چهارشنبه هفتم دی ۱۳۹۰ - 11 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
| ||
| ||
|
| ||
| خبرنگار امرداد - شهداد حیدری : | ||
«از دید گاتها، آنچه به انسان ارزش میبخشد، اندیشهی اوست. از این نگاه، اندیشه، بهرهای از مزدایی خداوند در درون هر انسان است. چنین اندیشهای باید بهسوی وهومن باشد. اما تنها در آزادی است که به رسایی و تکامل میرسد. از اینرو است که اشوزرتشت از هر زن و مرد میخواهد بیندیشند و راه خود را آزادانه برگزینند.»آنچه بازگو شد بخشی از سخنان موبد پدرام سروشپور، دربارهی اندیشه و سخنان اشوزرتشت در گاتها بود. در آغاز این نشست که در بنیاد فرهنگی جمشید جاماسیان برگزار شد، موبد سروشپور بخشهایی از اوستا را خواند. آنگاه به همراهی موبد راشین جهانگیری، بندهای آغازین گاتهای سپند خوانده شد و دربارهی بندهای گاهانی و اندیشههایی که اشوزرتشت در سرودهای خود بازگو میکند، سخن گفته شد. سروشپور برجستهترین پیام اشوزرتشت برای جهانیان را شناساندن یکتایی آفریدگار هستی برشمرد و گفت: «اشوزرتشت در گاتها، که کهنترین کتابی است که در آن از یکتایی خداوند سخن گفته شده است، خداوند را اهورامزدا مینامد. اهورامزدا به معنی "دانای بزرگ هستی بخش" است. این زیباترین سخنی است که دربارهی خداوند میتوان گفت.» باور به اشا از پايههاي دين زرتشتي سروشپور در کنار باور به یکتایی خداوند و پیامبری اشوزرتشت، باور به «اشا» را مهمترین پایهی دین زرتشتی دانست و افزود: «هرچند ریشهی اوستایی "اشا" راستی است، اما نباید برای یافتن برابرنهاد (:معادل) کنونی واژههای اوستایی پافشاری کرد. چون واژههایی همانند اشا، وهومن و سپنتامینو، معناهای گستردهای دارند و تنها با خواندن چندین و چند بار گاتها است که میتوان به فهم معانی آنها رسید. با این همه، "اشا" را راستی و قانون و هنجار هستی و دادگری نیز دانستهاند. اشا (راستی)، پایهایترین اصل دین زرتشتی است و اهمیت آن تا بدانجاست که حتا برای نگهداری از دین هم نباید از آن دوری کرد. این باوری است که نیاکان ما داشتهاند و چنان بدان پایبند بودهاند که اگر بیم جان هم در میان میبود، از آن دست نمیکشیدند. چون میدانستند که خویشکاری هر زرتشتی، پیشه کردن راستی است. پیام سهگانهی اشوزرتشت: هومَت، هوخت و هُورشت (اندیشه و گفتار و کردار نیک) نیز بر پایهی راستی نهاده شده است.»
سروشپور با اشاره به بخش «سپنتمدگاه» گاتها، هفت امشاسپندان را فروزههای هفتگانهی اهورامزدا و هفت پلهی عرفانی برشمرد که انسان میتواند با پیمودن آنها به اصل خود بازمیگردد. آنگاه با اشاره به امشاسپندان «وهومن»، «اشاوهیشتا» و «خشتروئیریه» افزود:«وهومن، اندیشهی نیک است و اشاوهیشتا، بهترین راستی و خشتروئیریه، توانایی آرزوشده. انسان باید با تکیه بر وهومن برای شناخت راستی گام بردارد تا بتواند به توانایی دست پیدا کند. چنین اندیشهای، زیربنای فرهنگ ایرانی و سرچشمهی صلح و آشتی است. به همینگونه نماد اشاوهیشتا (اَردیبهشت)، آتش است. این باور به ما میگوید همانگونه که آتش، ناپاکیها را در خود میسوزاند، راستی نیز از میان بَرندهی ناپاکی است. خشتروئیریه، یا شهریور، اشاره به آن دارد که توانمند شدن یک اصل است. اما نه توانمندی دارایی و زور؛ بلکه توانمندی از راه وهومن.» سروشپور در ادامهی سخنانش به سه امشاسپند «سپنتاآرمهئیتی»، «هَهاروتات» و «اَمرتات» اشاره کرد و سپنتاآرمهئیتی را باارزشترین امشاسپندی دانست که به یاری آن، هرکس میتواند خود را به جایگاه خدایی نزدیک کند. امشاسپند خورداد (هَهاروتات) نیز اشاره بدان دارد که باید انسان به جایگاهی دست یابد که هیچ کاستی (:نقصانی) در او نباشد تا بتواند به جاودانگی، یا همان اَمرتات (اَمرداد)، برسد. باور به هدفمندي آفرينش و جاودانگي روان
سروشپور در پایان افزود:«یکی دیگر از پایهایترین پیامهای اشوزرتشت، باور به هدفمند بودن آفرینش و جاودانگی روان است. اشوزرتشت در گاتها چنین میگوید که اگر کار نیک انجام بدهیم، بهرهی نیک آن به ما بازمیگردد. از سویی دیگر، اشوزرتشت به همهی جهان و همهی انسانها، چه زن و چه مرد، با نگاه برابر مینگرد. این اندیشهی اشوزرتشت در فرهنگ ایرانی ریشه گرفته و برابری زن و مرد را شکل داده است. یک نمونه از ارج نهادن به این برابری، جشن اسفندگان است؛ جشنی که ویژهی پاسداشت زنان است. از همینرو است که در گذشته، هم دختران و هم پسران به هیربدستان میرفتند و موبد میشدند. پس ما همیشه در کنار موبدان مرد، زنان موبد داشتهایم. اما سختیهای تاریخ و جبر زمانه ناگزیرمان کرده بود که این اصل مهم دینی را کنار بگذاریم. خوشبختانه اکنون به اصل کهن دینی خود بازگشتهایم و زنان شایستهای را میبینیم که جامهی موبدی بر تن کردهاند.» روان آفرينش از آزارها، گله ميكند
موبد راشین جهانگیری نیز با اشاره به هات 29 گاتها و چگونگی برگزیده شدن اشوزرتشت به پیامبری، گفت: «آغاز این بند، شِکوه و گله روانآفرینش، به نمایندگی از آفریدههای جهان، به درگاه اهورامزدا است. روانآفرینش از همهی آسیبها و خشم و آزار و ستمی که دشمنان به جهان روا داشتهاند گله میکند و از درگاه اهورامزدا خواستار میشود که کسی را برای راهبری جهان برگزیند تا آن راهبر بتواند جهان را از آسیبها و گزندها، رهایی بخشد. در ادامه، همپرسگی میان اهورامزدا و فروزههای اشا و وهومن رُخ میدهد و اشا ویژگی چنین کسی را در بیآزاری و مهربانی او میداند. اما میگوید که در سراسر گیتی کسی را با چنین ویژگی نمیشناسد. چون تنها کسی میتواند بر بیداد چیره شود که نیرومند و زورمند است. اما آنگاه که از اشوزرتشت برای رهبری جهان نام بُرده میشود، روانآفرینش میپرسد چگونه میتوان کسی را برگزید که نیرومند نیست؟ پس وهومن از درگاه اهورامزدا، ویژگی "شیوایی سخن" را برای زرتشت خواستار میشود. روانآفرینش که اکنون با راز و رمزها آشنا شده است، سرانجام اشوزرتشت را به برگزیدگی و نجاتبخشی میشناسد. از آن پس است که اشوزرتشت پیامها و پندهای خود را با زبانی شیوا میسراید.» دانا نيك را برميگزيند و نادان بد را
جهانگیری هات 30، بند 3 را یکی از کلیدیترین و پر رمز و رازترین بخشهای گاهان دانست و به دو واژه «اکمن» و «وهیو» (بد و بهتر) اشاره کرد که چگونگی گزینش آدمی را روشن میسازند. به سخن او در هات 30 بند 3 نیز مثلث زرین دادگری اهورامزدا نشان داده شده است. مثلثی که یک زاویهی آن دانش، زاویهی دیگر نیکی و بدی (دو گوهر همزاد) است، و زاویهی سوم نیروی گزینش. از این بند، چند نکته روشن میشود. نخست آنکه اهریمن یکی از دو نیروی همزاد است که در جهان هستی پدیدار میشود. پس هرچیزی که پدید بیاید نمیتواند پدیدآورنده و آفریدگار باشد. نکتهی دیگر آن است که پدیداری این دو نیرو، نیاز به بستری در این جهان هستی دارد. آن بستر، اندیشه، گفتار و کردار انسان است. پیامی هم که از این بند میتوان گرفت آن است که دانا، نیک را برمیگزیند و نادان، بد را.
جهانگیری دربارهی هات 43، بند 1 گاتها گفت: «اگر بخواهیم برای این بند نامی برگزینیم، میباید آن را "بند دگرخواهی" نامید. چون واژگان این بند حالت خواستار بودن دارند. هنگامی که در نخستین بند آن گفته میشود:"اوشتا اَهماای یهماای اوشتا کهماایچیت" (خوشبختی از آن کسانی است که دیگران را خوشبخت سازد)، راه خوشبختی انسان را در خوشبخت کردن دیگران دانسته است. پس آرمان ما باید این باشد که آن دهشی را که بهرهی نیکی ماست، به دیگران نیز برسانیم. انسان باید یادبگیرد که دریچهی قلب خود را به روی نیازمندان بگشاید. اثری که این بند و اخلاق گاهانی بر فرهنگ ایران داشته است، آیین داد و دهش و دستگیری از نیازمندان است. بخش آخر اوستای "یتااهو" نیز دربارهی دستگیری از نیازمندان است. این نیاز، تنها نیاز مادی نیست، بلکه نیاز به دانش نیز هست. نتیجهای هم که از چنین فرهنگی بهدست میآید، پدیداری صلح و آشتی در جهان است. آرزوی اشوزرتشت، نوساختن جهان است جهانگیری در پایان گفتارش با خواندن هات 30، بند 9 گاتها، از باور به «فرشگرد» (نوزایی و تازهخواهی) سخن به میان آورد و گفت: «آرزوی اشوزرتشت، نوساختن جهان است. یعنی دگرگونیهای مثبت در جهان هستی پدید آوردن. پیامبری اشوزرتشت و برگزیده شدن او نیز یک فرشگرد بود. بهدرستی هم اگر در درون آدمی پویش و پویایی نباشد، انسانی بیجان میشود، یا همانند آبی که ایستا است. بنابراین باور به تازگی و نوشدن در جهان هستی، خویشکاری بزرگ ماست. اما این نوشدن چهبسا زیانی در درون خود داشته باشد؛ و آن زیان، دودولی و تردید است. از همینرو است که اشوزرتشت میگوید که در پرتو اشا و به یاری آرمهئیتی باید شک را از میان برداشت و گام در راه وهومن یا منش نیک نهاد.» |
«از دید گاتها، آنچه به انسان ارزش میبخشد، اندیشهی اوست. از این نگاه، اندیشه، بهرهای از مزدایی خداوند در درون هر انسان است. چنین اندیشهای باید بهسوی وهومن باشد. اما تنها در آزادی است که به رسایی و تکامل میرسد. از اینرو است که اشوزرتشت از هر زن و مرد میخواهد بیندیشند و راه خود را آزادانه برگزینند.»
درود