جشن مهرگان از جشن های بسیار بزرگ و با فر و شکوه ایرانیان باستان بوده است.این جشن را در گذشته(متراکانا) می گفتند و بعدها به نام مهرگان خوانده شد.جشن مهرگان شش روز به درازا می انجامید و از مهرروز (شانزدهم)مهر ماه آغاز می شد و به رام روز(بیست و یکم) مهرماه پایان می یافت.روز نخست آن را مهرگان همگانی و روز پایانی آن را مهرگان ویژه می گویند.
جشن مهرگان نیز همانند نوروز یادگار رویدادهایی است که در آغاز آفرینش جهان رخ داده است.همچنین این روز به یاد رویدادهایی است که در تاریخ افسانه ای این مرز و بوم نمود یافته است.
گروهی از نویسندگان بر این باورند که،مهر نام خورشید است و در چنین روزی خورشید آشکار شده است و در این روز ماه که تا آن روز گوی تاریکی بود از خورشید فروغ و روشنایی گرفت.به گفته نامه بندهشن مشی و مشیانه در چنین روزی زاده شده اند و به گفته بیرونی خداوند در این روز زمین را بگسترانید و بدن ها را برای آنکه جای ارواح باشد بیافرید و نیز گویند که پارسیان را پادشاهی بود مهر نام،بی اندازه ستمگر،و در نیمه ماه به دوزخ سرنگون گشت.از این دید،آن روز را مهرگان نام نهادند.چه مهر به مانک مردن و از بین رفتن پادشاه ستمگر نیز آمده است.در«غررالسیر»ثعالبی آمده است که؛روزی که فریدون بر اژی دهاک چیره گشت و او را بندی ساخت،روز مهر از ماه مهر بود که مردم آن را جشن گرفتند و مهرگان نامیدند.
ابن بلخی در «فارسنامه» آورده است:«چون ضحاک را بگرفت و بند برنهاد و در کوه دماوند محبوس کرد و بر تخت پادشاهی نشست،فرمود تا آن روز را جشن سازند و مهرجان(مهرگان)آن روز ساختند و سپس آیین گشت که هر سال آن روز را مهرجان داشتند و آن عادت بماندست و مستمر شده.»
در کتاب «اخبار ایران» آمده است؛دستگیری ضحاک را روز مهرگان نوشته اند،ایرانیان در این جشن به زبان خود می گویند:« مهرگان روز کشتن کسی که مردم را می کشت.»همچنین آورده است که،مهر روز بود از مهرماه که فریدون ضحاک را بگرفت و ببست و مردمان شادی کردند و فریدون آن روز را جشن کرد و آن را جشن مهرگان نام کرد.
بیرونی در آثارالباقیه در این باره می نویسد:«روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است و به مهرگان معروف است.می گویند سبب اینکه این روز را ایرانیان بزرگ داشته اند،آن شادمانی و خوشی است که مردم شنیدند فریدون خروج کرده پس از آنکه کاوه بر ضحاک بیوراسب خروج نموده بود و او را مغلوب و منکوب ساخته بود مردم را به فریدون خواند.نیز گفته اند در این روز فرشتگان برای یاری فریدون امدند و در خانه های پادشاهان این گونه رسم است که در صحن خانه،مرد دلاوری هنگام طلوع آفتاب می ایستد و به آواز بلند می گوید:ای فرشتگان به دنیا پایین آیید و شیاطین و اشرار را قلع و قمع کنید و از دنیا آنان را دفع نمایید.»
بیرونی در جای دیگر می گوید:«روز بیست و یکم،رام روز است که مهرگان بزرگ باشد و سبب این عید آن است که فریدون به ضحاک ظفر یافت و او را به قید اسارت درآورد و مردم را از شر او راحت شدند و این روز را عید دانستند و فریدون مردم را امر کرد که گشتی(کستی،کمربند آیین زرتشتی)به کمر بندند و زمزمه کنند و در هنگام طعام سخن نگویند برای سپاسگزاری و این کار در ایشان سنت و عادت ماند.همه ایرانیان بر این قول همدل و هم داستانند که بیوراسب هزار سال زندگی کرد و گرچه برخی می گویند بیشتر از هزار سال زندگی نمود.گفته اند اینکه ایرانیان به یکدیگر این طور دعا کنند که»«هزار سال بزی».از آن روز رسم شده زیرا چون دیدن که ضحاک توانست هزار سال عمر کند... .»
زرتشت ایرانیان را امر کرد که باید مهرجان و رام روز را به یک اندازه بزرگ بدارید و با هم این دو عید بدارید تا آنکه هرمز پسر شاپور پهلوان میان این دو را به هم پیوست چنانکه میان دو نوروز را به هم پیوست.سپس ملوک ایران و ایرانیان از آغاز مهرجان تا سی روز تمام برای طبقات مردم مانند آنکه در نوروز گفته شد،عید قرار دادند و برای هر طبقه ای پنج روز عید دانستند.»
در کتاب «زین الاخبار گردیزی» آمده است که:«مهر روز بود از مهر ماه که فریدون ضحاک را بگرفت و ببست و مردمان شادی کردند و فریدون آن روز را جشن کرد و آن را مهرگان نام کرد.» گردیزی در جای دیگری می آورد:«این روز مهرگان باشد و نام روز و نام ماه متفق اند و چنین گوید که اندر این روز افریدون بر بیوراسب ضحاک ظفر یافت و مر ضحاک را اسیر گرفت و ببست و به دماوند برد و آنجا به حبس کرد اورا... . مهرگان بزرگ باشد و بعضی از مغان گویند که این فیروزی فریدون بر بیوراسب،رام روز بوده است از مهرماه و زرتشت که مغان او را پیغمبری دارند ایشان را فرموده است بزرگ دانستن این روز و نوروز را.»
مسعودی می گوید:«فریدون روز بند کردن ضحاک را عید گرفت و آن را مهرگان نامید.»
دیگر نویسندگان نیز چون،بلعمی،طبری،مقدسی،ثعالبی،ابن فقیه و دیگران نیز سخنانی مشابه درباره مهرگان و افسانه پیدایش آن آورده اند.
ولی باید گفت که مهرگان در شعر شاعران نیز بازتاب فراوانی داشته است که در این جا به پاره ای از آن ها اشاره می کنیم.
فردوسی شاعر حماسه سرای ایران در این باره آورده است:
فریدون چو شد بر جهان کامگار ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی بیاراست به کاخ شاهنشهی
به روز خجشته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
پرسیدن مهرگان دین اوست تن آسایی و خوردن آیین اوست
اگر یادگار است ازو ماه مهر بکوش و برنج و ایچ منمای چهر
اسدی توسی دیگر سراینده می گوید:
فریدون فرخ به گرز نبرد ز ضحاک تازی بر آورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر
بر آرایش مهرگان جشن ساخت به شاهی سر از چراغ مه برفراخت
رودکی درباره مهرگان سروده است:
ملکا جشن مهرگان آمد جشن شاهان و خسروان آمد
دقیقی سروده است:
مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو خوشش بودی برمایونا
ازرقی نیز سروده است که:
مهرگان نو در آمد بس مبارک مهرگان فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان
سوزنی،رشید و طواط،منوچهری،ضمیری،فرخی،خاقانی و ... نیز سروده هایی چنددرباره مهرگان سروده اند.
باید افزود چون شاعران یاد شده پس از هجوم تازیان می زیسته اند،اینگونه برداشت می شود که در دوران مختلف اسلامی نیز جشن مهرگان اگر نه سراسر ایران،ولی در بسیاری از شهرهای ایران به ویژه در دربار پادشاهان برگزار می گشته است.
اینک شایسته است درباره چکونگی برگزاری آیین مهرگان در دوران باستان چه در دربار شاهان و چه در میان عامه مردم،سخنی آورده شود.
در زمان هخامنشیان آغاز سال نو از مهر مه بوده است و به همین دلیل جشن های مفصلی در مهرماه تحت عنوان جشن مهرگان برگزار می گردیده است.از جمله «کتزیاس» پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد:«پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند مگر در روز جشن مهرگان که لباس گرانبهای ارغوانی می پوشند و در باده پیمایی میخوارگان شرکت می جویند.»
مورخ دیگری به نام «دوریس» می نویسد:پادشاهن در این جشن می رقصیدند.بنا به گفته«استرابون»،خشتروپاون(ساتراپ) ارمنستان در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت.اردشیر بابکان و خسرو انوشیروان(پادشاهان ساسانی)در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند.از جمله در منابع آمده است که در این جشن موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو ،شکر،نیلوفر،سیب،به،انار و یک خوشه انگو و هفت دانه مورد گذاشته بود زمزمه کنان نزد شاه می آوردند.
علی رغم اینکه آغاز سال در دوره ساسانی مهرماه نبود بلکه در فروردین بود،ولی جشن مهرگان هم به بزرگی نوروز در ایران عصر ساسانی برگزار می شده است.هرمز پسر شاپور در همه روز های مهرگان جشن برپا می نمود و هر پنج روز را به یک طبقه از طبقات اجتماعی از جمله شاهزادگان،موبدان،بازرگانان،جنگیان و دهقانان و پیشوران اختصاص می داده است.در همین مهرگان بوده است که پادشاهان ساسانی جانشین خویش را برمی گزیدند و برخی تاج بر سر فرزند خود می نهادند و در این روز روغن درختی به نام «بان» را بر بدن می مالیدند و نخستین کسانی که نزد پادشاه می رفتند موبدان و دانشمندان بودند و هفت خوان از میوه هایی مختلف با خود می آوردند.همچنین در این روز نام بر فرزند می نهادند و کودک از شیر گرفتن مرسوم بوده است.
در کتاب«نامه التاج» آمده است:«هرکس آنچه را که بیشتر دوست می داشت به شاه هدیه می داده است و بیشتر مشک و عنبر و پارچه های گرانبها پیشکش می نمودند و بیشتر توانگران سیم و زر و سواران و دلیران اسب و دیگران به تناسب سدره ای یا سیبی می دادند...نزدیکان شاه نیز هدایایی گرانبها پیشکش می نمودند و اگر ارزش پیشکش کسی ده هزار درهم بود در دیوان یادنوشت می شد و اگر زمانی نیاز به پول پیدا می کرد دوبرابر آن را بدو باز می گردانیدند در روز مهرگان.»
همانگونه که پیش از این یاد کردیم،آیین های جشن مهرگان پس از تازیان نیز از میان نرفت و تا دوران مغولان به صورت پررنگ در سروده های سرایندگان و گفتار نویسندگان نمودار بوده است،همانگونه که چند نمونه از آن ها را یادآور شدیم.
پس از یورش مغولان جشن مهرگان از رواج عمومی افتاد.ولی زرتشتیان ایران به ویژه در نواحی یزد و کرمان هرساله این آیین را برگزار می کردند.امروزه هرچند خبری مبنی بر برگزاری جشن و آیین های جشن مهرگان نیست ولی باید گفت که جشن مهرگان از یادها بیرون نرفته و در آثار نویسندگان،پژوهشگران و نشریه ها بازتاب فراوان دارد.
درود