جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ - 1 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
| ||
|
| ||
«فرهوشی از شاگردان و همکاران استاد ابراهیم پورداوود بود و دانشآموختهی دانشگاههای ایران و فرانسه.بهرام فرهوشي، ايرانشناسي را ميان تودههاي مردم برد
زمانی که سرپرستی انتشارات دانشگاه تهران را بردوش داشت، در پربارتر ساختن دانش ایرانشناسی کوششهای بسیاری کرد. افزون بر اینکه او با رادیو نیز همکاری میکرد و بدینگونه زمینهی آشنایی ژرفتر مردم با فرهنگ و پیشینهی ایران را فراهم ساخت و ایرانشناسی را به میان تودههای مردم بُرد. یک کار دیگر او درس گفتن به دانشجویان در "انجمن فرهنگ ایران باستان" بود. از دیگر کوششهای ماندگار فرهوشی، که بسیار باارزش است وباید از آن یاد کرد، نوشتن "فرهنگ پهلوی به فارسی" است. این فرهنگ، آوانویسی واژگان زبان پهلوی است. اهمیت کتاب او در این است که فرهوشی در برگردان واژههای پهلوی به فارسی، برابر نهادهای (:معادلهای) تازهای ساخته است. به سفر نیز دلبستگی داشت وجاهای گوناگون ایران را دیده بود و به گردآوری گنجینهی بیمانندی از واژگان زبانهای ایرانی پرداخته بود. به شاگردانی هم باید اشاره کرد که پرورش داد. فرهوشی با دلبستگی بسیاری دربارهی ایران باستان سخن میگفت و دوستان زرتشتی فراوانی داشت. کتاب "جهان فروری" خود را هم به یکی از همان دوستان زرتشتیاش، مهربان فرهنگی، پیشکش کرده است.»
پدر فرهوشي، مدير دبستان جمشيد جم بود
بوذرجمهر پرخیده نیز دربارهی زندگی و نوشتههای بهرام فرهوشی افزود: «پدر فرهوشی، مترجم همایون، زمانی مدیر دبستان جمشیدجم، که در آن سالیان به نام دبستان زرتشتیان شناخته میشد، بود. خود بهرام فرهوشی نیز درس خواندهی دبیرستان فیروز بهرام بود. از اینرو تاثیر زرتشتیان بر او و خانوادهاش، به ویژه در گرایش و دلبستگی آنها به فرهنگ ایران، آشکار است. فرهوشی در قلهک زندگی میکرد. زمانی که او را از سرپرستی انتشارات دانشگاه تهران برداشته بودند، به دیدارش رفتم. ته باغ خانهاش، کارگاهی درست کرده بود و به نجاری، که به آن دلبستگی داشت، میپرداخت. به یاد دارم که آباژورهایی ساخته بود و بدین گونه دوران خانهنشینیاش را با کاری که دوست میداشت، میگذراند. در فرودگاه آمريكا درگذشت
دو سه روز پیش از درگذشتش تلفنی حرف زدیم و پرسشی را با او درمیان گذاشتم. گفت که تا چند ساعت دیگر باید به فرودگاه برود. راهی آمریکا بود تا سرطان استخوانش را درمان کند. پاسخ پرسشم را به پس از بازگشتش واگذاشت. اما این سفری بیبازگشت بود و در همان فرودگاه آمریکا درگذشت و پیکر بیجانش را به ایران بازگرداندند. فرهوشی روزهای خانهنشینیاش را به سختی میگذراند. دیده بودم که گرایشهای عارفانه پیدا کرده است و به جهان پس از مرگ میاندیشد. شعرهایی هم سروده است که بازتابی از آن نگرش اوست. بسیار دوست داشت که برگردان فارسیاش از "دینکرد" را منتشر کند. اما این کار هیچگاه انجام نشد.»
پرخیده دربارهی کتاب «جهان فروری» و چاپهای گوناگون آن گفت: «فرهوشی این کتاب را در سال 1355 منتشر کرد. هنگامی که سرپرستی انتشارات دانشگاه تهران را بردوش داشت، برگردان اوستای پورداوود و برگردان پدرش- مترجم همایون- از سفرنامهی "دیولافوا" و بسیاری کتابهای باارزش دیگر را چاپ کرد. کتاب "فرهنگ پهلوی به فارسی" و "ایرانویچ" و همین کتاب "جهان فروری" را که از نوشتههای خود اوست، نیز منتشر کرد. هنگامی که در سال 1364 انتشارت کاریان میخواست کتابی را از فرهوشی چاپ کند، نزد او رفتیم. فرهوشی بازچاپ "جهان فروری"اش را پیشنهاد کرد و مقالهای به نام "مغانه" را به چاپ پیشین کتاب افزود. اما یک سطر از این کتاب، که دربارهی از میان رفتن کتابهای ایرانیان در یورش تازیان بود، بر به مشکل خورد و فرهوشی ناگزیر شد آن سطر را به گونهای دیگر بنویسد. اما در چاپ تازهی کتاب، که به تازگی انتشارات دانشگاه تهران منتشر کرده است، سطر پیشین را دست نخورده گذاشتهاند. چاپی هم که انتشارات فروهر از "جهان فروری" منتشر کرده، این کاستی را دارد که برخی از عکسهای کتاب و نیز نقشهای که گسترش آیین مهری را نشان میداد، کنار گذاشته شده است.» آگاهيهاي جهان فروري از نوروز، مهرگان و ديگر جشنها به سخن پرخیده، فرهوشی جستارهای کتاب «جهان فروری» را نخستین بار در مجلهی «بررسیهای تاریخی» که ستاد ارتش در سالهای 1345 تا 1357 منتشر میکرد، چاپ کرد. «جهان فروری» دربارهی نوروز، مهرگان و دیگر جشنها و آیینهای ایرانی، آگاهیهای بسیار با ارزشی دارد. در این سالیان، بسیاری از آنهایی که دربارهی جشنهای ایرانی کتاب نوشتهاند، از کتاب فرهوشی بسیار بهره بردهاند. اما این اندازه امانتدار نبودهاند که نامی از او و کتابش ببرند. کتایون مزداپور نیز با اشاره به کار فرهوشی در برگردان واژههای پهلوی به زبان فارسی، گفت: «شمار بسیاری از واژگان فارسی که در هنگام پاسداشت و احترام گذاشتن به کار میرفتهاند، امروزه به فراموشی سپرده شدهاند و آنچه اکنون در زبان فارسی به کار میبریم، واژههای ترکی و مغولی است، همانند "خانم" و "آقا" و نمونههایی دیگر. آن واژههایی هم که نشاندهندهی قدرت و چیرگی است و در فارسی کنونی به کار میرود، تازی است. تنها چند واژه همانند :" زور" و "نیرو" بهجای مانده است. از اینرو کار فرهوشی در ساختن برابر نهاد (:معادل) برای واژگان پهلوی، ارزش چشمگیری دارد. کاری هم که در زمینهی گویشها انجام داد، بسیار مهم است. نزدیک به 100 گویش در حوزهی زبانهای ایرانی جای میگیرند که همگی دستخوش از میان رفتن و نابودیاند. برای نمونه، امروزه شمار کسانی که زبان دری کرمانی میدانند، بسیار اندکاند. شاید 10 تن هم نباشند. پس میباید واژگان این زبانها و گویشها را گردآوری کرد.» گفتوگو و پرسش و پاسخ باشندگان نشست با کتایون مزداپور و بوذرجمهر پرخیده دربارهی بایستگی نگهداری از میراثهای کهن و دانشهای تجربی که از گذشتگان بازمانده است، پایانبخش نشست «یک ماه، یک کتاب» در پسین سه شنبه 9 اسفند ماه در بنیاد جمشید جاماسیان بود. |
«فرهوشی از شاگردان و همکاران استاد ابراهیم پورداوود بود و دانشآموختهی دانشگاههای ایران و فرانسه.
درود