در سال 1369 نيز قاسم هاشمي نژاد كه - از ديد يك داستان نويس نه يك محقق- به اين اثر توجه كرده بود، ترجمه اي فارسي از آن منتشر كرد كه در عين سلاست و پاكيزگي، از ساختار متن اصلي هم چندان دور نبود. سرانجام ششمين ترجمه ي فارسي كارنامه... هم به قلم دكتر مهري باقري انتشار يافت.
گر چه در این نوشته از کتابهایی همچون "کارنامه ی اردشیر پاپکان" ازصادق هدایت، "كارنامه ي اردشير بابكان"، ترجمه مهري باقري و برخی دیگر از کتب مفید که در بخش پایانی ذیل عنوان منابعی برای مطالعه بیشتر آمده اند، بهره فراوانی برده شده است، لکن منبع اصلی و محوری برای گردآوری واژگان و استفاده از روایت شاهنامه از کارنامه اردشیر بابکان در این نوشته کتاب "كارنامه اردشير بابكان" با ترجمه، آوانویسی و گردآوری واژه نامه توسط دكتر بهرام فره وشي، چاپ مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران بوده است.
لذا پیش از آغاز بخش مربوط به تاریخچه ی اثر، معرفی و ذکر مقدمه ای کتاب شناختی در مورد کتاب فوق به قلم دکتر بهرام فره وشی خالی از لطف نیست.
"كارنامه اردشير بابكان" نوشته دكتر بهرام فره وشي
ناشر: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران
سال نشر: 1378 (چاپ دوم)
تعداد صفحات: (348 صفحه)
درباره ی اين کتاب:
كارنامه اردشير بابكان كه يكي از متنهاي آسان و زيباي پهلوي است، از ديرباز براي آموختن زبان پهلوي بكار ميرود.
كتاب در 4 بخش گردآمده است:
1) متن پهلوي (حروف چيني شده توسط داراب دستور پشوتن سنجانا با حذف نسخه بدلها، 1896م.، بمبئي)، آوانويسي و برگردان فارسي؛
2) متن پهلوي (متن انتقادي چاپي ادلجي كرشاسپ جي آنتيا كه در سال 1900م.، بمبئي به چاپ رسيده است)؛
3) كارنامه اردشير بابكان از شاهنامه فردوسي و تاريخهاي كلاسيك از جمله: تاريخ طبري، بلعمي، الكامل ابن اثير و ...؛
4) واژهنامه
كتاب كارنامه "اردشير بابكان" حاوي اطلاعاتي درباره روي كارآمدن بنيانگذار سلسله اشكاني است که توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر گردیده است. اين كتاب برگرفته از كتابهاي "تاریخ ایران باستان" حسن پیر نیا، "تاریخ ایران قدیم از آغاز تا انقراض ساسانیان" بویل.جی.آ و "تاریخ سیاسی ایران در زمان ساسانیان" است. اين كتاب براي زبانآموزان پهلوي آوانويسي شده، در بمبئي به چاپ رسيده و شادروان دكتر بهرام فرهوشي اين متن را آوانگاري كرده است. اين نسخه از كارنامه از متن اصلي كتاب، به خط پارسي و خط پهلوي نوشته شده است. نوبت چهارم اين كتاب در 348 صفحه، توسط دكتر بهرام فرهوشي به رشته تحرير درآمده است.
به جرأت ميتوان گفت که اين کتاب يکي از کاملترين و جامعترين تحقيقات بر روي کارنامة اردشير بابکان است. گر چه نویسنده انگیزه ی خود را از نگارش این کتاب تهیه ی یک خود آموز پهلوی قلمداد می کند، به نظر می رسد گردآوری وی را می توان منبع مفیدی برای محققین و پژوهشگران نیز به شمار آورد.
ارائه متن کامل روایت شاهنامه از کارنامه ی اردشیر بابکان علاوه بر مطابقه ی بخش هایی از آن که در متن پهلوی نیز موجود است، این امکان را به محققین می دهد تا دو متن را به راحتی در کنار هم مقایسه نمایند و به علاوه با در نظر گرفتن متن کامل روایت شاهنامه تفاوت هایی را مشاهده نماید که ممکن است نشاندهنده ی وجود نسخه ی اصلی دیگری باشد که فردوسی از آن بهره جسته اما اکنون در دست نیست. این نکته البته در آغاز متن با جمله ی " به کارنامه ی اردشیر بابکان ایدون نوشته بود که ..." به شدت قوت می گیرد.
به علاوه روایات دیگری نیز همچون تاریخ طبری، بلعمی، مجمل التواریخ و ... در پایان کتاب پیش از واژه نامه گرد آوری شده اند. واژه نامه نیز در پایان کتاب به صورت کاملا منظم حاوی لغات موجود در کارنامه و اعداد پهلوی به همراه خط اصلی، ترجمه فارسی و آوانویسی آورده شده است.
تاریخچه اثر
پیرامون کارنامه ی اردشیر بابکان
كارنامه "اردشیر بابکان" کتابی است به زبان پارسی میانه (پهلوی) که در زمان شاهنشاهی ساسانی به رشته تحرير درآمده و داستانی درباره به قدرت رسیدن اردشیر بابکان، بنيانگذار سلسله ساسانی(۲۲۶ - ۲۴۱ میلادی) است. این اثر، نثری کوتاه و سبکی ساده دارد که احتمالاً در اواخر روزگار ساسانی در پارس به نگارش درآمده است. از بافت این اثر چنین پیداست که موبدان در تدوین آن نقش زیادی داشتهاند و ویراستاری رونویسان مسلمان تا اندازه زيادي در حذف عناصر زرتشتی این داستان مؤثر بودهاند. این کتاب از سری کتاب هایی است که از تواریخ دوره ی ساسانی بر جای مانده و بازتاب دهنده ی روش تاریخ نگاری دوره ی ساسانی است. تاریخ نگاری دوره ی ساسانی به دنبال رساندن خواننده به کمال اخلاقی ست. به زبان و ذهن عوام نزدیک است و امر غیر طبیعی مانند «فره ایزدی» در آن طبیعی نمایانده می شود. نویسنده ی این کتاب به مانند سایر کتابهای دوره ی ساسانی به دلایل گوناگون نامشخص است. و چنان که از آغاز این کتب پیداست این کتاب چکیده ای از کتاب اصلی است؛ در صفحه ی نخست کارنامه آمده که " به کارنامه ی اردشیر پاپکان ایدون نوشته بود ..." زمان نگارش نخستین ِ کتاب نامشخص است ولی از آنجا که در زمان خسرو انوشه روان جنبش علمی در ایران شکل جدی تری به خود گرفته به آن دوران نسبت داده می شود ولی احتمال این که در زمان شاپور یکم به دنبال طرح گردآوری اوستا و سایر دانش های ارزشمند نوشته شده باشد وجود دارد.
بنابر این کتاب اردشیر فرزند ساسان است. در حالی که در کتیبه های اردشیر و شاپور یکم از بابک به عنوان پدر اردشیر یاد می شود و از ساسان به عنوان «ساسان خدای» یاد می شود. حتی اگر بپذیریم که بابک اردشیر را به فرزندی پذیرفته باشد و به این وسیله گفتار کارنامک ملاک قرار گیرد در این صورت باید هرگونه نقش مذهبی که ساسان ( که نمی دانم مورخین دوره ی اسلامی مانند طبری، مسعودی، ابن اثیر و دیگران با چه مدرکی از آن سخن گفتند_احتمالا روایات شفاهی ) به عنوان یک موبد به ساسان نسبت داده می شد را رد کرد. البته ناآگاهی اردشیر از دین بهی و آشنایی با پرستش آناهیتا نشان می دهد که او به نوعی خاص از آئین زرتشتی که پارس رواج داشته آشنا بوده و گویا تنسر (توسر) وظیفه ی آموزش او را بر عهده داشته بود. پس این نکته که ساسانیان موبد زاده بودند رد می شود.
در صفحه ی نخست کارنامه ی اردشیر بابکان آمده: " پس از مرگ الاسکندر ارومی ایرانشهر را دو صد و چهل کدخدای (یا به سخن مهرداد بهار کرده خدای) بود." لقب ارومی که به اسکندر نسبت داده شده نشان می دهد که زادگاه و نژاد اسکندر برای ساسانیان و مردم روزگار آنان ناشناخته بود یا به احتمال ضعیف تر در این زمان یونان با روم تطبیق داده شد تا برای مردم آشناتر باشد یا حس دشمنی مردم را نسبت به روم برانگیزند.
در همین صفحه آمده: "سپاهان و پارس و کسته (ناحیه) های بهش نزدیک تر به دست اردوان سردار بود." از این جمله پیداست که اردوان چهارم که بر ضد بلاش ششم برادرش شوریده بود اصفهان، فارس و نواحی اطراف را در اختیار داشت. در سومین صفحه از کارنامه چنین آمده: " و پاپک ساسان را فرمود که تا چند روز به خورش و دارش نیک و سزاوار پرورد وش پس دخت خویش به زنی داد."
در اینجا بابک دختر خویش را به زنی به ساسان میدهد. در تاریخ ارمنیان موسی خورنی می گوید بابک با دیدن آن خواب ها از همسرش می خواهد که با او(ساسان) آمیزش کرده مادر آن مرد نامی گردد. با برابر نهادن این دو روایت که در زمان های نزدیک به هم به نگارش در آمده اند یک گمان در مورد اختلاف آنها پیش می آید. آیا تازش اعراب که باعث خود سانسوری های بسیار شده باعث سانسور کارنامه هم شده شده؟ در حالی که کتاب موسی خورنی از سانسور در امان مانده؟
کارنامه اردشیر بابکان، برخی جزيیات تاریخی را نیز شامل ميشود و سبكي داستانی و رمانتیک دارد. محیط رمانتیک آن تحت تأثیر افسانههای مربوط به کوروش بزرگ که در آن زمان در پارس رواج داشته، شكل گرفته است.
جایگاه کارنامه اردشیر بابکان در ادبیات داستانی
کتاب مقدس ایرانیان قدیم یعنی اوستا از مهمترین آثار تاریخی و باستانی است که در حال حاضر به جای مانده و می تواند از لحاظ ادبی مورد بررسی قرار گیرد. در این کتاب داستانهایی دربارة شخصیتهای اساطیری و پهلوانی ایرانیان چون کیومرث، هوشنگ، جمشید، افراسیاب، کیخسرو و غیره آمده است که البته بنمایههایی مذهبی دارند. بندهش (آفرینش آغازین) داستان آفرینش مخلوقات به دست اهورامزدا و سرپیچی اهریمن و وصف آفریدگان است. از کتابهای معروف و معتبر پهلوی کارنامه اردشیر بابکان در سرگذشت افسانهآميز اردشیر ساسانی و یادگار زر ایران در شرح جنگ دینی ميان گشتاسب و ارجاسب قابل ذکر است. بخشهایی از اوستا بخصوص «یشتها» منبعی برای جستجو در افسانهها و اساطیر باستانی ایران است. از دیگر منابع خدای نامک است که از مطالب تاریخی و حماسی تشکیل شده است و نسخة کاملی از آن هم اکنون در دست نیست ولی بازتاب مطالب این اثر در آثار ادبی و تاریخی دوره اسلامي، امکان بازسازی نسبتاً دقیق نسخه ساسانی این حماسه را فراهم ميکند. علاوه بر اینها، نوعی دیگر از داستانها، داستانهای عاشقانه بوده است که بعدها بعضی از آنها در دوران اسلامي به فارسی دری و به نظم درآمدند. از جمله آنها ویس و رامين است که گویا منشأ پارتی دارد و فخرالدین اسعد گرگانی آن را به نظم در آورده است. مشترکات نژادی و فرهنگی ميان ایران و هند باعث مبادله فرهنگی این دو قوم شده است. در زمان انوشیروان این مبادله فرهنگی جدیتر بوده است در حدی که برزویه طبیب نسخهای از کتاب معروف هندیان یعنی پنچه تنتره را به فارسی پهلوی برميگرداند و این کتاب به ایران و از ایران و زبان فارسی پهلوی به ادبیات عرب راه ميیابد با نام کلیله و دمنه و با ترجمه عربی ابن مقفع.
سنت داستانسرایی و داستاننویسی از سنت ادبی پیش از اسلام به ادبیات کلاسیک فارسی رسیده است. یکی از کهنترین نمونههای داستانی که به نگارش درآمدهاند و نام و نشانی از آنها بر جای مانده است و به ما رسیده است، در ادب ایرانی هزار افسان است که از بنیادیترین آبشخورهای هزار و یک شب شمرده ميشود؛ نیز کلیلک و دمنک به زبان پهلوی ساسانی که در زمان انوشیروان از هند به ایران آورده شد.
داستاننویسی در ادب دوران ساسانی رونق داشته است و نمونههای آن کارنامه اردشیر بابکان و ارداویرافنامه است. این داستانها دارای مایههای داستانی، تاریخی- تخیلی و تخیلی- مذهبی است؛ اولی بافت تاریخی و افسانهای دارد؛ دوميسرگذشت تخیلی معراج روح موبدی زرتشتی به جهان پس از مرگ و دیدههای وی از دوزخ، برزخ و بهشت است. مستشرقان بین ارداویرافنامه و کمدی الهی دانته شباهتهایی یافتهاند و حدس زدهاند که دانته با این اثر- که سنایی غزنوی نیز در دوران اسلاميسیر العباد الی المعاد را در همان عوالم سرود- آشنایی داشته است. شعر و سرود از دوره ساسانی چندان باقی نمانده است اما تعداد قابل ملاحظه ای از آثار منثور آن دوره- به زبان پهلوی یا به صورت ترجمه عربی آنها- در دست است که آنچه از ترجمه خوتای نامک- ترجمه هزار افسان (الف لیل)، نامه تنسر، ترجمه سندبادنامه، و پارهای بقایا از کتابهایی چون آیین نامک، تاجنامک و گاهنامک باقی است تصور کثرت آنها را به اهل تأمل القاء ميکند.
اما "كارنامه اردشير بابكان"، قديمي ترين كتاب حاوي حكايت عاشقانه اردشير بابكان به زبان پهلوي است. قديمي ترين كتابي كه داستاني عاشقانه روايت كرده، كتاب كارنامه اردشير بابكان به زبان پهلوي است كه داستان عشق اردشير بابكان و دوشيزه زيبا روي والا تبار را حكايت مي كند. دخترك گيسوان خود را از پنجره پايين انداخت تا اردشير بالا بيايد. از آن پس، هر شب، گيسوان دختر نردبام اردشير بود. كارنامه اردشير بابكان، يكي از متون قديمي باستاني است كه درآن وقايعي كه بر اردشير بابكان موسس سلسله ساساني گذشته، روايت شده است. داستان از اين قرار است كه اردوان آخرين پادشاه اشكاني وقتي مي شنود كه پسر بابك، لايق و زيبا روي است، دستور مي دهد پسر را به دربار آورند. اردشير براي زندگي به دربار آورده مي شود. روزي اردشير به همراه اردوان و پسرانش به شكار مي رود. اردشير تيري به بزي مي اندازد و در جا بز كشته مي شود. اردوان به زبان تمجيد به فردي كه اين تير را شليك كرد آفرين مي گويد. پسر اردوان پيش دستي و اعلام كرد كه اين تير من بود كه چنين به پهلوي بز اصابت كرد. اردشير زبان به شكوه باز مي كند. اردوان با حالتي عصباني دستور مي دهد او را رئيس اصطبل دربار كنند. روزي كه اردوان كنار استبل در حال ني زدن بود كنيزكي او را از پنچره مي بيند به اردشير دل مي بازد. گيسوان خود را آويزان مي كند تا اردشير از آن ببالا بيايد. اين شد كه هر شب تارهاي موي كنيز طناب اردشير شد. در همين كتاب داستان هاي عاشقانه ديگري كه بر سر شاپور و هرمز پسران اردشير آمده روايت شده است. اين كتاب به احتمال قوي در اواخر دوره ساساني بر اساس روايت هاي قديمي تري در فارس تدوين يافته است. نثر كتاب بسيار ساده و متاخر است و در سراسر كتاب تاثير زبان فارسي ديده مي شود. به طور خلاصه میتوان در یک جمله گفت این كتاب تاريخي است آميخته به افسانه.
درباره ی اردشیر بابکان
اَردِشیر پاپَگان یا اردشیر یکم یا اردشیر بابکان (در پارسی میانه Arđaxšēr-i Pāpagān) بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی بود. از ۲۲۶ تا سال ۲۴۱ میلادی، به عنوان شاهنشاه ایران سلطنت کرد. وی بجای، اردوان پنجم، آخرین پادشاه اشکانی بر تخت نشست. نام اردشیر در پارسی میانه بصورت اَرتَخشَتر بوده، بمعنی شهریاری مقدس (اَرتَه = مقدس و خشَتر = شاه) دودمانی که اردشیر بنیاد گذاشت، چهار سده بر ایران، فرمان راندند و ۳۴ شاه داشت که آخرین آن یزدگرد سوم بود. دودمان ساسانی، در سال ۶۵۲ میلادی، بهدست عربها، سقوط کرد.
اردشیر جوانترین پسر پاپگ، روحانی بلندپایهٔ نیایشگاه آناهیتا، در استخر بود. استخر شهری بود که پس از ویران شدن پارسه بهدست اسکندر مقدونی، در کنار آن پدید آمدهبود. پاپک پسر (یا تحتالحمایه) فردی به نام ساسان بود. دودمانی که اردشیر بعدها بنیاد کرد، به نام پدربزرگ او ساسانیان نام گرفت. مادر اردشیر نیز رودَگ نام داشت و دختر حاکم محلی پارس بود. ساسان، در زمان بلاش چهارم اشکانی احتمالاً فرمانروای استان پارس بودهاست. خاندان ساسان پارسی بودند و به گویشی از پارسی سخن میگفتند که اختلاف کمی با زبان پارتی (زبان فرمانروایان اشکانی) داشت.
همسر ساسان به نام رامبهشت یا دینگ، از خاندان بازرنگی بود که حکومت محلی پارس را، در دست داشتند. گوچهر شاه استخر که از خاندان بازرنگی بود، در دورهای منصب دژبانی (ارگبذی) دارابگرد را به اردشیر بابکان داد.
پاپگ، پدر اردشیر، موفق شد در سال ۲۰۵، گوچهر را برکنار کند و از اردوان چهارم، شاهنشاه اشکانی بخواهد تا شاپور، پسر ارشدش را فرمانروای استخر کند. بابک، کمی پس از آن درگذشت و شاپور شاه استخر شد. اردشیر پاپکان از سال ۲۰۶ تا ۲۴۱ میلادی، فرمانروای شهر استخر بود. اردشیر که بلندپرواز بود، فرمانروایی برادر را نپذیرفت و قصد نبرد با وی را کرد اما در تاریخ آمده که شاپور پیش از درگیری، به علت فروریختن یک ساختمان کشته شد و در پی آن اردشیر شاه استخر شد. اردشیر خود را «اردشیر پنجم پارس» لقب داد و در آغاز کار با خویشاوندان خود از طایفهٔ بازرنگی به ستیز برخاست.
اردشیر پاپگان احتمالاً از سالهای ۲۰۵ -۲۰۶ میلادی، آغاز به ضرب سکه ویژهٔ خود را کرد. بابک که از شاهزادگان پارس و پدر اردشیر بود، از سال ۲۰۸ میلادی، برای یک شورش علیه اشکانیان آماده میشد. پسر او، اردشیر، سرانجام این شورش را علناً اعلام کرد. کشمکش میان دو گروه رقیب، چندین سال ادامه یافت و نیروهای پارتی، در سه نبرد از ساسانیان شکست خوردند. در واپسین این نبردها که نبرد هرمزدگان (۲۲۳-۲۲۴) نام دارد و در ۲۲۴ میلادی در دشت هرمزدگان رخ داد، اردوان پنجم کشتهشد و ساسانیان پیروز شدند.
اردشیر بابکان یا پاپکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی در ۲۳ ژوئن سال ۲۲۶ میلادی در نیایشگاه ناهید تاجگذاری کرد و شاه ایران شد و ملی گرایی ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت احیاء کرد. با پیروی از روش اردشیر، دیلمیان و صفویان بعدا ملی گرایی ایرانی را بر محور ایراندوستی و مذهب شیعه زنده کردند. اردشیر که قبلا حکمران پارس (عمدتا فارس و کرمان) و نگهبان آتشکده آن بود پیش از تاجگذاری، به حکومت اشکانیان که بر اثر فساد داخلی رو به ضعف گذارده بودند و در برابر رومیان کوتاه می آمدند برانداخته بود.
اردشیر که بعدا رومیان را هم شکست سخت داد و از شرق واپس راند در مراسم تاجگذاری، همانند داریوش بزرگ گفت که به خواست اهورامزدا شاه ایرانیان می شود که مردمی نجیب و بزرگوار هستند و دروغ نمی گویند. مردم کرمان که اردشیر قبلا در نظر داشت آنجا را پایتخت ایران کند به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، شهری را که در آن استان ساخته بود به «اردشیر» نامگذاری کردند. این شهر که نام آن از زمان چیرگی عرب ها بردسیر تلفظ می شود پیشتر روستای کوچکی بود که توسط اردشیر عمران و توسعه داده شده و به صورت شهر درآمده بود.
جد او٬ ساسان٬ موبدی زردشتی بود، که ریاست معبد آناهیتا را در پارس بر عهده داشت. اردشیر پاپکان ملیگرایی ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت احیاء کرد. پیروی از روش اردشیر، دیلمیان و صفویان، ملیگرایی ایرانی را بر محور ایراندوستی و مذهب شیعه زنده کرد. انديشه و سياست اردشير را ميتوان در دو جمله خلاصه كرد: "به جاى آزادى دورهٔ اشكانی بايد نظم و قانون واحدى حكمفرما باشد. دين و دولت به هم بستهاندو يكى بى ديگرى نپايد."
در زمانی که حکومت اشکانیان به دلیل اختلافات داخلی و جنگهای خارجی ضعیف شده بودند و در برابر رومیان کوتاه میآمدند، اردشیر (نوه ساسان) که قبلا حکمران پارس (عمدتاً فارس و کرمان) و نگهبان آتشکده آن بود، به فکر تشکیل شاهنشاهى بزرگي افتاد. وي به مردم میگفت که حکومت ملوکالطوایفی موجب آشفتگی اوضاع ایران شده است و نیز رواج ادیان و آیینهای مختلف، دین زردشتی را تهدید میکند. او وعده داد به جای شیوهٔ ملوکالطوایفی حکومت مرکزی مقتدری ایجاد خواهد کرد و وسعت مرزهای ایران را به قبل از حملهٔ اسکندر خواهد رسانید. اردشیر تقریباً به وعدههای خود عمل کرد. وي پس از شکستدادن رومیان در مراسم تاجگذاری، همانند داریوش گفت که به خواست اهورامزدا شاه ایرانیان میشود که مردمی نجیب و بزرگوارند و دروغ نمیگویند.
مردم کرمان که اردشیر قبلاً در نظر داشت آنجا را پایتخت ایران کند به منظور نشان دادن خرسندی خود، شهری را که در آن استان ساخته بود به نام "اردشیر" نامگذاری کردند. اين شهر كه نام آن از زمان چیرگی عربها "بردسیر" تلفظ میشود در گذشته روستای کوچکی بود که توسط اردشیر عمران و توسعه داده شد و به صورت شهر درآمد.
اردشير براى تقويت بنياد شاهنشاهى ايران كارهاى مؤثرى انجام داد و با رسمىكردن دین زردشت و تعقيب و كشتار شاهزادگان ساسانی، بنياد سلطنت و حكومت را استوار ساخت. اردشير كارهاي ارزشمندي كرد كه از آن جمله ميتوان به ايجاد مركزيت و تبديل پادشاهان محلى به نجباى دربارى، جمعآورى اوستا كه از روزگار "بلاش یکم اشکانی" آغاز شده بود، رسمىكردن دين زردشت، تقسيم مردم به طبقات، ايجاد آرامش و امنیت، زندهكردن سپاه جاويدان داريوش بزرگ و تخفيف كيفرها را نام برد.
دولت روم که خبر سقوط اشکانیان را شنیده بود، فرصت را غنیمت شمرده و در امور ارمنستان دخالت میکرد. روم قصد داشت در آنجا حکومتی دست نشانده، ایجاد کند.
اردشیر پس از اینکه مبانی دولت خود را محکم نمود، تصمیم گرفت که با روم جنگ کند زیرا خود را وارث هخامنشی میدانست. اردشیر به قصد جنگ با رومیان در سال ۲۲۸ میلادی از فرات گذشت.قیصر روم، الکساندر سِوِروس امپراتور روم، سفیری، نزد اردشیر فرستاد و گفت که جنگ با رومی ها، جنگ با مردمان وحشی نیست و شکستهای پارت ها (اشکانیان) را تذکر داد. اردشیر در جواب چهار صد نفر از ایرانیان، رشید و بلند قامت، با اسلحه کامل و اسبهای یراق طلا، انتخاب کرده، نزد امپراتور روم فرستاد و اینطور پیغام داد که آنچه رومیان در آسیا متصرفند، ارث شاه ایران است بنابراین رومیها باید به اروپا اکتفا کرده، آسیا را تخلیه نمایند.
الکساندر سِوِروس، سه سپاه مأمور حمله به ایران کرد، اردشیر هر سه سپاه را درهم شکست و حرّان را گرفت و آنگاه روی به ارمنستان نهاد و خسرو پادشاه آنجا را شکست داد و کشت. پس از آن ارمنستان به تسخیر ایران در آمد.
اردشیر بابکان پس از بهدست گرفتن قدرت، به منظور پیوستگی روند امور کشور، هفت خاندان ممتاز اشکانی را از کار برکنار نکرد. اردشیر برای تقویت بنیاد شاهنشاهی ایران کارهای مؤثری انجام داد، کارهای بزرگ اردشیر را بشرح زیر میتوان خلاصه کرد:
ایجاد مرکزیت و تبدیل پادشاهان محلی به نجبای درباری
جمعآوری اوستا که از روزگار بلاش یکم اشکانی آغاز شده بود
رسمی کردن دین زردشت و ارتقا موبد موبدان رئیس روحانیون زرتشتی، بیکی از بلند پایه ترین مقامات دولتی.
تقسیم مردم به طبقات
جلوگیری از تجملات و تعیین حد معشیت، برای هر طبقه
ایجاد ادارات امنیت عمومی و تعمیم آن، به تمام مملکت
زنده کردن سپاه جاویدان داریوش بزرگ
تخفیف کیفرها و منع بریدن دست
جلوگیری از فساد اخلاقی
اندیشه و سیاست اردشیر را در سه جمله خلاصه کردهاند:
سواد مردم باید کم باشد تا مبانی دولت محکم گردد.
بجای آزادی دورهٔ اشکانی، باید نظم و قانون واحدی حکمفرما باشد.
دین و دولت بهم بستهاند، یکی بیدیگری نپاید.
اردشیر پاپکان ملیگرایی ایرانی را بر محور آموزشهای زرتشت احیاء کرد. با پیروی از روش اردشیر، دیلمیان و صفویان، بعداً ملیگرایی ایرانی را، بر محور ایراندوستی و مذهب شیعه زنده کردند.
نحوهٔ برآمدن اردشیر یکم و رسیدن او به پادشاهی در کتابی به نام کارنامه اردشیر بابکان که به زبان پارسی میانه به جای مانده به صورتی داستانوار و رمانتیک بیان شدهاست.
واژه نامه ی تطبیقی
در این بخش واژگان مورد استفاده در مورد مشاغل و عناوین دیوانی به زبان پهلوی که در کارنامه اردشیر بابکان به کار رفته جمع آوری شده است. ذیل هر واژه که به صورت آوانویسی آمده است یک معادل نزدیک به فارسی میانه و همچنین معادل آن در فارسی امروز آورده شده است. لازم به ذکر است آوانویسی های جدید تری از این اثر از جمله بر اساس آوانویسی مکنزی ارائه شده است که برخی نواقص موجود در آوانویسی حاضر را تصحیح نموده و نمونه کامل تری را فرا پیش نهاده است. با این وجود واژه نامه ی حاضر بر اساس کتاب "کارنامه اردشیر بابکان" نوشته ی دکتر بهرام فره وشی گرد آوری شده است.
1.
axtarmārān
اخترشناسان – اخترشماران
معادل در فارسی امروز :
منجمین – ستاره شناسان
2.
spāhpatān
سپهبدان
معادل در فارسی امروز :
فرماندهان سپاه
3.
artīštārān
ارتشداران
معادل در فارسی امروز :
فرماندهان ارتش
4.
Hunarōmand
هنرمند
معادل در فارسی امروز :
هنرمند
5.
Xvamn vičārān
خواب گزاران
معادل در فارسی امروز :
معبران
6.
xˇatāy
خدای
معادل در فارسی امروز :
شاه - فرمانروا
7.
asuwār
سوار
معادل در فارسی امروز :
سوار
8.
dar handarzpat
در اندرزپاد
معادل در فارسی امروز :
وزیر فرهنگ وآموزش
9.
dipīrīh
دبیری
معادل در فارسی امروز :
دبیری
10.
dipīrān i mahist
دبیران مهست
معادل در فارسی امروز :
نخست وزیر
11.
vāstryōšān
واستریوشان
معادل در فارسی امروز :
گله داران - دامداران
12.
vāzurkān
بازرگان
معادل در فارسی امروز :
بازرگان
13.
varzīgar
برزگر
معادل در فارسی امروز :
برزگر
14.
varz-kartārān
ورزکرداران
معادل در فارسی امروز :
کشاورزان
15.
Kār farmānān
کارفرمایان
معادل در فارسی امروز :
کارفرمایان
16.
kāmkār
کامکار
معادل در فارسی امروز :
کامکار
17.
kartārān
کرداران
معادل در فارسی امروز :
عاملان دولتی – کارگزاران دولتی
18.
Katak xˇatāy
کدخدا
معادل در فارسی امروز :
فرماندار
19.
magōpat
موبد
معادل در فارسی امروز :
موبد
20.
marzbān
مرزبان
معادل در فارسی امروز :
مرزبان
21.
sar xˇatāyān
سر خدایان
معادل در فارسی امروز :
ملوک الطوایف
22.
stōrpān
ستوربان
معادل در فارسی امروز :
ستوربان
23.
pātixšāy
پادشاه
معادل در فارسی امروز :
پادشاه
24.
sardār
سردار
معادل در فارسی امروز :
سردار
25.
pušt aspān sardār
پشت اسبان سردار
معادل در فارسی امروز :
فرمانده سواره نظام
26.
parastakān
پرستاران
معادل در فارسی امروز :
خدمتگزاران
27.
šahryār - šatryār
شهریار
معادل در فارسی امروز :
شهردار
28.
šatrdār
شهردار
معادل در فارسی امروز :
فرمانروا
29.
tāb
تاب
معادل در فارسی امروز :
فرمانروا
نقدی بر سیر تحول واژگانی
سیر تحول واژگانی در دوره ی ساسانی تا به امروز را می توان از سه منظر واجی، صرفی و تحولات معنایی بررسی نمود. به علاوه با بررسی نمونه های موجود از عناوین شغلی و دیوانی در کارنامه اردشیر بابکان می توان شمایی کلی از مشاغل مهم و رایج در عصر ساسانی بدست داد. گرچه این یادداشت به بررسی واژگانی عناوین شغلی و دیوانی کارنامه می پردازد و بررسی های واجشناختی در مطالعات زبانشناسی تاریخی خود حوزه ی مطالعاتی مجزایی را شامل می شوند، با این وجود به سبب نقش تغییرات واجی در واژگان، در این بخش تحولات واجی موجود در سطح واژگان گردآوری شده را به منظور یادآوری برخی موارد به طور مختصر مورد بررسی قرار می دهیم. سپس نگاهی به تغییرات صرفی در فارسی امروز نسبت به متن کارنامه و نقش این تحولات در واژگان مربوط به مشاغل خواهیم انداخت. تحولات معنایی را به عنوان یکی از مهمترین و جالبترین مباحث در زبانشناسی تاریخی به بحث خواهیم نشست و خواهیم دید که چگونه معنای برخی از واژگان بر اثر تحولات تاریخی و اجتماعی طی فرایندهای مختلف دگرگون می شوند.
تحولات واجی و آوایی
بر اساس آوانویسی موجود در کتاب "کارنامه اردشیر بابکان" نوشته دکتر بهرام فره وشی تغییرات واجی زیر را می توان به طور نمونه مثال زد. در واژه ی spāhpatān می توان تغییر واج های p به b و t به d را نسبت به فارسی امروز مشاهده می نماییم. همچنین خوشه ی همخوانی آغازین sp نیز در فارسی امروز حذف شده و معمولا این گونه خوشه ها امروزه با افزودن یک واکه شکسته شده اند.
در واژه ی artīštārān واکه ی ī به e تبدیل شده است. در واقع این واج به کلی در فارسی امروز حذف شده است. به علاوه در این واژه باز هم t نیز به d تبدیل شده است. در واژه ی xˇatāy در یک تغییر بسیار عمومیxˇ به x تبدیل شده است. در واقع در همه ی کلمات فارسی پهلوی دارای xˇ این تغییر رخ داده و در فارسی امروز به x تبدیل می شوند. در vāzurkān نیز فرایند عمومی دیگری رخ می دهد و v به b تبدیل می گردد. K نیز در این کلمه در فارسی امروز به g تبدیل شده است. خوشه ی همخوانی آغازین st در stōrpān با قرار گرفتن واکه ی o در میان دو همخوان در فارسی امروز شکسته می شود . همچنین pنیز مجددا در این واژه به b تبدیل گردیده است. در مورد واژه ی pātixšāy مشاهده می گردد که واج x در این کلمه به کلی حذف می گردد.
تحولات صرفی
تحولات صرفی را در چند حوزه می توان بررسی نمود. یکی انواع پسوند هاست و یکی ترتیب قرار گرفتن تکواژ ها در کنار یکدیگر برای ایجاد واژه ای جدید است. به عنوان مثال پسوند ān همانند فارسی امروز پسوند جمع می باشد. پسوند bān که گاهی نیز به صورت pān می آید در پهلوی همان معنایی را می دهد که پسوند "بان" در فارسی امروز دارد. در مورد ترتیب قرار گرفتن تکواژها می توان تفاوتهایی را از جمله در واژه ی pušt aspān sardār (پشت اسبان سردار) که معادل آن در فارسی امروز "فرمانده سواره نظام" می باشد می توان به وضوح مشاهده نمود. همانطور که مشخص است ترکیب های مضاف و مضاف الیه و همچنین صفت و موصوف در زبان پهلوی به صورت مقلوب نیز به کار می رفته است. با وجود همه ی این تفاوتها می توان گفت یکی از مهمترین و پر بسامد ترین تحولات در سطح واژگانی در این دو دوره مربوط به تغییرات معنایی واقع شده در واژگان زبان فارسی امروز نسبت به زبان پهلوی است.
تحولات معنایی
تحولات معنایی شامل بسط معنایی و افزایش حوزه ی معنایی و تحدید معنایی و کاهش حوزه ی معنایی در واژگان گرد آوری شده در این مطالعه مشاهده می شود.
به عنوان مثال parastakān یا (پرستاران ) در زبان پهلوی به معنای خدمتگزاران بوده است در حالیکه در فارسی امروز به معنی افرادی به کار می رود که از بیماران مراقبت می کنند. در واقع در اینجا نوعی تحدید یا کاهش معنایی صورت گرفته است به طوری که در پهلوی این واژه به هر کسی اطلاق می شده که به شاه و یا هر فرد دیگری خدمت می نموده است در حالیکه در فارسی امروز تنها به کسی اطلاق می شود که به بیماران خدمت می کند.
در ترکیب sar xˇatāyān (سر خدایان ) به معنای ملوک الطوایف و یا واژه ی xˇatāy(خدای) که معادل آن در فارسی امروز "شاه" یا "فرمانروا" می باشد می بینیم که خدا دارای معنایی کلی بوده است و در واقع به فرمانروای هر منطقه ای اطلاق می شده است. اما در فارسی امروز این واژه را تنها برای فرمانروای جهان یعنی خداوند احد و واحد به کار می بریم.
از سوی دیگر واژه ی Katak xˇatāy (کدخدا) که معادل آن در زبان فارسی امروز "فرماندار" می باشد نیز دستخوش نوعی کاهش معنایی گردیده است. در واقع کدخدا در زبان پهلوی به معنای فرمانروا منطقه ای وسیع بوده است اما در فارسی امروز کدخدا به معنای فرمانروای روستایی کوچک و یا چنانچه امروز به کار می رود به معنای بزرگ ده یا روستا به کار می رود.
تغییرات ناشی از قرض گیری واژگانی
پس از ورود اسلام به ایران زبان فارسی دستخوش تغییرات فراوانی گردید که عمده ی این تغییرات در سطح واژگانی صورت پذیرفتند. واژگان بسیار زیادی در این دوره از زبان عربی وارد زبان فارسی گردیدند که به طور کلی ظاهر این زبان را متحول کردند. استفاده از واژه های عربی در زبان فارسی حتی تا قرن حاضر نیز رواج فراوانی داشتند. در واقع فارسی تا سالهای اخیر نیز انباشته از لغات عربی با کاربرد های مشابه زبان عربی و گاه متفاوت از آن بوده است . با این وجود فارسی امروز رفته رفته به سمت استفاده بیشتر از لغات با ریشه های فارسی متمایل گردیده است. در مقایسه ی واژگانی عناوین شغلی و دیوانی کارنامه اردشیر بابکان با فارسی امروز خواهیم دید برای بسیاری از این عناوین از واژه های دارای پیشینه ی عربی استفاده می شود گرچه در برخی از موارد معادل های فارسی قدیمی هنوز هم به کار گرفته می شود و یا گرایش به استفاده از معادلهای جدید دارای ریشه های فارسی در آنها بوجود آمده است.
به عنوان مثال اگر واژه ی axtarmārān (اخترشماران) به معنای "اخترشناسان" را در نظر بگیریم خواهیم دید که در فارسی امروز معادل عربی "منجمین" به جای آن کاربرد یافته است. گرچه در سالهای اخیر گرایش عمده ای به استفاده از واژه ی فارسی "ستاره شناسان" مشاهده می گردد. یا در مورد واژه ی Xvamn vičārān (خواب گزاران) معادل عربی "معبران" در فارسی امروز کاربرد فراوانی دارد.
واژه ی sar xˇatāyān (سر خدایان ) که در ابتدای کارنامه ی اردشیر بابکان آمده است در زبان پهلوی به معنای حاکم یا فرمانروای هر یک از مناطق سرزمین پهناور ایران بوده است اما در فارسی بعد از اسلام معادل عربی آن یعنی "ملوک الطوایف" متداول گردیده است و در فارسی امروز نیز با همین واژه خوانده می شود و معادل پهلوی آن به کلی کاربرد خود را از دست داده است.
به همین ترتیب می توان به واژه ی kartārān (کرداران) در زبان پهلوی اشاره نمود. معادل این واژه در فارسی بعد از اسلام "عاملان دولتی" بوده است. با این وجود در فارسی امروز معادل فارسی "کارگزاران" نیز بسیار متداول گردیده و می توان گفت تقریبا در همه ی بافت های موقعیتی رسمی این واژه کاربرد بیشتری دارد.
در واقع می توان نتیجه گیری کرد که واژه های پهلوی مربوط به مشاغل و عناوین دولتی در فارسی بعد از اسلام به شدت از زبان عربی متاثر گردیده اند اما در سالهای اخیر گرایش بیشتری به استفاده از معادل های فارسی برای این عناوین و مشاغل مشاهده می گردد.
جمع بندی
در این مقاله در ابتدا در بخش مقدمه به معرفی کارنامه ی اردشیر بابکان پرداختیم و گفتیم که چاپ شش ترجمه ي فارسي از اين متن داستاني- تاريخي، كه اتفاقاً در مقايسه با متون ديگر، ابهام چنداني ندارد، نشان دهنده ی اهمیت فراوان این اثر در میان آثار به جای مانده از زبان پهلوی می باشد. سپس با توجه به این که از کتاب کارنامه ی اردشیر بابکان نوشته ی دکتر بهرام فره وشی استفاده نمودیم پیش از آغاز بخش مربوط به تاریخچه ی اثر، به معرفی و ذکر مقدمه ای کتاب شناختی در مورد کتاب فوق به قلم دکتر بهرام فره وشی پرداختیم.
سپس با ذکر تاریخچه ای از این اثر یعنی کارنامه ی اردشیر بابکان جنبه های مختلف این اثر را بررسی نمودیم و پیرامون کارنامه ی اردشیر بابکان مسائلی را مطرح نمودیم و گفتیم كارنامه "اردشیر بابکان" کتابی است به زبان پارسی میانه (پهلوی) که در زمان شاهنشاهی ساسانی به رشته تحرير درآمده و داستانی درباره به قدرت رسیدن اردشیر بابکان، بنيانگذار سلسله ساسانی(۲۲۶ - ۲۴۱ میلادی) است. این اثر، نثری کوتاه و سبکی ساده دارد که احتمالاً در اواخر روزگار ساسانی در پارس به نگارش درآمده است.
سپس مختصری راجع به جایگاه این اثر در ادبیات داستانی نوشتیم و در این بخش آوردیم که "كارنامه اردشير بابكان"، قديمي ترين كتاب حاوي حكايت عاشقانه اردشير بابكان به زبان پهلوي است. قديمي ترين كتابي كه داستاني عاشقانه روايت كرده، كتاب كارنامه اردشير بابكان به زبان پهلوي است كه داستان عشق اردشير بابكان و دوشيزه زيبا روي والا تبار را حكايت مي كند. نثر كتاب بسيار ساده و متاخر است و در سراسر كتاب تاثير زبان فارسي ديده مي شود. به طور خلاصه میتوان در یک جمله گفت این كتاب تاريخي است آميخته به افسانه که علاوه بر شرح چگونگی به قدرت رسیدن اردشیر ساسانی و ذکر داستان هایی حماسی حاوی حکایات عاشقانه ای نیز می باشد.
در پایان بخش مربوط به تاریخچه اثر شرح مختصری را از زندگی اردشیر بابکان و شخصیت و جایگاه او در میان پادشاهان ایرانی آوردیم و تاریخچه ای کوتاه از سلسله ساسانی و چگونگی به قدرت رسید اردشیر را مطرح نمودیم.
در بخش "واژه نامه ی تطبیقی" واژگان مربوط به عناوین شغلی و دیوانی را در کارنامه اردشیر بابکان به صورت آوانویسی شده آوردیم و معادل های مناسبی را به صورت تطبیقی زیر هر مدخل ارائه نمودیم.
در بخش "نقدی بر سیر تحول واژگانی" از جنبه های مختلف تغییرات واژگانی صورت گرفته در عناوین شغلی و دیوانی را در فارسی امروز نسبت به کارنامه بررسی کردیم وگفتیم سیر تحول واژگانی در دوره ی ساسانی تا به امروز را می توان از سه منظر واجی، صرفی و تحولات معنایی بررسی نمود.
در بخش مربوط به تغییرات واجی و آوایی سه نوع تغییر را مشاهده نمودیم. یکی تغییر یک واج به صورت واجی دیگر. یکی شکستن خوشه های همخوانی آغازین و دیگری حذف کلی یک واج.
در بخش مربوط به تحولات صرفی گفتیم که تحولات صرفی را در چند حوزه می توان بررسی نمود. یکی انواع پسوند هاست و یکی ترتیب قرار گرفتن تکواژ ها در کنار یکدیگر برای ایجاد واژه ای جدید است.
با وجود همه ی این تفاوتها گفتیم یکی از مهمترین و پر بسامد ترین تحولات در در سطح واژگانی در این دو دوره مربوط به تغییرات معنایی واقع شده در واژگان زبان فارسی امروز نسبت به زبان پهلوی است. تحولات معنایی شامل بسط معنایی و افزایش حوزه ی معنایی و تحدید معنایی و کاهش حوزه ی معنایی در واژگان گرد آوری شده در این مطالعه مشاهده می شود.
در بخش مربوط به تحولات ناشی از قرض گیری واژگانی اشاره نمودیم که پس از ورود اسلام به ایران زبان فارسی دستخوش تغییرات فراوانی گردید که عمده ی این تغییرات در سطح واژگانی صورت پذیرفتند. واژگان بسیار زیادی در این دوره از زبان عربی وارد زبان فارسی گردیدند که به طور کلی ظاهر این زبان را متحول کردند.
در پایان این بخش نیز به عنوان نتیجه گیری عنوان کردیم که واژه های پهلوی مربوط به مشاغل و عناوین دولتی در فارسی بعد از اسلام به شدت از زبان عربی متاثر گردیده اند اما در سالهای اخیر گرایش بیشتری به استفاده از معادل های فارسی برای این عناوین و مشاغل مشاهده می گردد.
فهرست منابع و کتب مفید برای مطالعه ی بیشتر
"كارنامه اردشير بابكان"، نویسنده، دكتر بهرام فره وشي، انتشارات دانشگاه تهران
"كارنامه ي اردشير بابكان"، ترجمه از متن پهلوي، مهري باقري، نشر قطره
"نقدي بر كارنامه ي اردشير بابكان، ترجمه ي مهري باقري"، نویسنده، بهرام ورجاوند
"زند وهومن یسن و کارنامه ی اردشیر پاپکان"، نویسنده، صادق هدایت، انتشارات آزادمهر
"راهنمای کتیبه های ایرانی میانه (پهلوی- پارتی)"، نویسنده، سعید عریان، انتشارات پژوهشکده ی زبان و گویش
" نگاهي گذرا به ادبيات ايران از قبل از اسلام تا كنون"، نویسنده، ليلا ذوالقدري
"زبان پهلوي، ادبيات و دستور آن"، نویسنده، ژاله آموزگار و احمد تفضلي
ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
http://acls.blogfa.com/post-20.aspx
http://www.morur.ir/article.aspx?i
درود