ارزش فرزند دختر در فرهنگ ایران
- سخن شاه یمن:
«ز کینه، به دل گفت شاهِ یمن، که: «بَد ز آفْریدون نیامد به من؛
بَد از من- که هرگز مَبادَم میان! که ماده شد آن نره تخمِ کَیان
بِهْ اَختَر کسی دان که دُختَرْش نیست؛ چو دختر بُوَد، روشنْ اختَرْش نیست»
2. پاسخ فردوسی:
«چو فرزند را باشد آئین و فر، گرامی، به دل بَر، چه ماده چه نَر»
در پادشاهی فریدون، جندل برای خواستگاری از دختران شاه یمن میرود. شاه یمن چندان همدل با این خواسته نیست.کوشش میکند که جلو این کار را بگیرد اما نمی تواند و سرانجام دختران او با پسران فریدون پیمان زناشویی و زندگی با هم می بندند.
در هنگام راهی شدن کاروان عروسان و دامادان، سرو، شاه یمن سخنی می گوید که با اندیشه فردوسی و جهان بینی ایرانی چندان سازگار نیست.
فردوسی چون امانتدار گزارش های دریافتی ارز گذشته هست با دقت همه سخنان را واگویه میکند. در اینجا هم سخن سرو را می آورد، اما در پایان می گوید که: خیر جناب شاه یمن، دیدگاه شما در باره دختر درست نیست و دختر همانند پسر گرامی و ارجمند هست اگر که آیین و فر داشته باشد و بدرستی آموزش داده شده باشد. بنابراین تو برو خودت و اندیشه ات را بازبینی کن.
درود