشدانی برافروخته پذیرای خوشبوییها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) میشد و نیز گیاهانی چون هوم که مایه خروشان شدن آتش میشوند.
از آنجا که نشانههای بسیاری، همچون تندیسها، کتیبهها و سنگنگارهها (مانند نگارههای میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت میکند؛ دور نیست که «سماع» های عارفانه پیروان طریقه «مولویه» در شهر قونیه امروزی، ادامه دیگرگون شده همان ارغشتهای میترایی باشد.
در پایان جشن، اخگرهای فروزان آتش، روشنگر دستانی بود که گروهی و برای نوسازی پایبندی خود بر پیمانهای گذشته، در هم فشرده میشدند.

درود