جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ - 9 PM - کوروش طاهري(دادار) و گروه نویسندگان -
| ||
| ||
|
| ||
|
کانون ایران بزرگ و دانشجویان دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران، جشن سپندارمزگان را با دیرکردی چند روزه برگزار کردند و جایگاه والای زن را در فرهنگ ایران پاس داشتند. در آغاز جشن سپندارمزگان، که در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد، میرجلالالدین کزازی، استاد نامآشنای زبان و ادبیات فارسی، به ستایش فرهنگ دیرپای ایران پرداخت و گفت: «ایرانیان کهن مردمانی شادمان و شادخوار بودهاند و به هر انگیزهای بزمی میآراستند و به شادی مینشستند. یکی از ویژگیهای برجسته و نمادین فرهنگ ایرانی، همین پُرشماری جشنها و آیینهاست. حتا اگر هیچ انگیزهی استورهشناختی و آیینی و تاریخی در میان نبود، نیاکان ما تنها به پاس آنکه نام روز با نام ماه هماهنگ میافتاد، جشنی باشکوه میآراستند. زیرا در گاهشماری ایرانی، پایه بر روز و ماه و سال بود. هفته را ما از دیگران به وام ستاندهایم.»
![]() به سخن کزازی، نیاکان ما جشن سپندارمزگان را در روز سپندارمز روز از ماه اسفند گرامی میداشتند. سپندارمز یکی از امشاسپندان در دین زرتشتی است. هر کدام از این امشاسپندان، یکی از ویژگیهای بنیادین اهورامزدا را به نمود میآورند. «وهومنه» اندیشهی نیک است؛ «ارتاوهیشتا» یا اَردیبهشت؛ برترین راستی است. «ارتا» یا «اشا» سامان کیهانی است. اگر این سامان پریشان شود، آشوب و نابهنجاری و رنج و بیماری پدید خواهد آمد. در هر کدام از ما نیز این سامان کیهانی هست که اگر پریشان گردد، رنج و بیماری و درد در تن، و آشفتگی و ناآرامی در جان و اندیشهی ما روی خواهد داد. امشاسپند دیگر «خشتروئیریه» یا شهریاری درست و بهداد است؛ و نیز «سپنتاآرمئیتی» و «هوئوروتات» یا خورداد که رسایی است و «امرتات» یا امرداد که نامیرایی و جاودانگی است.
کزازی افزود: «سپنتاآرمئیتی از دوپاره ساخته شده است: "سپنتا" که پاکی و پیراستگی است، و "آرمئیتی" که هرچند در معنی آن چند و چون است، اما باید آن را بردباری و فروتنی و آرامش دانست. این هر سه ویژگی در زن، به ویژه زن ایرانی، دیده میشود. زن اگر بردبار نباشد، مادری نیک نمیتواند بود و خانواده ازهم میپاشد. از سوی دیگر، زن فروتن هم است. باید دانست که فروتنی، برابر با زبونی و فرومایگی نیست. فروتنی هنگامی کارکرد و معنا دارد که برآمده از والایی و ارجمندی و بلندپایگی باشد. سومین ویژگی، آرامش است. کسی که بردبار و فروتن است، درون او نیز آرام خواهد بود.» ![]() من شيفته فرهنگ ايرانيام کزازی با یادکرد از ژرفا و والایی فرهنگ ایرانی گفت: «شاید بیندیشید که من آنچنان شیفتهی فرهنگ ایران شدهام که هرآنچه را به این فرهنگ بازمیگردد، بزرگ میدارم و گرامی میشمارم. آری، من شیفتهی فرهنگ ایرانم، چون بیش از شما این فرهنگ را میشناسم. اما این شیفتگی از سر آگاهی است، نه یک شیفتگی کور. اگر ایرانی نمیبودم هم با شناخت فرهنگ ایران، به همین اندازه دلباخته و شیفتهی آن میشدم. چون این فرهنگ، بهراستی والا و فسونکار و دلنشین و شکیبسوز است. کسی که تنها با نمودی یا ریختی از این فرهنگ آشنا شود، آنچنان بدان دل میبازد که تاب و شکیب از دست میدهد. این فرهنگ و سرزمین، بهراستی ستودنی است. یک جشن ستودهی آن هم، جشن سپندارمزگان،، جشن پاسداشت زن، است. در کدامین فرهنگ جهان، جشنی از اینگونه را میتوانید یافت؟»
![]() پايگاه و جايگاه زن در فرهنگ ايراني
کزازی در پایان افزود: «زن ایرانی به درستی شایستهی ستایش است. چون هم زن است؛ و این خود ستایشی بزرگ است؛ و هم ایرانی است، که ستایشی والاتر و نغزتر است. زن ایرانی اگر بداند کیست و چیست و در منش و فرهنگ ایرانی چه پایگاه ارجمندي و بلندی دارد، هرگز خود را فرونمیشکند تا از زنان دیگر کشورها، آیین زن بودن را بیاموزد.» کزازی در پایان سخنانش، چکامهای را که در ستایش جشن سپندارمزگان و جایگاه زن ایرانی سروده بود، خواند. |



درود