سخنرانی داد و دادگری در شاهنامه
کانون وکلای دادگستری پارس روز 21/7/90
سخنران کوروش طاهری دادار وکیل پایه یک دادگستری
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
زنام و نشان و گمان برتر است نگارنده بر شده گوهر است.
داد و دادگری در شاهنامه
کمسیون هنر کانون وکلای دادگستری بنا دارد آنچه را که در توان دارد برای کاستن از سختی کار وکالت به همکاران پیشکش نماید.تا بتوانیم یک کار لذت بخش تر را برای خود و همکارانمان فراهم نماییم.هنر بخش بزرگی از زندگی است و زندگی بی هنر به راستی که کشنده و آزاردهنده است.ایرانیان از روزگاران کهن مردمانی هنرمند و هنردوست بوده اند.هرجای این سرزمین که شما پا میگذارید هنر را به فراوانی فراوانی میبینید.از نگاره های تخت جمشید تا سروده های استاد بزرگ توس , و غزلهای حافظ همه هنر هستند.انسان اساسا هنرمند بوده و زندگی با هنر همواره برای او ارجمند هست.
ماه مهر هم میان ایرانیان ماه بزرگی است.میدانیم که فریدون پس از چیرگی بر دهاک ماردوش جشن مهرگان را پایه گذاری میکند که برابر دهم مهر ماه هرسال هست و ایرانیان این روز را گرامی داشته و در این روز به جشن و پایکوبی می پردازند.
همانگونه که در شاهنامه هم هست دو جشن بزرگ ایرانیان داشته اند.ایرانیان و فرهنگ مردم ایران فرهنگ جشن و شادی است.ایرانیان برای هر روز یک جشن داشته اند.برخی از این جشن ها مانند جشن نوروز وجشن مهرگان از دیگران سرتر و بزرگتر بوده است, .این جشن ها بیگمان بهانه داشته اند,هم بهانه ستاره شناسی و اختر شناسی و هم بهانه میهنی و مردمی ... -- جشن نوروز که به بهانه آغاز سال نو و نیز آسودن جمشید از سیسد سال کار و رنج و کوشش برای گسترانیدن دادگری در سرزمین ایران بوده است.
جشن مهرگان هم به بهانه پیروزی داد و دادخواهی بر ستم و سنمگری دهاک ماردوش بوده است.پس از هر کار بزرگ و شایسته ایرانیان برای زدودن خستگی جشن میگرفتند.
بهانه و شوند اختر شناسی این دو جشن بزرگ ایرانیان هم برابر شدن روز و شب در این دو جشن (دو روز)می باشد
ایرانیان همواره مردمانی دانا و دانشمند بوده اند.و از روزگاران نخستین به این دانش ها دست یافته بودند.نباید گمان کنیم که دانش و دانایی ما از نیاکانمان بیشتر است.بی گمان آنان از ما داناتر و دانشمندتر بودهاند.نبیاد اینگونه بینگاریم که چون ما ابزار و افزارهای بیشتری داریم از آنان بیشتر میدانیم.باید به یاد داشت که آنان بی این ابزارهای به دستاوردهای بزرگی رسیده اند.
باید ازرش این دانشها رابشناسیم و بیشتر در این باره بیاموزیم و به فرزندانمان بسپاریم و به دیگران هم بیاموزانیم.چون فرهنگ ما سراسر هنراست.
یکم مهر نیز در میان ایرانیان بسیار گرانمایه و گرانپایه است.چون آغاز دانش و دانش اندوزی است.اگر یکم مهر نبود شاید هیچکدام از ما امروز اینجا نبودیم.آن را گرامی میداریم
15مهر روز دهش و بخشش می باشد و آن را گرامی میداریم.
20مهر روز حافظ میباشد.حافظ اندیشمند,فیلسوف,سراینده,مبارز و جنگجو هست.نباید حافظ را تنها سراینده و شاعر نپنداشت.بلکه او اندیشمند بزرگی است که با ریا و نیرنگ بازی وستم میجنگد.
ماه مهر را گرامی بداریم و از شادی های های آن بهره ببریم.
زبان پارسی را باید نگاهبانی کنیم ونباید از یاد ببریم که فردوسی یکی از بزرگترین مردان ایران زمین و فرهنگ دوست و فرهنگ دار است.فردوسی در بیش از هزار سال پیش برای پاسبانی از فرهنگ و زبان به پا خواست و بنیان های فرهنگ را استوار ساخت.ستایش خداوند از زبان فردوسی بسیار زیباست و یکی از زیباترین سروده های زبان پارسی است .برای پاسداشت اندیشه فردوسی که شاهنامه را با نام و ستایش خداوند آغاز میکند من نیز در آغاز سخن این سروده زیبا را میخوانیم.
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند روزي ده رهنماي خداوند نام و خداوند جاي
فروزنده ماه و ناهيد و مهر خداوند کيوان و گردان سپهر
نگارندهي بر شده پيکرست ز نام و نشان و گمان برترست
نبيني مرنجان دو بيننده را به بينندگان آفريننده را
که او برتر از نام و از جايگاه نيابد بدو نيز انديشه راه
نيابد بدو راه جان و خرد سخن هر چه زين گوهران بگذرد
همان را گزيند که بيند همي خرد گر سخن برگزيند همي
ميان بندگي را ببايدت بست ستودن نداند کس او را چو هست
در انديشهي سخته کي گنجد اوي خرد را و جان را همي سنجد اوي
ستود آفريننده را کي توان بدين آلت راي و جان و زبان
ز گفتار بيکار يکسو شوي به هستيش بايد که خستو شوي
به ژرفي به فرمانش کردن نگاه پرستنده باشي و جوينده راه
ز دانش دل پير برنا بود توانا بود هر که دانا بود
ز هستي مر انديشه را راه نيست از اين پرده برتر سخنگاه نيست
ستایش خداوند از زبان فردوسی بسیار زیباست.
شاهنامه پس از ستایش خداوند و دیگر ستایش ها از پادشاهی کیومرث آغاز میکند.نخستین پادشاه ایرانی کیومرث هست.در اینجا نباید پادشاه را هانند پادشاهان امروزی بدانیم که فرمانروایی میکنند.پادشاه در فرهنگ ایرانیان و در شاهنامه بسیار بزرگتر از یک فرمانرواست.به سخن دیگر همان هنگام که فرمانرواست از سوی یزدان و آفریدگار نیز دستور دارد تا مردمان را راهبری کرده و به راه راست راهنمایی کند.پادشاه در فرهنگ ایرانی پیامبر و موبد و پیشوای دینی هم هست.در دین یهود و دیگر دینها و سرزمین ها هم اینگونه است.هر کدام از این پادشاهان پیامبر پیشه در راستای انجام دستور و فرمان یزدان کارهای آموزشی و دینی گوناگونی انجام میدهد.
کارهایی که کیومرث انجام داد ساختن خانه در کوه است. دستور ساختن پوشاک و جامه از پوست پلنگ را میدهد.همچنین آموزش خوراک و خوروش پختن را کیومرث انجام داده است.
فردوسی میفرماید:
کیومرث شد بر جهان کدخدای نخستین به کوه اندرون ساخت جای
سر تخت و بختش بر آمد به کوه پلنگینه پوشید خود با گروه
از او اندر آمد همی پرورش که پوشیدنی نو بد و نو خوروش
پس از کیومرث چون پسرش سیامک در دادخواهی مردم ایران زمین در برابر دیو کشته میشود؛نوه او هوشنگ بر ایران فرمانروایی میکند.
جهاندار هوشنگ با رای و داد به جای نیا تاج بر سر نهاد
بگشت از برش چرخ سالی چهل پر از هوش مغز و پر از داد دل
چو بنشست بر جایگاه مهی چنین گفت بر تخت شاهنشهی
که:"بر هفت کشور منم پادشا به هر جای پیروز و فرمانروا
به فرمان یزدان پیروزگر به داد و دهش تنگ بستم کمر."
و ز آن پس ؛جهان یکسر آباد کرد همه روی گیتی پر از داد کرد.
یکی از بزرگترین کارهای هوشنگ پیدا کردن آتش و پیشکش کردن آن به مردم ایران زمین و بنیانگذاری جشن سده که یکی از جشن های بزرگ ایران هنوز هم هست.که امروزه ایرانیان در روز دهم بهمن هر سال با برافروختن آتش آتش را گرامی میداریم.
پس از هوشنک پسر او تهمورث به پادشاهی ایران زمین میرسد.
پسر بد مر او را یکی هوشمند گرانمایه تهمورث دیوبند
بیامد به تخت پدر بر نشست به شاهی کمر بر میان بر ببست
همه موبدان را ز لشکر بخواند به خوبی چه مایه سخنها براند
چنین گفت:"که امروز تخت و کلاه مرا زیبد و تاج و تخت و گنج و سپاه
جهان از بدیها بشویم ،به رای پس آنگه کنم ،در کیی،گرد پای
ز هر جای کوته کنم دست دیو که من بود خواهم جهان را خدیو
هر آن جیز که اندر جهان سودمند کنم آشکارا گشایم ز بند"
از کارهای بزرگ و سودمندی که تهمورث انجام داد کشتن دیو –نماد ستم و ستمگری در فرهنگ ایران بوده و هست –و همچنین نخ ریسی و پشم ریسی ؛برای فراهم کردن پوشش و جامه مردمان ،رام کردن پرندگان کوهی مانند مرغ و ماکیان و سر انجام وادار کردن دیوان به آموزش نوشتن بود.فردوسی میفرماید:
پس از پشت میش و بره پشم و موی برید و به رشتن نهادند روی
نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را چو خورشید بفروختند
پس از تهمورث ؛جمشید ، که یکی از بزرگترین پادشاه-پیامبر ایرانی در اوستا و شاهنامه هست ،به پادشاهی و پیامبری رسید.بی گمان همه ما در باره جام جم –که همان جام جهان نمای جمشید هست - بسیار شنیده ایم ،که جامی بوده که جمشید با نگریستن در آن از رویدادهای هر گوشه جهان آگاه می شده است.که امروزه نامگذاری کاربردی آن سدا و سیمای ایران است که به "جام جم "نامور است.روزگار فرمانروایی و پادشاهی جمشید یکی از پر فراز و نشیب ترین روزگار ایرانیان میباشد.
چو گیتی سر آمدبر آن دیوبند ، جهان را همه پند او سودمند،
گرانمایه جمشید فرزند اوی ، کمر بست یکدل ،پر از پند اوی
بر آمد بر آن تخت فرخ پدر به رسم کیان بر سرش تاج زر
کمر بست با فر شاهنشهی جهان گشت ،سر تا سر ،او را رهی
زمانه بر آسود از داوری به فرمان او ،دیو و مرغ و پری
"منم-گفت:با فره ایزدی همم شهریاری همم موبدی
بدان را ز بد دست کوته کنم روان را سوی روشنی ره کنم "
جمشید در روزگار پادشاهی خود کارهای بسیاری برای ایرانیان انجام داد میتوان به کارهای زیر از وی یاد کرد.
جمشید بنیانگذار گروه (طبقه)بندی مردمان در ایران زمین هست.نباید گروه بندی مردمان ستمگرانه بدانیم .بهتر است از این جایگاه وگوشه که طبقه و گروه بندی مردمان برای سامان دهی کارهای مردم است, به آن بنگریم.چون هرکسی باید بر پایه توان خویش در گروه مردمان جای گیرد.میدانیم که که این جایدهی بستگی به دستمایه های گوناگونی مانند گرایش کسان به آن پیشه,توانایی فرد و...دارد.
ایرانیان همواره در گروههای گوناگونی مانند سپاهیان,دبیران,موبدان,دهقانان ،آهنگران،زرگران،شیشه گران وپیشه وران...جای داشتند.
فردوسی در گروه دهقانان جای دارند.دهقان آن گروه از مردم هست که زمین دار است.دارایی دارد. و میتواند افزون بر زندگی روزانه کارهای دیکری مانند کارهای فرهنگی یا دیوانی و مانند آن را انجام دهد.