«هنگامی که خاورشناسان اروپایی واژهی "خوائت وَدَس" را زناشویی با نزدیکان معنا کردند، پارسیان هند و زرتشتیان ایران واکنش بسیار تندی نشان دادند. چون آنها چنین پیوندی را نه میشناختند و نه هرگز انجام داده بودند. شنیدن چنین معنایی از زبان خاورشناسان، برای زرتشتیان شوکآور و شگفتانگیز بود. این واژه نه تنها در گاهان بهکار برده نشده است، بلکه رد پایی در بخشهای کهن اوستا نیز ندارد. نمونههای انگشتشمار تاریخی هم که از زناشویی نزدیکان گزارش شده است، کوچکترین پیوندی با دین زرتشتی پیدا نمیکند.»
واژهاي كه خاورشناسان به «ازدواج با محارم» معنا كردند
آنچه بازگو شد بخشی از سخنان بهرام روشنضمیر، پژوهندهی تاریخ، دربارهی زناشویی در ایران باستان و کجفهمی خاورشناسان از معنای واژهای کهن بود. او در آغاز به نوشتههای اروپاییان دربارهی واژهی «خوائت وَدَس» (خویدوده) اشاره کرد و گفت: «"توماس هاید" که 3 سده پیش دربارهی ادیان خاورزمین پژوهش میکرد، این واژه را به معنای "زناشویی با نزدیکان" گرفت و پس از او کسانی چون "آنتیکل دوپرون" همین معنا را درست دانستند. در سدهی 19 "فریدریک اشپیگل" کوشید که پژوهشی درستتر و به دور از پیشداوری در اینباره انجام دهد. او به این نتیجه رسید که زناشویی با نزدیکان، نه در میان مردم، بلکه تنها در میان برخی از طبقات اشرافی دیده میشد. دستور "پشوتن سنجانا" نیز دربارهی معنای این واژه دست به پژوهش گستردهای زد و آن را "کار نیک" معنا کرد. چندی پس از آن، یکی دیگر از ایرانشناسان به نام "وست"، دیدگاههای گوناگون پیرامون این واژه را بررسی کرد و جستاری دربارهی آن نوشت. دستور سنجانا به او پاسخ داد و بدینگونه کشمکشی علمی میان آن دو دانشمند پدید آمد. در ایران نیز جمشید سروشیان از دیدگاه سنجانا، پشتیبانی کرد و سخن او را پذیرفت.»
واژهی «خوائت وَدَس» از سه دیدگاه استورهای، دینی و تاریخی
روشنضمیر آنگاه واژهی «خوائت وَدَس» را از سه دیدگاه استورهای، دینی و تاریخی، در خور بررسی دانست و افزود: «جهان استوره، انتزاعی است، نه عینی. از همینرو است که در استوره از موجودات شگفتآور سخن میرود وهیچکس هم دربارهی بودن یا نبودن آنها سخن نمیگوید. پس هنگامی که در شاهنامهی فردوسی از زناشویی بهمن و دخترش همای سخن به میان میآید، آن را نباید پدیدهای عینی دانست و گمان کرد که روی داده است. از سوی دیگر، در همهی زناشوییهای شاهنامه، همین یک نمونه را میتوان برشمرد که زناشویی با نزدیکان بوده است. نکته اینجاست که داستان بهمن و همای، ریشه در استورههای هندی دارد. در "ارداویرافنامه" هم از کسانی یاد میشود که با نزدیکان زناشویی کردهاند و از زناشویی ارداویراف با خواهرانش سخن رفته است. میدانیم که ارداویراف، چهرهای استورهای است و در تاریخ چنین کسی شناخته شده نیست. اشارههایی هم که در "مینوی خرد" و "زند وهومنیسن" به این واژه شده است، چنان مبهم است که معنای آن روشن نیست. در "داتستان دینیک" هم اشارهای به زناشویی نزدیکان میتوان یافت. اما این کتاب برگرفته از استورههای زروانی است، نه زرتشتی.»
در گاتها، واژه «خوائت وَدَس» نيامده است
به سخن روشنضمیر، در گاتهای اشوزرتشت(سرودههاي اشوزرتشت)، واژهی "خوائت وَدَس" نیامده است. همچنان که این واژه را در بخشهای کهن اوستا نمیتوان یافت. اما در هات 13 یسنا، که در شمار بخشهای نو یسنا به شمار میرود، و در بخش 18 ویسپرد، این واژه دیده میشود.
هرودت ميگويد: کمبوجیه میخواست با خواهرش، زناشویی کند
روشنضمیر سپس به نوشتههای تاریخی اشاره کرد و گفت: «هرودوت در تاریخش مینویسد که کمبوجیه میخواست با خواهرش- آتوسا- زناشویی کند. پس از مغان خواست که راهی برای این کار بیابند. آنها به کمبوجیه گفتند که چنین کاری در دین روا نیست. کمبوجیه پافشاری کرد. مغان، ناگزیر چنین گفتند که چون تو شاه هستی، میتوانی با آتوسا زناشویی کنی. هرودوت در هیچ جا از تاریخش نمیگوید که ایرانیان چنین میکردند، بلکه مینویسد کمبوجیه از روی هوس، دست به چنین کاری زد، آن هم نه در ایران، بلکه هنگامی که در مصر بود. "پلوتارک" نیز اشاره میکند که اردشیر دوم دلباختهی خواهرش- آتوسا- شد و از روی خواهش و هوس چنین کرد. شگفت است که نام خواهران کمبوجیه و اردشیر، آتوسا بوده است. پس چه بسا ما با یک روایت سر و کار داریم، نه دو رویداد تاریخی. از این گذشته، اردشیر دوم چندان پایبند دین نبود و به خود جرات داده بود که در سنگنگارهاش، آناهیتا را در کنار اهورامزدا بنشاند. در تاریخ، از زناشویی قباد با نزدیکانش هم سخن رفته است. میدانیم که قباد مزدکی شده بود و در دین مزدکی هر کاری آزاد بود.»
اگر چنين بود، ايرانيان بايد مردماني ناقص و نارسا ميبودند
روشنضمیر سپس گفت: «از دید روانشناسانه هم که به این موضوع بنگریم، درخواهیم یافت که زناشویی با نزدیکان نمیتواند چیزی باشد که انسانها به آن گرایش پیدا کنند. روانشناسان میگویند انسان به کسی گرایش جنسی دارد که از او دور باشد. از دید پزشکی و ژنتیکی هم زناشویی با نزدیکان یک پدیدهي هولناک است و امکان این که فرزندی که از چنین زناشویی زاده میشود، نارسا(:ناقص) باشد، بسیار است.
شاپور شهبازی مینویسد که اگر زناشویی با نزدیکان در ایران باستان میبود، چنان نارساییهایی پدید میآمد که بیگمان قوم ایرانی از میان میرفت. ایران باستان، تاریخی 2200 ساله دارد. در این تاریخ درازدامن، تنها به 15 نمونه برمیخوریم که در آن از زناشویی با نزدیکان سخن رفته است: 8 نمونه در زمان هخامنشیان، 3 نمونه در زمان اشکانیان و 4 نمونه در روزگار ساسانیان. حتا اگر فرض بگیریم که یک پنجم، یا یک دهم، ایرانیان دست به زناشویی با نزدیکان زده باشند، جامعهی ایران از دید ژنتیکی و پزشکی، جامعهای بیمار و آکنده از انسانهایی با کمبودهای ژنتیکی میشد. در حالیکه هرگز چنین تصویری از ایران، چه در روزگار باستان و چه در زمانهای پس از آن، گزارش نشده است. وارون آن، همه از ایران باستانی سخن گفتهاند که مردمانی تندرست و شاد داشته است که از دید فرهنگی و هنری و اقتصادی، سرآمد دیگران و در جایگاه بلندی بوده است.»
زناشویی با نزدیکان، کوچکترین پیوندی با دین زرتشتی ندارد
بهرام روشن ضمیر در پایان افزود: «جدای از این سخنها، باید دانست که موضوع زناشویی با نزدیکان کوچکترین پیوندی با دین زرتشتی ندارد. اما چون دین زرتشتی، در ایران باستان، دین فراگیر و گستردهای بود، هرآنچه در آن دوره روی داده است، آن را به پای دین زرتشتی مینویسند. در حالیکه فرهنگ ایران بسیار گستردهتر از دین زرتشتی بوده است. پس نباید هر آنچه که در کتابهایی همانند "دینکرد" یا "ارداویرافنامه" مییابیم، آن را با دین زرتشتی پیوند بدهیم. نمونههای تاریخی هم که از زناشویی کمبوجیه و اردشیر دوم و قباد با نزدیکانشان آوردهاند، دربارهی پادشاهانی است که دورترین پیوند را با دین و فرهنگ زرتشتی داشتهاند.»
این سخنرانی در 7 اسفندماه در بنیاد فرهنگی جمشیدجاماسیان انجام شد.