چهارشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۲ - 10 AM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
| ||
| ||
| آناهيتا كاوياني : | ||
يادداشت: در نوشتار پيشرو كه اينك شمارهي چهارم آن از نگاهتان ميگذرد، تلاش بر آن است تا براي روشنتر شدن ياد(:ذهن) و دريافت خوانندگان، زنجيرهاي از پيشامدهاي هر دودمان پادشاهي از تاريخ ايران بازگو شود. در اينميان همزمان نگاهي كوتاه بر رويدادهاي تاريخي ديگر كشورهاي جهان نيز داريم و شماري از «نامها» و «رخدادهاي ويژه» را از آغاز تا روزگار كنوني يادآور ميشويم. در اين جُستار، انگيزهي ما گزارش پيوسته و بازنمود همهي پارههاي(:جزييات) تاريخ ايران و جهان نيست. تنها يادكردن بخشي از رويدادهايي است كه با انگيزهي ما، در اين نوشتار هماهنگ باشد. اشكپانزدهم-فرهادپنجم-(1-2 پس از ميلاد): «فرهاد» كه گويا در كشته شدن پدرش دست داشت پس از گذشت2 سال از آنرو كه مردم از وي ناخشنود بودند، بهدست بزرگان از پادشاهي بركنار و كشته شد. اشكشانزدهم-اردوم-(2 -6 پس از ميلاد): پس از فرهاد يكي از شاهزادگان اشكاني به نام «ارد» به تخت نشست كه پس از گذشت 4 سال در شكارگاه كشته شد. اشكهفدهم-وانان-(7 پساز ميلاد): پس از ارد بنا به درخواست انجمن مغستان(1) يا مهستان، فرمانرواي روم يكي از پسران «فرهاد چهارم اشك چهاردهم» را كه «وانان» نام داشت روانهي ايران كرد. اگرچه پادشاهي او هم چندي به درازا نكشيد. اشكهيجدهم -اردوانسوم-(16 -51 پسازميلاد): اردوانسوم پسر ارددوم در آنهنگام كه در آذربايجان فرمانروايي ميكرد، جانشين وانان شد. در سال16 ميلادي «وانان» به ارمنستان پناه برد. ماندن او در اين بخش چندان به درازا نكشيد و به ناگزير رهسپار شامات شد و از پشتيباني روميها برخوردار شد. دراين ميان از آنرو كه ميان بزرگان(نجبا) و اردوان دوگانگي و درگيري پيش آمد، وي از پادشاهي بركنار و «تيرداد» نامي جانشين او شد. اردوان به گرگان گريخت و پس از چندي به پايتخت بازگشت و بدون خونريزي بر تخت نشست. در اين زمان پيمان دوستي ميان «اردوان» و «امپراتور روم» بسته شد كه بنا بر آن، اردوان پذيرفت كه ارمنستان پيرو(تابع) ايران نباشد. در سال40 ميلادي مردم سلوكيه شورش كردند و شمار فراواني از «يهوديان» آن سامان در اين رويداد كشته شدند. در روزگار پادشاهي اردوان، تيبريوس(14 -37ميلادي) به نيروي خود افزود و انجمن همگاني(:مجلس عمومي) را برچيد. همچنين در اين روزگار دودمان «هان» (25 -220ميلادي) در «چين» پادشاهي داشتند. اشكنوزدهم(واردان)، اشكبيستم(گودرز) و اشكبيستويكم(واناندوم)(51 -77ميلادي): پس از مرگ «اردوان» ميان دو پسرش واردان و گودرز بر سر تخت شاهي درگيري پيش آمد. سرانجام واردان كشته شد و «گودرز» به تخت نشست. پس از او پادشاهي به برادر ديگر «وانان» رسيد كه تا سال77 ميلادي پادشاهي كرد. رويدادهايي كه در اين روزگار در جهان پيشآمد: كلودويوس(41 -54ميلادي) بريتانيا را گرفت و زبان و ادب لاتين را در آنجا گسترش داد. نرون(54 -64ميلادي) فرمانرواي ستمگري بود كه مادر و خواهر خود را كشت و «سنكا» انديشمند نامور را نيز كشت «وسپاسيانوس»(69 -79ميلادي) يكي از بزرگترين جايگاههاي نمايشي نامور به «لوليزه» را در شهر روم ساخت. «تريانوس»(77 -98ميلادي) روماني را كه به «داكيا» نامور بود به سرزمين خود افزود. اشكبيستدوم بلاشاول: پس از ونان پسرش «بلاش» برتخت نشست. در جنگي كه با تيرهي «دها» كرد آنها را شكست داد و از ايران راند. سپس «تيرداد» پسر خود را به فرمانروايي «ارمنستان» برگزيد. «نرون» امپراتور روم «كُربُولُ» يكي از سردارانش را به درگيرشدن با پادشاه ايران واداشت. سرانجام در سال63 ميلادي بنا برآن شد كه تيرداد، پادشاه ارمنستان باشد به اين پيمان(:شرط) كه تاج پادشاهي را در روم از دست «نرون» بگيرد. بيشتر رخدادنگاران بر اين باورند؛ گزارشي كه در «نسك دينكرت» دربارهي گردآوري «اوستا» آمده وابسته(:مربوط) به زمان «بلاش» و به دستور او بوده است. اشكبيستسومخسرو(107 -133ميلادي): پس از مرگ بلاش، پادشاهي به خسرو پسر«پاكر» رسيد. در اين زمان جنگ نويني ميان «خسرو و تراژان» امپراتور روم درگرفت. پس از درگذشت «تراژان» در سال117 ميلادي «هادرين» فرمانرواي روم شد. در سال122 ميلادي خسرو با امپراتورروم در مرز كشورهاي ايران و روم ديدار كرد و پس از گفتوگوهاي بسيار بنا براين شد كه رودخانهي فرات مرز ميان دولتهاي ميان ايران و روم باشد. در سال133 ميلادي تاختوتاز آلانها به ايران آغاز شد. «خسرو» تاب پايداري در برابر اين رخداد را نياورد و گويا با دادن پولي اين پيشامد را بركنار كرد و اين كار نشان از ناتوان شدن شاهنشاهي در آن روزگار بود(2) پس از گفتوگوهاي بسيار بنا برآن شد كه امپراتور روم براي بردن زن خود به ايران بيايد. هنگامي كه اردوان با همراهان خود به چادرهاي امپراتور رفتند، روميها ناگهان بر آنان تاختند و شمار بسياري در اين گيرودار كشته شدند! تنها «اردوان» از اين رويداد رهايي يافت. پس از اندكي در سال217 ميلادي كاراكالا در نزديكي «وان» كشته شد. «ماكرينوس» جانشين او به بستن پيمان دوستي با ايران برآمد. اگرچه پيشنهاد او انجام نيافت و در پي آن جنگي ميان ايران و روم درگرفت كه به برتري سپاه ايران پايان يافت. روميها درخواست آشتي كردند و بنا شد كه بهاي چشمگيري بابتِ تاوان(:غرامت) جنگي به شاهنشاهي ايران بپردازند. در سال218 ميلادي «اردوان» بر بلاشپنجم برادر خود نيز برتري يافت و سرآغاز پادشاهي او از همين گاه بود. وي در سال224 ميلادي از «اردشيربابكان» شكست خورد و دودمان اشكاني فروپاشيد. در روزگار پادشاهي بلاشپنجم و اردوانپنجم در «چين» سه دودمان(230 -265 ميلادي) پادشاهي داشتند. برپايهي نامگذاري اين پادشاهان، چين به 3 كشور(:مملكت) بخش ميشد. روزگار پادشاهي «ارداول» برابر است با نخستين يورش روميان به بريتانيا به فرماندهي «يوليوس/ژوليوس» كه در سال55 پيشاز ميلاد و سپس در سال54 پيشازميلاد در بريتانيا پياده شدند. در روزگار پادشاهي «اردوانسوم» در سال43 ميلادي، امپراتور روم «كلراوديوساول» به انگلستان لشكر كشيد و بخشي از آنجا را پيرو خود كرد. اشكبيستچهارم و بيستوپنجم، بلاشدوم و سوم(133 -191ميلادي): پس از خسرو يكي از شاهزادگان اشكاني به تخت نشست. بنا به باور «گوتشميد» در سال135ميلادي آلانها(3) به آذربايجان و بخشهاي پيرامون آن در زمان پادشاهي «بلاشدوم» يورش بردهاند. پس از بلاشدوم، پسرش بلاشسوم جانشين پدر شد. او در سال161 ميلادي به ارمنستان رفت و پس از راندن پادشاه آن بخش كه در پوشش روم بود تا شامات پيش راند. در اينجا با ايستادگي «كاسيوس» سردار رومي روبهرو شد. در اين جنگ پارتها شكست خوردند و به سوي «فرات» واپس نشستند. در همين زمان به شوند همهگير شدن بيماري طاعون، شكست سختي به سپاه روميان آمد. در سال165 ميلادي بخش باختري ميانرودان، پارهاي از سرزمين روم شد. اشكبيستوششم بلاشچهارم(191 -207ميلادي): در زمان پادشاهي وي باز كشور ايران با روم از سال(194 -197 ميلادي) درگيري پيدا كرد. «الكساندرسوروس» در اينزمان فرمانرواي روم بود كه به سرزمين ميانرودان تاخت و شهرهاي «الحضر» و «آديابن» را گشود؛ اگرچه الحضر ايستادگي كرد؛ سرانجام آديابن به پهنهي فرمانروايي روم پيوست. اشكبيستوهفتم و بيستوهشتم؛ بلاشپنجم و اردوانپنجم(207-244ميلادي): پس از درگذشت بلاش بر سر جانشيني او چندي ميان پسرانش «بلاشپنجم» و «اردوانپنجم» درگيري پيش آمد... «كاراكالا» امپراتور روم از اين درگيريها خشنود بود و در اينميان فرستادهاي را به سوي ايران روان كرد و خواستار زناشويي با دختر اردوان شد. زيرنويس: 1 -عزيزالله- كليات تاريخ تطبيقي ايران- نشر اميركبير- تهران1377 – رويهي38 2- همان- رويهي40 3 - «اَلانها» یکی از تيرههاي ایرانیتبار شمالی روزگار باستان بودند. آنها در سدهي نخست پیش از میلاد در «آزوف» و بخشهاي جنوبی «قفقاز» زندگي ميكردند و از آنجا به «کریمه» و «آسیای کوچک» تاختند. بازمانده این تيره در «اوستیا» در مرز روسیه و گرجستان زندگی میکنند. |
يادداشت: در نوشتار پيشرو كه اينك شمارهي چهارم آن از نگاهتان ميگذرد، تلاش بر آن است تا براي روشنتر شدن ياد(:ذهن) و دريافت خوانندگان، زنجيرهاي از پيشامدهاي هر دودمان پادشاهي از تاريخ ايران بازگو شود. در اينميان همزمان نگاهي كوتاه بر رويدادهاي تاريخي ديگر كشورهاي جهان نيز داريم و شماري از «نامها» و «رخدادهاي ويژه» را از آغاز تا روزگار كنوني يادآور ميشويم. در اين جُستار، انگيزهي ما گزارش پيوسته و بازنمود همهي پارههاي(:جزييات) تاريخ ايران و جهان نيست. تنها يادكردن بخشي از رويدادهايي است كه با انگيزهي ما، در اين نوشتار هماهنگ باشد.
درود