فرنشین ارجمند کانون ( دادخواهان ) وکلای اصفهان
درود، نوروز و سال نو شاد باش و خجسته باد
پیرو فراخوان برای برگزاری همایش در اصفهان من بسیار دوست دارم که در این همایش باشم و هم بهره ببرم و هم اگر بتوانم بهره ای برسانم.
یکم : اینکه از شما بسیار سپاسگزارم. چون همایش را برگزار می کنید که بی گمان برای همه سودمند خواهد بود و اینکه ماهنامه شما که نام آن را به « مدرسه حقوق » برگردانید و من در نوشته ای پیشنهاد دارم که بهتر بود نام آن را به « دبستان داد » بر می گرداندید . هم ایرانی و هم برای همه آشناتر می شد.
دوم : من مانند همه ایرانیان و میهن دوستان نگران زبان پارسی ام. اینجا ایران است، سرزمین زیبای من و شما و سرزمین به جای مانده از فردوسی و پورسینا و به یک سخن، سرزمین زبان پارسی است. بر ما گناه است که در سرزمینی زندگی می کنیم که نام آن ایران است و زبان آن پارسی است. اما بیش از 60 درسد واژگان به کار برده شده در گفتار و نوشتار مردمان آن به زبان بیگانه ای باشد که شاید همواره بر این سرزمین و مردمان آن ستم ورزیده اند.
سوم : بی گمان روز نخست، با به کارگیری یک واژه آغاز شده است که امروزه به این جا رسیده است. اگر ما امروز نایستیم و زبان خودمان را نگاهبانی نکنیم و یادگار نیاکانمان را پاس نداریم، روزی خواهد رسید که سد در سد واژگان و سخنان از آن یک زبان بیگانه خواهد بود.
چهارم : همانگونه که اگر امروز به جای این سخن که « من در یک کارخانه کار می کنم » بگویند « من در یک کارخانه می ورکم می work ام» همه به او خواهند خندید، شاید روزگاران پیش هم در این سرزمین درآمیختگی واژگان خنده دار بوده است اما چون با زور و ستم، بسیار و پیوسته گفته شده است، امروزه ما نمی خندیم و سخنانی را بر زبان یا کاغذ می آوریم که بسیار زشت و خنده دار بوده و هیچکدام از دستورات زبان پارسی در آن دیده نمی شود.
پنجم : به گمان من هیچ توفیری میان نمونه پیش که نوشته شد و این سخن « شما باید با همدیگر تعامل داشته باشد » نیست . در این سخن واژه «تعامل» بیگانه است جایگزین آن واژه زیبای «همکاری» است و نیز می توان به جای آن «همدلی»، «هم اندیشی»، «هم گرایی» و... به کار برد.
«چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد» درود بر روان شاد مصدق گرامی که هم سراینده بود و هم دادخواه و به راستی و درستی پاس زبان پارسی را نگاهبان بود.
ششم : شماره پانزدهم فرمان بنیادین جمهوری اسلامی ایران (اصل 15 قانون اساسی ج 1010) می گوید:
« زبان و خط رسمی مردم ایران پارسی است » افزون بر سفارش فرهنگ و سفارش نیاکان ما، دستور فرمان بنیادین نیز هست که ما باید از زبان پارسی نگاهبانی کنیم و آن را از واژگان بیگانه پالایش نموده و پاکسازی کنیم.
هفتم : سالهاست که در رسانه های گروهی ایران مانند سدا و سیما و روزنامه ها چه دولتی و چه مردمی سخن از یورش (تهاجم) فرهنگی است. بی گمان سرزمین ما دهها بار تاکنون افزون بر یورش لشکری، یورش فرهنگی هم شده است. چون پیرو هر یورش سپاهی و لشکری، یورش فرهنگی هم بوده است. روزگاری اسکندر مقدونی، روزگاری تازیان و پس از آن مقول و... همواره به این سرزمین تازیده اند.
اما هیچکدام از آنان مانند یورش فرهنگی و واژگون کردن زبان، زیانبار نیست چون هنگامی که روز نخست یورش آغاز شد، شاید از هر سخنی که نوشته یا گفته می شد یک واژه بیگانه بود. کسی با آن نجنگید و برابر آن نایستاد. امروزه می بینیم که در یک سخن 70 درسد واژگان بیگانه است و کسی هم در اندیشه ایستادن در برابر این مار خزنده کشنده نیست.
هشتم : پیشنهاد می گردد که برای نگاهبانی از زبان پارسی گروهی از همکاران که دوستدار هستند در همه کانونها، ساماندهی شده و واژگان کاربردی را یافته و هفتگی به همکاران و کارآموزان آموزش داده و یک برنامه ریزی کوتاه هنگام ،میان هنگام و دراز هنگام برای این کار انجام شود . من آماده همکاری ام.
نهم : برای رسیدن به یک آرمان و هدف باید از یک جا آغاز کرد. دست دست کردن و کار امروز را به فردا فکندن زیان بار بوده و ما را از رسیدن به آنچه می خواهیم باز خواهد داشت.
دهم : بنا به دستور شماره 15 فرمان بنیادین جمهوری اسلامی ایران ( اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) و بنا به دستور فرهنگ این سرزمین و بنا به نیاز به پایبندی به فرهنگ نیاکانمان و ... چون واژه «وکیل» واژه بیگانه است برابر پارسی «دادخواه» و برای واژه موکل «دادجو» و برای وکلا واژه پارسی «دادخواهان» پیشنهاد می گردد برگزیده شود.
بسیار سپاسگزارم.
بسیار سپاسگزارم
کوروش طاهری (دادار)
وکیل پایه یک دادگستری