به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
داستان های شاهنامه
داستان کیومرس نخستین شاه ایران
نوشتار چهارم
پیشکش به کودکان ایران و جهان تا بیاموزند و بهتر زندگی کنند.
(کودکان تا هشت سال)
دختران و پسران ازیزم، می دانم که شما داستان های بسیاری از پدران و مادران خود شنیدید یا خودتان در کتابها خواندید و خواهید خواند،این داستان که برای شما خواهم گفت، داستان زندگی سرزمین زیبای ما ایران هست، سرزمین کهنی که مردمان بسیار کوشایی داشته و یادگارهای ارزشمندی برای ما به جای گذاشته اند، ما برای گرامیداشت و احترام پدران و مادران و نیاکان خود، باید این داستان ها را بخوانیم و از آنها پند بیاموزیم .
در روزگاران بسیار بسیار دور که هنوز شهرهای امروزی ساخته نشده بودند در سرزمین ایران شاهی به نام کیومرس زندگی میکرد. چون در آن روزگاران هنوز کتابی نبود که داستان ها را در آن بنویسیند، داستان ها زبان به زبان و سینه به سینه گفته میشد. نخستین بار پدران داستان ها را برای پسران و پسران هم داستان ها را در سینه خود نگه می داشتند و به پسران خود بازمی گفتند. اما پسان مادران نیز همراه پدران برای دختران و پسران داستان ها را بازگو کردند و به همین روی داستان ها تا به امروز برجای ماند. بسیاری از داستانها مانند داستان کیومرس نیز سینه به سینه گفته شده تا به ما رسیده است. کیومرس شاه بسیار دانا و چون بسیار مهربان بود و به همه جانداران کمک میکرد همه او را دوست داشتند. او هم همه جانداران را دوست می داشت.
گیومرث در یک فروردین زیبا که همه جا پر از گل و سبزه بود تاجگذاری کرد و شاه شد. پس از اینکه او شاه شد و تاج بر سر گذاشت همه جهان شادمان شدند. چون او نخستین کاری که کرد و برای همه مردم و جانداران آسایش فراهم نمود، در کوه خانه ساخت و ساختن خانه را هم به همه یاد داد و هرگاه کسی نیاز به کمک داشت نیز به آنان کمک میکرد تا بتوانند برای بچه های خود خانه های قشنگ و آرامی بسازند. از این پس مردم به او گرشاه یا کوه شاه گفتند، چون برایشان در کوه خانه ساخته بود.
دومین کار بسیار خوبی که شاه برای مردم انجام داد، از پوست جانورانی که پیر میشدند و می مردند، بنا به خواسته خودشان در زمانی که زنده بود و به کیومرس گفته بودند، برای یادگار ماندن نام آنان که مرده بودند برای خودش و برای مردمانش پوشش درست کرد و نام آن را هم پلنگینه نهاد.
سومین کار قشنگی که گیومرس شاه برای مردمانش انجام داد، برای آنان همچنین خورش و خوراک فراهم نمود. او یاد گرفته بود که گوسفندان و گاوان و دامهایی دیگری مانند بز، به بچههای خود شیر میدهند و پس از چندماه که بچگان از خوردن شیر خودداری میکنند و چون می توانند سبزی و گیاه هم بخورند، شیرشان دور ریخته میشود و دامها هم از این کار غمگین بودند. دامها برای دوشیدن شیر خود برای خوراک مردم به کیومرس کمک کردند. کیومرس پس از دوشیدن شیر آنان، ماست و پنیر و خوراک های دیگر ساخت و به بچههای گرسنه داد.
«دد و دام و هر جانور، کش بدید، ز گیتی به نزدیک او آرمید.» همه جانداران وختی که کیومرس را می دیدند پیش او می آمدند و کنار او می نشستند و کیومرس آنان را نوازش میکرد. گاهی هم این جانوران که پیش او میآمدند به او کرنش کرده و او را ستایش میکردند، به او نازش کرده و در کنار او آرام میگرفتند.
در زمان پادشاهی کیومرس همه جانداران و مردمان به خوبی و مهربانی کنار هم می زیستند.
کیومرس،شاه همه جانداران بود و سالها بخوبی و شادی و مهربانی برای مردم و جانوران پادشاهی کرد. چون کیومرس همواره کوشید که برای مردم و جانوارن آسایش و آرامش فراهم کند، امروزه از او بخوبی و نیکی یاد میکنیم.
پایان
کوروش دادار
دوشنبه یکم آبان 2582 هخامنشی
23 اکتبر 2023
ونکور
درود