دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ - 8 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
به فر کیانی،یکی تخت ساخت..........چه مایه بدو گوهراندر نشاخت
چوخورشیدتابان میان هوا..................... نشسته برو شاه فرمانروا
جهان انجمن شد برآن تخت اوی.......شگفتی فرو مانده از بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند ..................مرآن روز را روز نو خواندند
سر سال نو،هرمز فوردین ..................بر آسوده از رنج تن،دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند.............می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از /آن روزگار.............به ما ماند از آن خسروان،یادگار
چنین،سال سیصد رفت همی کار..............ندیدندمرگ اندر آن روزگار
ز رنج و بدشان نبود آگهی..................میان بسته دیوان به سان رهی
به فرمان مردم نهاده دو گوش............................جهان، پر زآوای نوش
درود