نفسم میگیرد
در هوایی که نفس تو نیست.
نفسم میگیرد
در هوایی که نفس تو نیست.
آتش نیایش برای جشن سده
چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۴ - 10 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان - نظرات
سروده آتش-نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود،
سروده ای زیبایی و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست. سروده ی آتش نیایش به یسنای ۶۲ نیز نامور است. در دنباله بخشی از این سروده ی زیبا را می آوریم:
یتا اهو وییریو ! [دوبار]
ستایش و نیایش،
و هدیه خوب و هدیه ی آرزو شده ،
و هدیه دوستانه را آرزو دارم،
برای تو ای آتش، ای آفریده اهورا مزدا!
قابل ستایش و نیایش هستی،
قابل ستایش و نیایش باشی،
در خانه ی مردمان.
خوشبخت باشد آن مرد،
که تو را بستاید، به راستی فراستاید.
هیزم در دست، برسم در دست.
شیر در دست، هاون در دست.
(۲)
هیزم [برایت] فراهم شود.
بوی خوش فراهم شود.
خورش فراهم شود.
اندوخته فراهم شود.
«برنایی» به نگاهبانی تو بواد!
«آگاهی» به نگاهبانی تو بواد!
ای آتش، ای آفریده اهورا مزدا!
(۳)
سوزان باشی در این خانه.
بی گمان سوزان باشی در این خانه.
فروزان باشی در این خانه.
شعله ور باشی در این خانه.
به زمانی دیرپا.
تا به فرشگرد (=رستاخیز) توانا.
همچنان تا به فرشگردِ توانای نیک.
درود