شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ - 2 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
|
| ||
| ||
|
| ||
| میترا دهموبد : | ||
|
امروز، بيستوهفتمين روز از ماه است. بيستوهفتمين ماه برپايهي گاهشمار زرتشتي، «آسمان»، نام دارد كه زرتشتيان آنرا «آسمانايزد»، ميخوانند. آسمان به معناي همين آسماني كه هر روز بر بالاي سر خود ميبينيم، همان آسماني كه گاهي آفتابي و گاهي ابري و باراني است، از آفريدههاي درخور ستايش اهورامزدا(خداوند يكتا) است.
اين آفريده، آن اندازه ارزشمند و ارجمند است كه در نوشتههاي كهن ايراني و نوشتههاي زرتشتي، همواره به همراه واژهي «ايزد» آمده است. ايزد از ريشهي يَزَت، به معناي درخور ستايش است، آسمان آفريدهاي نيك و ستودني است. آسمان واژهاي تركيبي از دو بخش «آس» و «مان» است. آس، سنگ گردي است كه در سنگ آسياب به دور محوري ميچرخد و «مان» نيز از فعل مانستن،به معني شبيه بودن، گرفته شده است؛ يعني مانند آس.
بنا به گفتهي ابوريحان بيروني، پارسيان آن را آسمان نامند از جهت چرخشي كه دارد. آسمان بنابر باور زرتشتيان، نخستين آفريدهي اهورامزدا است. پس از آن، آب، زمين، گياهان، جانوران و در پايان، انسان، آفريده شد. در كتاب بندهش(كتابي كه در سدهي سوم هجري و به زبان پهلوي نگاشته شده) در بخش آفرينش، چنين ميخوانيم: «از آفريدگان مادي، نخست آسمان، ديگر آب، سديگر زمين، چهارم گياه، پنجم گوسفند(جانور) و ششم مردم بود.» بنابر باور زرتشتيان، آسمان، آب، زمين، گياه، جانور و انسان، هريك در گاهي ويژه آفريده شدهاند. زرتشتيان، گاههاي آفرينش را به جشن مينشينند و در اين هنگامه اهورا مزدا را نيايش ميكنند از براي آفريدگانش. هر يك از اين هنگامههاي آفرينش كه جشني ٥ روزه برايش برگزار ميشود، گهنبار خوانده ميشود. نخستين جشن گهنبار به پاس آفرينش آسمان، برگزار ميشود و گهنبار ميديوزرمگاه نام دارد. آسمان، آفريدهاي است كه بايد نيك در آن نگريست. چه روز و چه شب، چه با آفتاب و چه بيآفتاب، چه بخواهيم و چه نخواهيم، آسمان هميشه با ماست و ما نيز با او هستيم و گردش اين روزگار، بيآسمان شدني نيست. بنابراين ايرانيان از ديرباز به آن، توجه ويژهاي داشتهاند. به روايت اوستا، آسمان داراي ٤ پايه است: ابرپايه، ستارهپايه، ماهپايه و خورشيدپايه. پايههاي آسمان را به سادگي ميتوان تفسير كرد و به گونهي علمي به آن، نگريست. ابرپايه، نزديكترين پايه به زمين است، همانجايي كه ابرها خانه دارند. پايهها همينگونه بالا ميروند تا به پايهاي ميرسد كه دور و دورتر است يعني جايي كه خورشيد نشيمن دارد. البته در ادبيات پهلوي آسمان، ٧ اشكوب(طبقه) دارد. بيگمان تاكنون داستانهاي بسياري از ٧ اشكوب آسمان خواندهايد، اشكوبهايي كه در تاريخ و فرهنگ اين سرزمين رخنه كردهاند و از ديرباز با اين مردم هستند. با همهي آنچه كه از متنهاي كهن ميتوان دريافت؛ آسمان، آفريدهاي درخور ستايش و ارزشمند است. آسمان همان آفريدهاي است كه بايد نيك در آن نگريست و پاس داشت. از براي همين ارزش است كه يكي از روزهاي ماههاي زرتشتي، آسمان نام دارد. شايد اين نام تلنگري باشد براي منِ فراموشكار كه خويشكاري خويش را به ياد آورم. خويشكاري من، همراستايي با قانون «اشا» يعني هنجار و نظم هستي است. بايد براي همراستايي با اين قانون، آفريدههاي اهورايي را پاس بداريم و نيك دريابيم. هيچچيز در گيتي بيهوده نيست. تلنگر روزها و ماهها را از ياد نبريم.
![]() و آسمان... ![]() آسمان من... ![]() |



درود