داستان های شاهنامه
داستان دوم: پادشاهی هوشنگ
نوشتار یکم: آغاز پادشاهی هوشنگ
شاهنامه را برگ می زنیم و به پادشاهی هوشنگ، دومین شاه ایران می رسیم. هوشنگ همان گونه که از نام او برمیآید، بسیار با هوش بوده است، چون او کارهای سودمندی برای مردم ایران انجام داد که زندگی ایرانیان را بسیار بهتر کرد، پیشرفتهتر میکند و برای آنان آسودگی و آرامش بیشتری فراهم می آورد.
چون پدر هوشنگ که سیامک نام داشته است، به دست دیو، پسر اهریمن کشته میشود، او پس از پدر بزرگ خود که کیومرس نام داشت به جای او بر تخت شاهنشاهی می نشیند. او در زمان پدر بزرگ خود با اهریمن جنگیده بود و هفت سرزمین زیبا و آبادی که کشور ایران نامیده میشد را از دست دیو و اهریمن آزاد ساخته بود، خود را شاه هفت کشور نامیده و می گوید که من تا کنون هرجا رفتم، پیروز بوده ام و فرمانروا نامیده شده ام و از این پس که شاه شده ام نیز به فرمان یزدان پیروزگر، همه جا دادگری و دهش و بخشش و دارایی و آرامش را در این هفت کشور گسترش خواهم داد.
آن پس که بر تخت شاهی نشست سراسر کشورهای زیر فرمان را آباد کرد. یکی از بزرگترین کارهایی که هوشنگ انجام داد، این بود که توانست «آتش» را بشناسد و آتش را شناخت.
آتش برای زندگی مردمان بسیار سودمند بود، چون با آتش برای شب های تاریک روشنایی درست میکردند و همچنین چون در غارها زندگی میکردند، غارها سرد بود، با آتش غارها را گرم نگه می داشتند. همچنین در کوهها خانه می ساختند و خانه ها هنوز سرد بود با آتش آن را گرم میکردند. سود دیگری که آتش برای مردمان داشت، توانستند با آن خوراکها را بپزند و خوراک پخته بخورند. سود چهارم آتش برای مردمان، توانستند با آتش سنگ های خارا را آب میکرد و از این آهن آبگون ابزار های کشاورزی برای خود بسازند. به هر روی هوشنگ شاه باهوش ایران، آتش را در دسترس همه ایرانیان نهاد. هوشنگ شاه دستور داد آتشکده هایی درست کنند و در آنان آتش را نگهداری کنند تا همیشه آتش در دسترس مردمان باشد،چون آن روزگاران فندک و کبریت در درسترس مردم نبود.
هوشنگ شاه بسیار کوشش برای آباد ساختن کشورهای زیر فرمان خود انجام داد و پنجمین کاری که بری بهتر کردن زندگی مردم انجام داد، با بیرون کشیدن آهن از سنگ خارا با کمک آتش، آهنگری را بنیاد نهاد. آهنگران بدستور هوشنگ شاه،با آتش، سنگ های خارا را آب میکردند و از این آهن آبگون، ابزارهای گوناگونی مانند تیشه و اره و تبر ساختند.
کار بسیار سودمند دیگر هوشنگ شاه راهی یافت که بتواند آب های رودها و چشمه ها را بر روی زمینها روان کند تا کشاورزان بتوانند با آبیاری کشتهای خود، فرآروده های بیشتری برداشت نمایند و برای مردمان خوراک فراهم نمایند. شاه با خردمندیی که داشت دانشت که میتوان با با کشیدن جوی های بسیار، آبها ار را بر زمین های کشاورزی سوار کرد. به همین روی دستور داد که جوی های بسیار کشیدند و آبها را بر روی زمین ها روان کردند. کشتن و دروکردن را بسیار گسترش داد. به سخن دیگر هوشنگ کشاورزی را بسیار گسترش داد.
پس از آن هوشنگ شاه فرمان داد که دامهایی مانند گوسفند و خر و گاو را از شکار و گور و گوزن جدا کرد و هر کدام که توانایی کمک کردن به مردم را داشتند، آموزش داده شدند. چون در سرزمین های شمالی گوزن می توانست به مردم کمک کند و در سرزمین های جنوبی گاوان و خران و گوسپندان بیشتر کمک میکردند و به آنان خوراک داده شد و همواره مردم که از این دامها بهره می بردند باید برای آنان جا و خوراک و چراگاه تهیه می کردند .
چون مردمان دامهایی داشتند که نیاز به چریدن داشتند، هوشنگ دستور داد که این چراگاهها نیز گسترش یابد. به مردم یاد داد که هر کسی کارکند و نان خود و خانواده خود را از راه کشاورزی و دامداری بدست آورد و از کشتن جانوران سودمند جلوگیری کرد. هوشنگ شاه همچنان به مردم آموخت که از چیدن پشم گوسپندان نیز برای خود پوشاک درست کردند. بدینگونه مردم سالهای بسیاری در کوشش و آموختن و کار و شادی زیستند.
برنجید و گسترد و خورد و سپرد برفت و جز از نام نیکی نبرد
بسی رنج برد اندر آن روزگار به افسون و اندیشه بی شمار
کوروش دادار
دوم آبان 2582 هخامنشی برابر 24 اکتبر 2023
ونکور
داستان های شاهنامه
داستان دوم: پادشاهی هوشنگ
نوشتار دوم: بنیاد گذاردن جشن سده و پایان پادشاهی هوشنگ
پس از اینکه هوشنگ شاه کارِ آبادانی کشور را بخوبی انجام داد و به سامان رساند، همه مردم در پی کوشش و کار خود بودند و کسی کمبودی نداشت.
یک روزِ شاه جهان، هوشنگ شاه برای شکار و گشت و گذار با همراهان خود به سوی کوه راه افتاد. در نردیک کوه که رسیدند، شاه جهان از دور جانوری را دید که به سوی شاه و همراهان میآمد و نردیک و نزدیکتر میشد. نزدیکتر که شد، هوشنگ شاه دانست که یک اژدهای کشنده ای است که اگر به آنان برسد، شاید آسیب برساند.
شاه سنگ بزرگی از روی زمین برداشت و به سوی اژدها پرتاب کرد تا هم اینکه اژدها را بترساند و هم اینکه جلو آمدن او به سوی شاه و همراهان را بگید. از قضا سنگ به اژدها نخودو ولی اژدها ترسید و فراری شد. سنگ به جای خوردن به اژدها به سنگ بزرگتری که در زمین فرورفته بود برخورد کرد. سنگ دیگری که سنگ پرتاب شده بدست شاه به آن برخورد ، سنگ چخماق بود. هر دو سنگ به تکههای کوچکتر شکستند. از برخوردن این دو سنگ به همدیگر و تکه تکه شدن آنها ،جرقه ای برخاست و جرقه خاشاک خشک در کنار سنگ بزرگ را آتش زد.
از هر دو سنگ آتشی بیرون زد. همچنین از دل سنگ بزرگ که توی زمین بود، آتش بسیار بزرگتری بیرون آمد و آتش بزرگی از آن بیرون زد که همه جا را فرا گرفت. از سنگی که هوشنگ شاه برای فراری دادن مار پرتاب کرده بود هم مار را فراری داد و هم آتش پدیدار شد و آتش در درسترس هوشنگ شاه و همراهان جای گرفت. مار کشته نشد بلکه از گوهر و سرشتِ سنگ که آتش را درون خود نگه میداشت، آتشی بیرون زد و در دسترس شاه و همراهان نهاده شد.
هوشنگ شاه گمان میکرد که خداوند این آتش را به او پیشکش کرده است. برای اینکه آفریدگار آتش را به او داده بود، خدا را نیایش کرد و از او اینکه برای او و مردمانش گوهری بدین ارزشمندی داده است، سپاسگزاری کرد. برای سپاسگزاری بیشتر، آتش را «قبله و پیشگاه» نهاد. قبله یا پیشگاه جایی است که مردمان از روزگاران گذشته در برابر قبله یا پیشگاه می ایستند و خدا را نیایش میکنند. قبله ایرانیان از آن پس بدستور هوشنگ«آتش » شد. نیایش هم، سخن گفتن با خویشتن و خویشان است. چون در اندیشه ایرانیان همه آفریده ها یک ریشه دارند و آن طبیعت هست و برای همین طبیعت را بسیار دوست دارند و از آن نگهداری میکنند.
از سوی دیگر، مردمان تا آن روز نمی دانستند که آتش چگونه پدید میآید. چگونه می توانند خودشان آتش درست کنند،اما در همین هنگام هوشنگ شاه با هوش بسیاری که داشت توانست که آتش افروختن و آتش درست کردن را یاد بگیرد. سنگی که شاه پرتاب کرد و سنگی که توی زمین بود، هر دو چخماق بودند. شاه دانست که از برخود دو سنگ چخماق جرقه و آتش پدید میآید و میتوان با آن برای روشن کردن شب های تاریک و گرم کردن در زمستان و پختن خوراک از آن بهره برد. بدین سان بود که هوشنگ شاه چگونه برافروختن آتش را آموخت. خدا را بسیار نیایش کرد و دستور داد که آتش های بزرگ برافروختند و آن شب را جشن گرفتند. شاه نام آن جشن را سده نهاد. چون سد روز از زمستان بزرگ گذشته و سد روز و سد شب به نوروز مانده بود.
یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهریار
کز آباد کردن جهان شاد کرد جهانی به نیکی از او یاد کرد.
پنجشنبه چهارم آبان 2582 هخامنشی برابر با آبانگان و بیست شش اکتبر 2023
پایان
درود