جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ - 11 AM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
| ||
| رویا شینی غلامپور : | ||
از روزگار باستان، گچبری(1) - به شکل کندهکاری، برجستهکاری و نقاشی - از اجزای ویژهي آراستنیهای(:تزيینات) معماری ایران بوده، که به فراوانی بهکار رفته و پيشرفت بسياري کردهاست. ایرانیان بیش از 2000 سال(بر پايهي پژوهشهای کنونی باستانشناسان نزدیک 3500-4000 سال) گونههای گوناگون گچبری را پدیدآوردند که در جاهای دیگر همتای آنرا نمیتوان یافت.بیشترمردمان، گچبری را خوار شمردهاند، چون میاندیشیدند کهاین وسیله دردست طراح، ایستایی(مقاومتی) ندارد و بهاو امکان میدهد بدون احساس مسوولیت یا برنامهریزی سنجیده، اشکال نوي بیبهایی را پدید آورد.(برای سنجش بیشتر بنگرید به : وضع گچبری با دیگر تزيینات - هرتسفلد، تاریخ باستانشناسی ایران - رویه 74) به راستی روشن نیست این هنر در کجا آغاز شد و به شکل جنبهی جدی معماری درآمد. انجام گچبری که هنرمند را وامیداشت مهارت كندهكاري داشته باشد خیلی دشوار نیست، ولی طراحی آن سخت است، برتری گچبری ایرانی نخست؛ طراحی آن است- کهاین نگاره ها بهوسیله هنرمند طراحی میشود- اجرای آن بهویژه با نگارههای پیچیده و گیرايي زود(نزدیک به 10 دقیقه) و شکننده بودن گچ، کار را دشوار و پیچیده میکند. ایرانیان پیشگامان فرهنگ، هنر و معماری هستند، که نبوغ و هنر خود را در این هنر زیبا نیز نشان دادهاند و بهرههای بیشماری از گچ کردهاند. گاهی آن را با «کتیرا» درمیآمیختند تا «ازاره» دیوارها(پایین ساختمان که بیشترین آسیب را میبیند) سخت و استوار شود و ضربهپذیری آن در هنگام نشستن و رفت و آمد بیشتر شود و گاه خاک را به آن میافزودند تا از ملات کندگیرتر و ارزانتری بهره ببرند. فردوسی بزرگ در شاهنامه، بهره از گچ را از روزگار پادشاهی جمشید پیشدادی میداند. در باستانيترین یادمانهاي(:آثار) یافت شده تاکنون نیز، بهره از آن در نيايشگاههاي تمدن ایلام و هفتتپهي خوزستان و... ديده شده، ولی شکوفایی گچبری را میتوانیم در شیوه «پارتی» ببینیم؛ روندی که در روزگار ساسانیان به اوج ريزهکاری خود میرسد. نگارههاي گچبری در ایران برجستگی چندانی نداشتهاند، اما در روزگار قاجار با پيروي از معماری باخترزمين(:غرب)، گچبری با نگارههاي برجسته(برجستگی بسيار) روایی پیدا کرد. شیوهي آراستن در معماری ساسانی بیشتر با سنتهای ریشهدار و کهن آمیخته بود _که گویا در روزگار اشکانی بهکار نرفته بود_ و از نقش گل و بوته فراتر میرفت و نگارههای چهارپایان، انسان را هم دربر میگرفت. يكي از ويژگيهاي معماري در روزگار ساسانی، بهرهگیری از نقشهای دومفهومی است، نقشهایی که میتوان آنها را به شیوههای گوناگوني بازگو کرد؛ آنچه خوشایند(:مطلوب) ایرانیان است بهدست میآید: مفهوم پوشیده و مرموزی که از پژوهش در فراسوی دیدهها، پدیدار میشود.(بسنجيد با : Phyllis ackerman,Bulletinof needle and Bobbin , new yourk , march 1959) نمونههای گچبری روزگار ساسانی را در ری، ورامین، کیش، دامغان میتوان یافت. این سبک از نگارهها در گچبری پس از روزگار باستان ایران از بین رفت و از نگارهي چهارپایان، انسان و نگارههای رزم و شکار، بنابر باورهای دینی مسلمانان، به نگارهها اسلیمی و هندسی و گیاهان دگرگون شد. معماری ساسانی میتوانسته بر پایهي فن و هنر کار با گچ استوار شده باشد که بسیار پیشرفته بودهاست، اما شگفت آنکه در کاخهای اردشیر در فیروزآباد پارس، این سبک متفاوت بوده و جز قابهای سادهي گچی و تاقچههای جانبی و زهوار دندانه موشی با شکل هخامنشی، چیز دیگری دیده نمیشود. کمبود آراستنیها(:تزيینات) و بهرهگیری از نمادهاي کهن هخامنشی شاید با برنامههای اردشیر ساسانی قابل گزارش(تفسیر) باشد. در روزگار پادشاهی شاهپور یکم، شاهنشاه ساسانی، هنر گچبری با شکوه و غنای بیشتر و نوآوريهاي بسیار، جان تازهای یافت، همچنان که در کاخ بیشاپور(2) میبینیم.کاخ بیشاپور در نزدیکی کازرون در مرکز یک ارگ شاهی است که شاهپور ساسانی هنگام پیروزی بر والرین، امپراتور روم آن را ساخت. این کاخ دارای فضایی با دهانهي نزدیک به 22متر و گنبدهای بزرگ میباشد، همچنین یک مجموعه بنای گسترشیافته(:توسعه یافته) از گونه ساختمانهای «ایوان دار» را نیز دارا است. سمت چپ آن میانهای با رواق وجود داشته و بالای آن نيايشگاه آناهیتا(الههي آب) جای گرفته که گمان میرود از روزگار اشکانی بوده و پیش از بناهای دیگر ساخته شدهاست. طرح آن چلیپا است که پس از آن، سرمشق معماری همهي آتشکدهها و مسجدها به نام «چهارصفه» قرار میگیرد. ساختمایه(:مصالح) آن از سنگ نتراشیده و ملات ساروج است و کف بخشی از آن، موزايیککاری شده که نمونهاش را در جای ديگر نمیتوان یافت! در اين کاخ به گچبری آن که از برجستهترین آراستنيها کاخ بیشاپور است اشاره ميکنیم، چرا که گچبری آن گوناگون بوده و در آن، یک شکل و نقش، هرگز دوبار پیدرپی(پشت سرهم) نیامدهاست! کاخ دارای گچبری رنگی نیز هست که بیشتر از رنگهای اُخرایی، زرد، سیاه، و آبی است و دارای گونههای گوناگون گچبری است که چنيناند:1- شیرشکری: برجستگی کم2- زبره: برجستگی بیشتر3- برجسته: برجستگی زیاد 4-برهشته: برجستگی زیاد هرکدام از آنها سختی اجرای خودش را دارد. سقف آن دارای گچبریها ونگارههاي برجستهي اژدها، گل و برگ بوده که پس از آن درآمدی بر معرق کاری مسجدها شد. اگر گچبریهای کاخ بیشاپور را هوشیارانه بنگریم درمییابیم که با هنر هخامنشی و اشکانی پیوند دارد. درواقع هنر، یک کار پیوسته است و گسسته از روزگار پیشین خود نبوده و نیست. آرایش گچبری گسترده، آن چه به جز شکوهش، میتواند بهترین نمونهی موجود از آذينهاي درون یک کاخ باشد، به ما یادآوری میکند که باور برخی كه، این هنر کاخ بیشاپور، آمیزش ژرف دو هنر روم و ایرانی است(!)، نادرست و بی پایهاست، اصولا معماري ایران بیشتر، پسند و مردمواری کشور خود را در دید میآورده و وامدار هنرمندان این کشور است و نه رومیها! از اینرو گچبری و نگارههاي زیبای کاخ بیشاپور را بهدرستي مادر همهي گچبریها و نقشهای ایرانی دانستهاند. اکنون پس از سپری شدن هزاران سال نشان دانشگاه تهران را میبینیم که برگرفتهاز گچبری معماری ساسانی است. |
از روزگار باستان، گچبری(1) - به شکل کندهکاری، برجستهکاری و نقاشی - از اجزای ویژهي آراستنیهای(:تزيینات) معماری ایران بوده، که به فراوانی بهکار رفته و پيشرفت بسياري کردهاست. ایرانیان بیش از 2000 سال(بر پايهي پژوهشهای کنونی باستانشناسان نزدیک 3500-4000 سال) گونههای گوناگون گچبری را پدیدآوردند که در جاهای دیگر همتای آنرا نمیتوان یافت.
در روزگار پادشاهی شاهپور یکم، شاهنشاه ساسانی، هنر گچبری با شکوه و غنای بیشتر و نوآوريهاي بسیار، جان تازهای یافت، همچنان که در کاخ بیشاپور(2) میبینیم.
اکنون پس از سپری شدن هزاران سال نشان دانشگاه تهران را میبینیم که برگرفتهاز گچبری معماری ساسانی است.
درود