نوروز نود هفت خجسته باد
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
درود
نوروزتان خجسته باد؛ نوروزی که هزاران سال است همچنان خجسته ست
بنیانگذار نوروز، جمشید جم است . او کسی بود و کسی هست.نیکوترین بنیادی است که نهاده شده وجمشید از سازندگان بزرگ فرهنگ در جهان است. او را و بنیادش را می ستاییم.او خردمند و دانا بود.
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فوردین
برآسوده از رنج تن، دل زِ کین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
نوروز ؛ پندهای بی شماری دارد که برجسته ترین آنها ؛ شادی و نو شدن است.هرچند این دو گونه ای به هم پیوند دارند که گاهی گمان می رود که هر دو آنها یکیست، چون شادی مایه نوشدن و نو شدن نیز شادی آورست. از سوی دیگر برپایه جهان بینی ایرانی که سازگارترین و استوارترین جهان بینی با هستی و آفرینش و سپهر گردون است، راز آفرینش را شادی می داند و راز ماندگاری را نیز.
همچنین نوروز جشن است.جشن ، خود شادی است.جشن،نیایش خداوند نیز هست.چه زیباست آیین و فرهنگ ایرانیان که خدا را با شادی نیایش می کرده و می کنند . نیاکان خردمند را می ستاییم.
شادی؛بزرگترین بهانه برای ؛ جشن های ایران زمین است-هرچند شادی بهانه نیاز ندارد-و بزرگترین این جشن ها نوروز است.یکی دیگر از پندهای نوروز ؛ کوشیدن در شادکردن دیگران با دیدار رفتن آنان است.دیدار بزرگان و خویشان و کسان از آیین های استوار و ستوده نوروز است.شادی و شادکردن دیگران جز از مهربانی هیچ نیست.
بر پایه اندیشه فردوسی ؛ نخستین رفتار شایسته مردمان؛مهرورزیدن است.مهرورزی نیز یکی از آیین های نوروزست. از فردوسی پیروی کنیم که گوید:
به مهر و به داد و به خوی و خرد زمانه ؛ همی از تو رامش بَرَد
بکوشیم که نوروز را با مهرورزی و شادی آغاز کنیم،در پندار،کردار و گفتار خویش دادگری کنیم.خوش خو باشیم. با لبخندی به دیگران کمک کنیم که شاد شوند.از استاد توس،آموزگار بزرگ فرهنگ،فردوسیِ ورجاوند بیاموزیم و سخن او را در همه سال آویزه گوش و هوش نماییم که می فرماید:
به هنگامِ هر کار جَستن نکوست
زدن رای با مرد هشیار دوست
چو کاهل شود مرد هنگام کار
وزان پس نیاید چنان روزگار
در درازنای یک سال که سه سد و شست و پنج روزست، هزاران کار نیکو،خوش و خوب می توان انجام داد. کاهلی را کنار نهاده و سخت بکوشیم تا شادمان ، آسوده دل و با دستِ پُر به نوروز دیگری برسیم. سخت کار کردن به ما کمک می کند پیشرفت کنیم.پیروزی های بزرگ زندگی با کار پیوسته و سخت به دست می آید. سخت بکوشیم، سخن روا و سزا بگوییم و راستی پیشه کنیم.چون فرموده اند؛ به از راستی در جهان کار نیست.
جز از راستی گام نزنیم و نجوییم.سخن راست و ارزشمند بگوییم.
کمک کردن و یاری رساندن به دیگران را در روزها و شب های سال هرگز فراموش نکنیم.مهربان باشیم که بهتر از مهربانی هیچ نیست.دردهای دیگران را از یاد نبریم.دیگران را شاد کنیم، چه بسا یک لبخند ساده یا یک گفتگوی روان ؛ راه زندگی یکی را به درستی رهنمون شویم.
جز از نیکنامی و فرهنگ و داد زِ کردار گیتی نجوییم و بدانیم که :
گهر بی هنر ؛ خوار و زارست و سست به فرهنگ باشد روان تندرست
هنر را که بخشی از فرهنگ ست را بیاموزیم.از هنر بهره بریم. زیستن بی هنر زندگی نیست .فرهنگ را هر روز بیاموزیم ، به دیگران هم کمک کنیم که فرهنگ را بیاموزند.آموختن و آموزاندن ما را برای زندگی بهتر و کار سودمندتر یاری فراوان می رساند و خواهد رساند.
همه مردمان ایران و جهان را در هر روی و ریخت ، با هر زبان و فرهنگ، با هر نگاه و بینش ، با هر پوشش و جامه ، با هر پیشه و کار و با هر جنس و جان دوست داشته باشیم و آنان را دوست بداریم و دوست بدانیم، پون در پندار و نگاه دوستی است نزدیکی ها بیشتر خواهد شد .
دوست داشتن خانواده –که همواره گرامی ترین در آیین های ایرانی و نوروز است-را هر روز بیشتر و بیشتر گسترش دهیم.همسر و فرزندانِ خود را بسیار ارجمند بداریم و نوروزی زیبا با آنان بسازیم و بکوشیم از پدر و مادر بیاموزیم و به فرزندان بیاموزانیم که فرهنگ این سرزمین چه اندازه استوارست که از پس هزاره ها همچنان درخشانست را دوست بداریم .
نوروز؛ بزرگترین دگرگونی زمین و زمان است.شگفتی این دگرگونی ، رسیدن از زمستان سیاه به بهار رنگارنگست، رسیدن از تاریکی به روشنایی است.گریز از هیچستان به بهارستان ست.بنابراین پند بزرگ نوروز ، نو شدن و دگرگون شدن برای بهتر شدن است.بکوشیم که دگرگون شویم تا بهتر شویم یا بهتر شویم تا دگرگون شویم. بیهوده تر ازین نیست که دگرگونی برای بهتر شدن نباشد. به سخن دیگر،فسوس و دریغ که دگرگون شویم که بدتر شویم و از فریدون به ضحاک رسیم.هُش داریم که در پندار و کردار و گفتار دنبال فریدون بگردیم،مبادا که دوباره اژیدهاکی دگر ما را به مهمانی خانِ ویران خویش بفریبد.
برای بهتر شدن، آرمان خود را پیدا کنیم.برای رسیدن به آرمان خویش ، دانش و آگاهی ها گرد آوریم.برنامه ریزی کنیم.برنامه ها باید کوتاه ، میان و بلند زمان باشد.سخت بکوشیم.بسیار کار کنیم.پیوسته کار کنیم. پشتکار داشته باشیم.تا رسیدن به آرمان خویش دست از کوشش برنداریم.نوروز آرمان ماست که همه کامیابی از نیایش خداوند تا شادی و پایکوبی در آن نهفته ست.
از کارهایی که دیگران برای ما انجام می دهند ، همیشه سپاسگزاری کنیم.من از بوته گلی که بوی خوشی می دهد هم سپاسگزاری می کنم.ارزش کار دیگران را بدانیم و پاس بداریم.
سرانجامِ سخن این که ؛ با خواندن کتاب و کمک به خواندن کتاب ، نوروز را به بهترین روی آغاز کنیم و تا پایان سال همین گونه پیش بریم؛ فردوسی بزرگ می فرماید:
زمانی مَیاسای از آموختن
اگر جان همی خواهی افروختن
کوروش دادار، یکم فروردین نودهفت
ونکوور،کانادا