| ||
| ||
|
| ||
|
يكشنبه 21 اسفند:
چهارشنبه 24 اسفند:
پنجشنبه 25 اسفند:
برگرفته از تارنمای دکتر انوشیروان کیهانی زاده |
| ||
| ||
|
| ||
|
يكشنبه 21 اسفند:
چهارشنبه 24 اسفند:
پنجشنبه 25 اسفند:
برگرفته از تارنمای دکتر انوشیروان کیهانی زاده |
روز گذشته و در دادگاه انقلاب رقم خورد
برگزاري دومين جلسه دادگاه پرونده فساد بانكي بدون حضور جهرمي و خاوري
گروه سياسي دومين جلسه دادگاه متهمان پرونده فساد اقتصادي روز گذشته در حالي برگزار شد كه علاوه بر اينكه خبري از بررسي نقش افرادي همچون جهرمي و خاوري در اين جلسه به چشم نميخورد، حتي جهرمي در روز برگزاري دادگاه آزادانه با رسانهها مصاحبه هم كرد و از جايگاه مدعي باز هم به اين و آن تهمت زد. هرچند قبل از اين سخنگوي محترم دستگاه قضايي از صدور كيفرخواست براي جهرمي و پيگيري از طريق پليس بين الملل براي جلب خاوري خبر داده بود.
فساد بزرگ مالي در حالي توجه رسانهها و افكار عمومي را در ماههاي آخر سال90 به خود جلب كرد كه از همان ابتدا برخي اشخاص و گروههاي سياسي در تلاش بودند از اين واقعه تأسفبار سوءاستفاده كرده و به اغراض شخصي و گروهي دست يابند. بر همين اساس از روزهاي اول رسانهاي شدن اين پرونده عدهاي بدون هرگونه سند و مدرك پشت پرده فساد مالي را به دولت و برخي اطرافيان رئيسجمهور نسبت دادند. اين اتهامات واهي هر چند ابتدا در فضاي رسانهاي مطرح ميشد اما بلافاصله به محافل رسمي از جمله صحن علني مجلس كشيده شد و از آن پس هجمه تهمتها و هتك حرمتها عليه دولت از خانه ملت به گوش ميرسيد و كار به جايي رسيد كه حتي يك مقام رسمي قضايي نيز در همين مكان برخي از اين اتهامات بيسند را تكرار نمود. حجم بالاي تهمتها هر چند با پشتيباني رسانهاي تمامعيار انجام شد اما بزودي و پس از انجام مأموريت مختص به خود در پازل طراحي شده عمليات رواني عليه دولت فروكش كرد. اتهاماتي كه در طول 2 جلسه دادگاه متهمان اصلي اين پرونده هنوز به هيچ كدام از آنها رسيدگي نشده. امروز و در كنار مطالبه جدي نسبت به محاكمه برخي چهرههاي اصلي دخيل در پرونده فساد بانكي، بررسي صحت و سقم اتهامات وارده به دولت نيز درخواست و نياز جدي مردم است. تهمتهايي كه چه صحيح باشد و چه دروغ، دستگاه محترم قضايي در قبال آن وظايف مشخصي دارد. با اين حال روز گذشته دومين جلسه محاكمه 32 تن از متهمان پرونده فساد بزرگ مالي با حضور دادستان تهران، نمايندگان بانكها، وكلاي متهمان، نماينده مدعيالعموم و خبرنگاران رسانهها در شعبه اول دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضي ناصر سراج به طور علني برگزار شد. به گزارش خبرنگار ساعت 8:50 روز گذشته مأموران زندان 29 متهم مرد و سه متهم زن را تحت تدابير شديد امنيتي به سالن دادگاه منتقل كردند و دقايقي بعد 10 جلد از پرونده متهمان به همراه چند جلد كتاب قانون مجازات اسلامي به دادگاه آورده شد. سپس وكلاي متهمان كه در بين آنها يك خانم و يك روحاني بود، در جايگاه خود قرار گرفتند اما وكيل مدافع متهم رديف اول- مهآفريد خسروي- در دادگاه حضور نيافت. در ابتداي جلسه رئيس دادگاه با تشكر از رسانههايي كه گزارش جلسه اول محاكمه را به درستي انعكاس دادند، گفت: عدهاي از ما گلايه كردهاند كه چرا اسامي كامل متهمان و تصاوير آنان پخش نشده است. در اين زمينه بايد بگويم براساس تبصره يك ماده 188 قانون آئين دادرسي كيفري، هويت متهمان بايد تا قطعي شدن حكم محكوميت آنان حفظ شود و در اين رابطه معذوريت قانوني داريم چون قانون به ما اجازه اين كار را نميدهد.
برگزاري دومين جلسه دادگاه پرونده فساد بانكي بدون حضور جهرمي و خاوري
ادامه از صفحه 3
متهم رديف اول از خود دفاع نكرد
سپس رئيس دادگاه از مهآفريد خسروي- متهم رديف اول- خواست در ادامه جلسه قبل، دفاعيات خود را ادامه دهد. متهم با قرار گرفتن در جايگاه مخصوص از دفاع امتناع كرد و گفت: غروب چهارشنبه به من اطلاع داده شد كه وكيلم از وكالت انصراف داده است. با او تلفني صحبت كردم و به من گفت به دليل مشغله و مأموريت خارج از كشور، وقت مطالعه پرونده را نداشتم لذا از وكالت انصراف دادهام. فراهاني- نماينده مدعيالعموم- نيز در اين خصوص گفت: وكلاي متهمان در مطالعه پرونده منعي نداشتهاند و بسياري از وكلا آمدند و پرونده موكل خودشان را مطالعه و بررسي كردند اما وكيل مدافع مهآفريد خسروي مدتي در خارج از كشور بود و در بازگشت به ايران به دادستاني آمد و گفت برخي از دوستان عنوان كردند حقالوكالهام به دليل دفاع از خسروي حرام است و با همين استدلال اعلام استعفا كرد. قاضي سراج- رئيس دادگاه- هم اعلام كرد: من در جريان انصراف نيستم؛ انصراف هم بايد به دادگاه اعلام شود كه تا اين لحظه چيزي اعلام نشده است. وي در ادامه گفت: وقتي وكيل امنيتي ميگيريد، نتيجهاش همين است. متهم بلافاصله پاسخ داد: من نميدانستم اين وكيل امنيتي است. وي افزود: فقط يك نكته را در مورد بانك صادرات بگويم و آن اين كه چرا اين بانك در رابطه با بحث «ال سي»ها هيچ گاه مصوبهاش را به صورت كتبي به ما ابلاغ نكرده است ضمن اين كه در جلسه بعدي از خودم دفاع خواهم كرد. قاضي سراج نيز با درخواست متهم موافقت كرد.
تشریح آثار زیانبار اقدامات گروه آریا توسط نماینده سازمان بازرسی کل کشور
نماینده سازمان بازرسی کل کشور نيز در اين جلسه در جایگاه قرار گرفت و با بیان این که خواستار برخورد با متخلفان این پرونده در چارچوب قوانین هستم، اظهار داشت: آثار زیانبار فعالیتهای گروه امیرمنصور آریا شامل ۴ اقدام اصلی بوده است. وی ادامه داد: ایجاد نقدینگی کلان بدون فعالیت مولد اقتصادی، تحریک بانکها به سرمایهگذاری در طرحهای غیرمولد، ایجاد فضای بیاعتمادی به خاطر عدم اختصاص عادلانه اعتبارات و آلودهسازی عناصر دستگاهها به واسطه پرداخت رشوه، از اقدامات این گروه بوده است.
تعجب قاضی از پرداخت عیدی 20 میلیونی
در ادامه جلسه محاکمه، یکی از متهمان به نام «الف. ش» در جایگاه قرار گرفت و اظهارات وی مبنی بر پرداخت عیدی ۲۰ میلیون تومانی به رؤسای برخی بانکها، تعجب قاضی را در پی داشت. قاضی سراج که از این اظهارات تعجب کرده بود، ابتدا به متهم گفت منظورتان ۲۰ هزار تومان است که متهم با تکرار رقم ۲۰ میلیون تومان، گفت: در گروه امیرمنصور آریا ارقام یا میلیونی بود یا میلیاردی. قاضی سراج هم در ادامه گفت: ما کارمند هستیم و با این ارقام میلیونی ارتباطی نداریم. متهم «الف. ش» در ادامه اظهارات خود به برخی از پرداختها به گروهها و افراد اشاره کرد و گفت: در جریان پرداخت ۱۳۰ میلیارد تومان به یک صرافی خارج از کشور، ۱۵ میلیارد تومان در قالب کیفهای پول، ۱۲ میلیارد تومان به آقای «پ»، ۲۰ میلیارد تومان به آقای «د»، 5/2 میلیارد تومان به آقای «ک» و مبلغ 2/1 میلیارد تومان بابت واردات ریل قطار از چین بودهام. وی ادامه داد: همچنین مبالغی هم مانند ۴ میلیارد تومان تحت عنوان حق مشاوره به خط و ابنیه، ۳ میلیارد تومان به حساب شخصی آقای «ر»، 4/2 میلیارد تومان به مدیران برخی شرکتها در قالب وام، ۲ میلیارد تومان برای خرید خودروهای لوکس، ۲ میلیارد تومان به برادر متهم ردیف اول، یک میلیارد تومان به شرکت لولهسازی، ۴ میلیارد تومان به مدیرعامل بانک آریا، ۲ میلیارد تومان به یکی از اعضای هیأت مدیره بانک آریا، 2/1 میلیارد تومان به آقای «ر» و همچنین ۱۵۰ میلیون تومان به ۶ بانک بابت عیدی پرداخت شده است.
قرائت كیفرخواست دومین متهم پرونده
همچنين فراهانی، نماینده دادستان در ادامه برگزاري دادگاه متهمان فساد بزرگ اقتصادي، کیفرخواست صادر شده علیه «س. ک» متهم ردیف دوم پرونده را قرائت کرد. براساس کیفرخواست صادره، اتهاماتی مانند افسادفیالارض از طریق گشایش السیهای غیرقانونی به مبلغ ۲ هزار و ۸۵۰ میلیارد تومان، ایجاد شبکه تبانی بانکی، اخذ رشوه به مبلغ 4/2 میلیارد تومان، پولشویی از طریق خرید املاک و پرداخت رشوه به افراد مختلف در این پرونده به این متهم نسبت داده شده است.
چانهزنی متهم بر سر تفاوت 50 میلیونی در اخذ رشوه
متهم بعد از این که در جایگاه قرار گرفت، در واکنش به طرح اتهام رشوه 4/2 میلیارد تومانی گفت: اولاً این مبلغ ۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان بوده است ثانیاً همه آن را برای امور خیریه صرف کردم. این اظهارات متهم، خنده حاضران را در پی داشت و بعد از این که قاضی سراج گفت نمیدانم چرا همه این کارهای خیریه را به بانکیها میسپارند، بار دیگر حاضران از جمله دادستان تهران خندیدند.
سومین جلسه محاکمه شنبه ۲۷ اسفند برگزار میشود
دومین جلسه محاکمه متهمان فساد مالی اخیر در حالي به پایان رسید كه ادامه رسیدگی به پرونده به روز ۲۷ اسفند موکول شد.
جلسات دادگاه رسیدگی به پرونده فساد مالی در سال 91 بدون وقفه برگزار میشود
در پايان برگزاري دومين جلسه رسیدگی به پرونده فساد مالی، حجتالاسلام غلامحسين محسني اژهاي، دادستان كل كشور و سخنگوی قوه قضائیه با حضور در جمع خبرنگاران گفت: در سال 91 نیز بدون وقفه جلسات رسیدگی به دادگاه پرونده فساد مالی اخیر برگزار خواهد شد.
ادامه در صفحه آخر
ديه جديد 94 ميليون و 500 هزارتومان
قوه قضائيه اعلام كرد
ديه جديد 94 ميليون و 500 هزارتومان
حجتالاســـلام محســني اژهاي
اعلام كرد: امسال براي تعيين نرخ ديه جلسات مختلفي با مسئولان اقتصادي، بيمه مركزي و دستگاههاي مرتبط برگزار شد كه در چند جلسه رياست قوه قضائيه شخصاً در آن حضور داشت و پس از بررسي نظرات كارشناسان ميزان ديه در سال 91 براي ماههاي غير حرام 94 ميليون و 500 هزار تومان تعيين شد. وي افزود: در ماه حرام نرخ ديه يك سوم افزايش مييابد كه حدود 125 ميليون تومان خواهد شد.
| ||
| ||
|
| ||
| خبرنگار امرداد - شهداد حیدری : | ||
|
نوشتههاي كلاسيك درباره زمان اشوزرتشت ناديده گرفتن نوشتههاي يوناني بحثبرانگيزي تاريخي كه ذبيح بهروز ميآورد اشارههاي «دينكرد» و «زادسپرم» به زمان اشوزرتشت خورشيدگرفتگي در بازه زماني 6100 تا 5000 پیش از میلاد
فیروزی آنگاه افزود: «من از کارشناس بخش تقویم مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران خواستم که به کمک نرمافزارهای خود، ٢ بازه زمانی را برای این خورشیدگرفتگی برآورد کند؛ یکی بازه زمانی 6100 تا 5000 پیش از میلاد که دیدگاه نوشتههای کلاسیک دربارهی زمان اشوزرتشت است؛ و دیگری 1500 تا 1300 پیش از میلاد که دیدگاه ذبیح بهروز است. یکی از این خورشیدگرفتگیها که با دادههای تاریخی همخوانی دارد، در میان ساعات 1 تا 3 پس از نيمروز یک روز تابستانی (29 تا 31 اگوست) روی داده و از سرزمینهای روزگار اشوزرتشت گذر کرده است؛ سرزمینهایی همانند: ری و زابلستان و بلخ و کابل. نکته اینجاست که این خورشیدگرفتگی، در سال 5855 پیش از میلاد رخ داده است که اگر 330 سال را به آن بیافزاییم، سال 6183 پیش از میلاد به دست میآید که همان زادسال زرتشت در 5000 سال پیش از نبرد تروی میشود. میدانیم که جنگ تروی در سال 1184 پیش از میلاد بوده است. اما چنانچه این دادهها را با برآورد استاد ذبیح بهروز بسنجیم، خطای ده ساله خواهد داشت. پس برآورد بهروز جدای از اشکالات جمع و تفریقی، حتا با دادههای نجومی و دیدگاههای کلاسیک همخوانی ندارد.» گسترش فرهنگ ايراني در ميانرودان به سخن فیروزی، زمانی که با این برآوردها به دست میآید، همزمان با دورهی نوسنگی است. یعنی همان دورهای که برپایهی یافتههای «مری ستگاست»، پژوهشگر آمریکایی، اشوزرتشت در آن زمان زندگی میکرد. فیروزی در پایان افزود: «مری ستگاست میگوید که زرتشت نخستین کسی است که اندیشههای او کشاورزی را گسترش داد. در حالی که تاکنون گمان بُرده میشد که گسترش کشاورزی در پيِ عامل شکممحوری و تکامل جامعه انسان بوده است. اما این پژوهشگر و صاحبنظر آمریکایی چنین برداشتی را نادرست میداند و میگوید که روی گذاردن انسان به کشاورزی و رها کردن شیوهي زندگانی شکارورزی و گردآوری خوراک، که بسیار سادهتر از کشاورزی بوده و هزاران سال نیز به آن، خوی گرفته بود، از آنرو بود که باور عقیدتی نويني شکل گرفته بود. این باور، همان اندیشههای اشوزرتشت بود که بارها به آن در متون اوستایی و دینی زرتشتیان اشاره شده است.» فیروزی در ادامهي سخنهای خود، از فلات ایران به آسیای کوچک و میانرودان رفت. وی بیان داشت که در فرهنگ نوسنگی «چاتال هویوک»، به روشنی فرهنگ ایرانیان را میتوان ديد. مهمترین این ويژگيها، گذاشتن مردگان در بلنديها و در معرض پرندگان و پس از آن تدفین استخوانهای آنان است. این شیوه از تدفین تنها ویژه گروهی از ایرانیان بوده که بارها به آن در نوشتههاي خود اشاره کردهاند و غربیانی چون هرودوت نیز درباره گسترش آن میان مادها نوشتهاند. وی گفت که در کنار این مورد، به طور جداگانه، «ست گاست» نیز شوندهاي فرهنگی فراوانی را درباره آيينهاي هندوایرانی رایج در این منطقه ارايه داده است و حتا آورده که نشانههای فرهنگ کیش کهن ایرانیان، مانند قربانی کردن گاو و بسیاری کردارهای مورد نکوهش زرتشت تا لایه ششم «چاتال هویوک» وجود داشته، ولی به یکباره و همزمان با عصر زمان کلاسیک زرتشت، آيينهاي زرتشتی گسترش یافته است. «ست گاست» همچنین دربارهي میانرودان، یافتههای جالبی ارايه داده است. او فرهنگ پیش از تاریخ «حسونا» را دارای ویژگیهای ایرانی و از نقطهای زرتشتیگری دانسته و مساله هندوایرانی بودن فرهنگ پس از آن، «سامره» را که پیشتر توسط «مارجیا گیمبوتاس» آمریکایی- لیتوانیایی، برپایهي زبان و فرهنگ، «ایرانی» خوانده شده بودند را از نظر شاخصههای زرتشتیگری، میشناساند. او همچنین، فرهنگ «حلف» به عنوان یکی از گستردهترین و کهنترین فرهنگهای پیش از تاریخ میانرودان را ایرانی و زرتشتیگرا شناسانده که اندیشههای اشوزرتشت را در قالب گسترش کشاورزی و نقوش سفالی دارای مفاهیم زرتشتیگری به جاهاي گوناگون آسیای باختری انتقال داده است. «ست گاست» آورده که «حلفی»ها، در پی نفوذ آخرین فرهنگ پیش از تاریخ میانرودان، «عبید» که فرهنگی کاملا متفاوت را دارا بوده است، به فلات ایران دوباره بازگشتهاند. البته ناگفته نماند که «ست گاست»، فرهنگ «حلف» را برآمده از اندیشههای ایرانیان دانسته که در کنار ساکنان قدیم میانرودان به گسترش باورهای زرتشتیگری پرداختهاند. فیروزی در ادامه درباره فرهنگ «عبید» گفتگو کرد. وی گفت که «ست گاست»، «عبید» را دارای فرهنگی جداگانه ميشناساند، ولی درباره آن توضیحی ارايه نداده است، به ظاهر ما را دچار آشفتگی میکند. اما با گسترده کردن دامنهي آگاهيهاي خود به پژوهشهای باستان شناختی و نیز جستارهای «ساموئل کریمر»، نامورترین سومرشناس روزگار كنوني، میتوان درستی آن را دریافت. «عبیدی»ها آيين نیایشگاهسازی و اهدای فدیه و قربانی در نیایشگاهها را زنده کردند و استفاده از نقوش روی سفال نیز در آن روزگار کم شد. از ديد «ست گاست»، این به معنای زدایش اندیشهی زرتشتیگری در میانرودان است. حال این «عبیدی»ها که بودهاند؟ «کریمر»، گفته است که «عبیدی»ها ساکنان نخست فلات ایران بودهاند که در هزاره پنجم به میانرودان رفته و فرهنگی را از فلات به جنوب میانرودان منتقل کردند که سپسها، وارد فرهنگ سومریان شد. با این دادهها، «عبیدی»ها را باید پیروان کیش مخالف اشوزرتشت با ریشه فلات ایران و ایرانی تبار دانست. فیروزی در پایان، به شمال باختري ایران و بررسی درستی یا نادرستی گزارشهای تکمیلی یونانی پرداخت. وی اشاره کرد که سندهای یونانی از حضور سیاسی مادها و دیگر ایرانیان در پايان هزارهي سوم پیش از میلاد در شمالباختري ایران و همدان امروزی ياد کردهاند. برپایهي این گزارشها، این مادها و ساکنان شمالباختري ایران، در پی يورشهايي سهمگین در حدود 2000 سال پیش از میلاد برافتادهاند. چنانچه در یافتههای باستانشناسی دقیق شویم و از شگرد تفسیر و تطبیق یافتهها با گزارشهای کلاسیک که در همهجا رواج و اعتبار دارند، بهره ببریم، درمییابیم که در سه نقطه یانیقتپه، گویتپه و هفتوانتپه، اثرات چنین یورشهای ويرانگري در حوالی 2000 پیش از میلاد دیده میشود که در یک مورد، شوندِ برافتادن کامل سکونتگاه، در مورد دوم شوند دگرگوني فرهنگ و در نقطهي دیگر شوندِ ایجاد یک فاصله تا ادامهي دوره بعدی سکونت شده است. این مطلب، ما را به درستی گزارشهای کلاسیک یونانی درباره پيشينهي حضور ایرانیان در فلات مطمئنتر میسازد.
|
| ||
| ||
| سورنا لطفينيا : | ||
|
|
سیمین دانشور، نخستین داستان نویس زن ایرانی به مفهوم مدرن، روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ و هم زمان با روز جهانی زن، در هشتم مارس ۲۰۱۲ در گذشت.
سیمین دانشور در سال ۱۳۰۰ از پدری پزشک و مادری نقاش که مدیر هنرستانی دخترانه بود، در شیراز به دنیا آمد و همراه با دو خواهر و سه برادرش در خانواده ای هنرپرور و روشنفکر در شیراز پرورش یافت.
سیمین سالهای ابتدایی و دبیرستان را در شیراز در مدرسه انگلیسی درس خواند و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران تحت نظر استاد بدیع الزمان فروزانفر به پایان رساند و در این دوران بویژه از محضر استادانی چون دکتر فاطمه سیاح، غلامحسین بهمنیار و فروزانفر برخوردار بود. او همچنین از تشویقهای دکتر فاطمه سیاح بهره فراوان گرفت. نخستین داستانهایش را برای او می خواند و با تشویق و معرفی او بود که داستانهایش را برای نقد و بررسی به مدت یك سال نزد کسی می برد که بعدها توسط جلالآل احمد درمی یابد که او صادق هدایت بوده است، که به گفته او «به دور از هرگونه مریدپروری، آثار ابتدایی یك دختر جوان را با حوصله نقد میكرده است.»
خانم دانشور سپس با استفاده از بورس فولبرایت در دانشگاه استانفورد به تحصیل در رشته زیبایی شناسی در ادبیات پرداخت و در همان زمان چند داستان کوتاه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر کرد. او از سال ۱۳۳۸ در در رشته باستان شناسی و تاریخ هنر در دانشگاه تهران تدریس می کرد و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد.
خانم دانشور، همسر جلال آل احمد، نویسنده پر تاثیر دوران خود بود. اگرچه از این ازدواج فرزندی بوجود نیامد، اما در عوض خانم دانشور نیز همچون همسر خود میراث گران بهایی از آثار فرهنگی و هنری جهان را در زبان فارسی از خود برجا گذاشت.
سو و شون، نخستین رمان سیمین دانشور، در سال ۱۳۴۸ و اندکی پیش از مرگ جلال آل احمد منتشر شد. این رمان در ایران با استقبالی عظیم روبرو شد و به زبانهای مختلف به ترجمه درآمد.
رمان های دیگر او جزیره سرگردانی، ساربان سرگردان و کوه سرگردان هیچ یک به پای سووشون نرسیدند.
چندین مجموعه داستان کوتاه نیز از او باقی مانده است. مانند آتش خاموش، شهری چون بهشت، به کی سلام کنم، و پرنده های مهاجر. چند ترجمه نیز از او باقی مانده که همه در نوع خود از بهترین نمونه های ترجمه است.
خانم دانشور از نخستین و بهترین مترجمان آثار چخوف بود. از ترجمه های او می توان به سرباز شکلاتی نوشته برنارد شاو، دشمنان از چخوف، بنال وطن نوشته الن پیتون و ماه عسل آفتابی که مجموعه ای از داستان های کوتاه است اشاره کرد.
رمان سووشون او که در میان دیگر آثارش اهمیت بیشتری دارد، برای اولین بار در ادبیات فارسی به کاوش در پیچیدگیها و دشواریهای زندگی یک زن به عنوان شخصیت اصلی می پردازد . این رمان همچنین برای اولین بار در ادبیات ایران از زبان یک زن نقل می شود و وضعیت دشوار زن را در برابر مسئولیتش به عنوان همسر و مادر در شیراز دوران رضاشاهی نشان می دهد. اگرچه انتقادهایی فمینیستی بر این رمان وارد آمده، اما همچنان ارزش ادبی خود را حفظ کرده و جزو چند رمان مهم زبان فارسی است.
خانم دانشور همچنین در زمینه های غیر داستانی نیز کتابهایی منتشر کرده که برخی از آنها در دانشگاه تدریس می شد. مانند مبانی استتیک، راهنمای صنایع ایران، شاهکارهای فرش ایرانی و غیره.
سیمین دانشور در دوران پیش از انقلاب در کنار جلال آل احمد از بنیان گذاران کانون نویسندگان و خود نخستین رئیس این کانون بود. خانه این زوج محل رفت و آمد و محفل روشنفکران و جوانان و شاعران و نویسندگان و ناراضیان اعم از مذهبی و غیر مذهبی و چپی بود.
سیمین دانشور پس از مرگ جلال این رویه را همچنان ادامه داد. اما در سالهای اخیر به دلیل تنهایی و پیری و بیماری جانب انزوا گرفت و کمتر کسی به دیدارش می رفت. می توان گفت که این بانوی نویسندگی ایران نیز چون بسیاری از هنرمندان دیگر این ملک، در انزوا و بی اعتنایی جامعه و حکومت، در نود سالگی به پایان زندگی خود رسید.
| ||
| ||
|
| ||
|
کانون ایران بزرگ و دانشجویان دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران، جشن سپندارمزگان را با دیرکردی چند روزه برگزار کردند و جایگاه والای زن را در فرهنگ ایران پاس داشتند. در آغاز جشن سپندارمزگان، که در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد، میرجلالالدین کزازی، استاد نامآشنای زبان و ادبیات فارسی، به ستایش فرهنگ دیرپای ایران پرداخت و گفت: «ایرانیان کهن مردمانی شادمان و شادخوار بودهاند و به هر انگیزهای بزمی میآراستند و به شادی مینشستند. یکی از ویژگیهای برجسته و نمادین فرهنگ ایرانی، همین پُرشماری جشنها و آیینهاست. حتا اگر هیچ انگیزهی استورهشناختی و آیینی و تاریخی در میان نبود، نیاکان ما تنها به پاس آنکه نام روز با نام ماه هماهنگ میافتاد، جشنی باشکوه میآراستند. زیرا در گاهشماری ایرانی، پایه بر روز و ماه و سال بود. هفته را ما از دیگران به وام ستاندهایم.»
![]() به سخن کزازی، نیاکان ما جشن سپندارمزگان را در روز سپندارمز روز از ماه اسفند گرامی میداشتند. سپندارمز یکی از امشاسپندان در دین زرتشتی است. هر کدام از این امشاسپندان، یکی از ویژگیهای بنیادین اهورامزدا را به نمود میآورند. «وهومنه» اندیشهی نیک است؛ «ارتاوهیشتا» یا اَردیبهشت؛ برترین راستی است. «ارتا» یا «اشا» سامان کیهانی است. اگر این سامان پریشان شود، آشوب و نابهنجاری و رنج و بیماری پدید خواهد آمد. در هر کدام از ما نیز این سامان کیهانی هست که اگر پریشان گردد، رنج و بیماری و درد در تن، و آشفتگی و ناآرامی در جان و اندیشهی ما روی خواهد داد. امشاسپند دیگر «خشتروئیریه» یا شهریاری درست و بهداد است؛ و نیز «سپنتاآرمئیتی» و «هوئوروتات» یا خورداد که رسایی است و «امرتات» یا امرداد که نامیرایی و جاودانگی است.
کزازی افزود: «سپنتاآرمئیتی از دوپاره ساخته شده است: "سپنتا" که پاکی و پیراستگی است، و "آرمئیتی" که هرچند در معنی آن چند و چون است، اما باید آن را بردباری و فروتنی و آرامش دانست. این هر سه ویژگی در زن، به ویژه زن ایرانی، دیده میشود. زن اگر بردبار نباشد، مادری نیک نمیتواند بود و خانواده ازهم میپاشد. از سوی دیگر، زن فروتن هم است. باید دانست که فروتنی، برابر با زبونی و فرومایگی نیست. فروتنی هنگامی کارکرد و معنا دارد که برآمده از والایی و ارجمندی و بلندپایگی باشد. سومین ویژگی، آرامش است. کسی که بردبار و فروتن است، درون او نیز آرام خواهد بود.» ![]() من شيفته فرهنگ ايرانيام کزازی با یادکرد از ژرفا و والایی فرهنگ ایرانی گفت: «شاید بیندیشید که من آنچنان شیفتهی فرهنگ ایران شدهام که هرآنچه را به این فرهنگ بازمیگردد، بزرگ میدارم و گرامی میشمارم. آری، من شیفتهی فرهنگ ایرانم، چون بیش از شما این فرهنگ را میشناسم. اما این شیفتگی از سر آگاهی است، نه یک شیفتگی کور. اگر ایرانی نمیبودم هم با شناخت فرهنگ ایران، به همین اندازه دلباخته و شیفتهی آن میشدم. چون این فرهنگ، بهراستی والا و فسونکار و دلنشین و شکیبسوز است. کسی که تنها با نمودی یا ریختی از این فرهنگ آشنا شود، آنچنان بدان دل میبازد که تاب و شکیب از دست میدهد. این فرهنگ و سرزمین، بهراستی ستودنی است. یک جشن ستودهی آن هم، جشن سپندارمزگان،، جشن پاسداشت زن، است. در کدامین فرهنگ جهان، جشنی از اینگونه را میتوانید یافت؟»
![]() پايگاه و جايگاه زن در فرهنگ ايراني
کزازی در پایان افزود: «زن ایرانی به درستی شایستهی ستایش است. چون هم زن است؛ و این خود ستایشی بزرگ است؛ و هم ایرانی است، که ستایشی والاتر و نغزتر است. زن ایرانی اگر بداند کیست و چیست و در منش و فرهنگ ایرانی چه پایگاه ارجمندي و بلندی دارد، هرگز خود را فرونمیشکند تا از زنان دیگر کشورها، آیین زن بودن را بیاموزد.» کزازی در پایان سخنانش، چکامهای را که در ستایش جشن سپندارمزگان و جایگاه زن ایرانی سروده بود، خواند. |
| ||
| ||
|
| ||
| خبرنگار امرداد - شهداد حیدری : | ||
|
کانون ایران بزرگ و دانشجویان دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران، جشن سپندارمزگان را با دیرکردی چند روزه برگزار کردند و جایگاه والای زن را در فرهنگ ایران پاس داشتند. در آغاز جشن سپندارمزگان، که در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد، میرجلالالدین کزازی، استاد نامآشنای زبان و ادبیات فارسی، به ستایش فرهنگ دیرپای ایران پرداخت و گفت: «ایرانیان کهن مردمانی شادمان و شادخوار بودهاند و به هر انگیزهای بزمی میآراستند و به شادی مینشستند. یکی از ویژگیهای برجسته و نمادین فرهنگ ایرانی، همین پُرشماری جشنها و آیینهاست. حتا اگر هیچ انگیزهی استورهشناختی و آیینی و تاریخی در میان نبود، نیاکان ما تنها به پاس آنکه نام روز با نام ماه هماهنگ میافتاد، جشنی باشکوه میآراستند. زیرا در گاهشماری ایرانی، پایه بر روز و ماه و سال بود. هفته را ما از دیگران به وام ستاندهایم.»
![]() به سخن کزازی، نیاکان ما جشن سپندارمزگان را در روز سپندارمز روز از ماه اسفند گرامی میداشتند. سپندارمز یکی از امشاسپندان در دین زرتشتی است. هر کدام از این امشاسپندان، یکی از ویژگیهای بنیادین اهورامزدا را به نمود میآورند. «وهومنه» اندیشهی نیک است؛ «ارتاوهیشتا» یا اَردیبهشت؛ برترین راستی است. «ارتا» یا «اشا» سامان کیهانی است. اگر این سامان پریشان شود، آشوب و نابهنجاری و رنج و بیماری پدید خواهد آمد. در هر کدام از ما نیز این سامان کیهانی هست که اگر پریشان گردد، رنج و بیماری و درد در تن، و آشفتگی و ناآرامی در جان و اندیشهی ما روی خواهد داد. امشاسپند دیگر «خشتروئیریه» یا شهریاری درست و بهداد است؛ و نیز «سپنتاآرمئیتی» و «هوئوروتات» یا خورداد که رسایی است و «امرتات» یا امرداد که نامیرایی و جاودانگی است.
کزازی افزود: «سپنتاآرمئیتی از دوپاره ساخته شده است: "سپنتا" که پاکی و پیراستگی است، و "آرمئیتی" که هرچند در معنی آن چند و چون است، اما باید آن را بردباری و فروتنی و آرامش دانست. این هر سه ویژگی در زن، به ویژه زن ایرانی، دیده میشود. زن اگر بردبار نباشد، مادری نیک نمیتواند بود و خانواده ازهم میپاشد. از سوی دیگر، زن فروتن هم است. باید دانست که فروتنی، برابر با زبونی و فرومایگی نیست. فروتنی هنگامی کارکرد و معنا دارد که برآمده از والایی و ارجمندی و بلندپایگی باشد. سومین ویژگی، آرامش است. کسی که بردبار و فروتن است، درون او نیز آرام خواهد بود.» ![]() من شيفته فرهنگ ايرانيام کزازی با یادکرد از ژرفا و والایی فرهنگ ایرانی گفت: «شاید بیندیشید که من آنچنان شیفتهی فرهنگ ایران شدهام که هرآنچه را به این فرهنگ بازمیگردد، بزرگ میدارم و گرامی میشمارم. آری، من شیفتهی فرهنگ ایرانم، چون بیش از شما این فرهنگ را میشناسم. اما این شیفتگی از سر آگاهی است، نه یک شیفتگی کور. اگر ایرانی نمیبودم هم با شناخت فرهنگ ایران، به همین اندازه دلباخته و شیفتهی آن میشدم. چون این فرهنگ، بهراستی والا و فسونکار و دلنشین و شکیبسوز است. کسی که تنها با نمودی یا ریختی از این فرهنگ آشنا شود، آنچنان بدان دل میبازد که تاب و شکیب از دست میدهد. این فرهنگ و سرزمین، بهراستی ستودنی است. یک جشن ستودهی آن هم، جشن سپندارمزگان،، جشن پاسداشت زن، است. در کدامین فرهنگ جهان، جشنی از اینگونه را میتوانید یافت؟»
![]() پايگاه و جايگاه زن در فرهنگ ايراني
کزازی در پایان افزود: «زن ایرانی به درستی شایستهی ستایش است. چون هم زن است؛ و این خود ستایشی بزرگ است؛ و هم ایرانی است، که ستایشی والاتر و نغزتر است. زن ایرانی اگر بداند کیست و چیست و در منش و فرهنگ ایرانی چه پایگاه ارجمندي و بلندی دارد، هرگز خود را فرونمیشکند تا از زنان دیگر کشورها، آیین زن بودن را بیاموزد.»
کزازی در پایان سخنانش، چکامهای را که در ستایش جشن سپندارمزگان و جایگاه زن ایرانی سروده بود، خواند. ![]() ![]() امير صادقي و چكامهاي در وصف سپندارمزگان امیر صادقی، شاهنامهخوان و بنیانگذار پیامسرای فردوسی، چکامهای از خود را، که در همین نشست سروده بود، خواند كه در آن از برگزارکنندگان و باشندگان جشن سپندارمزگان و نیز از سخنان کزازی یاد کرده بود. پایان سرودهاش نیز یادکرد و ستایش از شاهنامه و جشن سپندارمزگان بود.
![]() ![]() ![]() ![]() سامره مفتون، از شاگردان امیر صادقی، بخشهایی از داستان «بیژن و منیژه» شاهنامه را نقالی کرد و آنگاه همصدا با صادقی، بیتهایی در ستایش ایران و فرهنگ ماندگار آن خواند.
چکامهی طنزآمیزی از حسن هاشمپور، به نام «زن ذلیل!» خوانده شد که در آن با زبانی کنایهای و طنزگونه، از زنان ایرانی و ویژگی رفتاری آنان یاد شده بود. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() گروه موسیقی سرایه قطعاتی از موسیقی سنتی ایران را نواخت. قطعهی پایانی گروه سرایه، برپایهی چکامهای از سخنور درگذشته، حمید مصدق، بود.
![]() نکوداشت و پیشکش سپاسنامهای به بانو زهره شکوفنده، هنرمند دوبلور تلویزیون ایران، از دیگر بخشهای جشن سپندارمزگان بود.
![]() در آغاز جشن سپندارمزگان، فرامرز رمزگه، آهن'ساز، سرود «ای ایران» را با پیانو نواخت. نواختن این سرود، با همخوانی باشندگان نشست همراه بود.
![]() نماهنگی ساختهی علی پاریاو، در میانهی برنامهها پخش شد. در این نماهنگ، تصاویری از آثار باستانی و فرهنگی ایران نمایش داده میشد. رامین هخامنشی، دبیر کانون ایران بزرگ، که گردانندگی جشن سپندارمزگان را بردوش داشت، با اشاره به گاهشمار ایرانی و برگزاری جشن سپندارمزگان در روز 29 بهمن، چرايي دیرکرد در برگزاري اين آيين را، پروانهي برگزاري دانست و خواستار پشتیبانی مسوولان از برنامههای فرهنگی شد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() جشن سپندارمزگان از سوی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و کانون ایران بزرگ در روز سهشنبه 16 اسفندماه برگزار شد. |
| ||
| ||
|
| ||
|
ایرج افشار و ٣٠٠ عنوان كتاب |
گرامی باد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ستار هدایتخواه نماینده مردم دنا وبویراحمد و سخنگویکمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (دوشنبه) و در جریان بررسی ماده ۲۲ لایحه حمایت از خانواده که برای رسیدگی بیشتر به کمیسیون قضایی ارجاع شده بود، پیشنهاد حذف جزئی از این ماده را ارائه داد که در صورت تصویب آن، ثبت نکاح موقت الزامی میشد.
هدایتخواه به ارائه توضیحاتی در خصوص پیشنهادش پرداخت و متذکر شد: نکاح موقت همچنان که در روایات دینی ما آمده، راهی برای جلوگیری از ارتکاب حرام است.
وی افزود: شرع برای آنکه فرد به حرام دچار نشود، راهکارهایی را پیشبینی کرده است که نباید این راهکارها از یک طرف مورد سوءاستفاده قرار گیرد و از سوی دیگر زنان متضرر شوند. به علاوه اینکه نباید به زندگی خانوادگی دائمی لطمه وارد کند.
هدایتخواه با بیان اینکه راهکارهای پیشبینی شده در شرع اسلام برای جلوگیری از هوسرانیهای بیجاست، تصریح کرد: اگر نکاح موقت ثبت نشود، امکان سوءاستفاده وجود دارد و چه بسا ممکن است برای افرادی که به دلایل شرعی تن به این ازدواجها میدهند، مشکلاتی ایجاد شود اما وقتی نکاح موقت ثبت و ضبط شده باشد، کسی نمیتواند برای آنها مزاحمتی ایجاد کند.
این نماینده مجلس با ذکر این نکته که هدف اسلام پیشگیری از فراهم شدن زمینه گرایشات غیراخلاقی و گناه است، تأکید کرد: عدم ثبت ازدواج موقت منجر به سوءاستفاده و لطمه به زندگی دائمی افراد و لطمه به بانوان میشود و ثبت آن نیز به استحکام بنیان خانواده کمک میکند.
در ادامه این جلسه محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران و عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، طی سخنانی در مخالفت با پیشنهاد هدایتخواه، گفت: موضوع خانوادگی از خصوصی ترین مسائل زندگی هر فردی است و قانونگذار نباید تا این حد در این موارد دخالت کند.
وی افزود: اینکه مجلس افراد را الزام کند که روابط خصوصی خودشان را ثبت کنند، درست نیست.
این عضو هیئت رئیسه مجلس در بخش دیگری از سخناش یادآور شد: الزامکردن افراد به ثبت نکاح موقت مغایر مسائل روابط خصوصی افراد است و اگر کسی آنرا اجرا نکند، نمیتوان به فرد اعتراض کرد.
دهقان با تأکید بر اینکه مصوبه کمیسیون قضایی در این زمینه خوب است، گفت: اگر زوجه در نکاح موقت باردار شود، باید این نکاح ثبت شود تا حقوق طفل ضایع نشود اما اگر به هر دلیلی افراد نخواهند رابطه خصوصیشان را ثبت کنند، دلیلی ندارد ما در این زمینه دخالت کنیم ولی اگر طرفین توافق به ثبت داشته باشند، خودشان ثبت میکنند.
دهقان در خاتمه با ذکر این نکته که ثبت نکاح موقت در مصوبه کمیسیون قضایی در سه شرط باردار شدن زوجه، توافق طرفین و شرط ضمن عقد، آورده شده است، تأکید کرد: اگر این پیشنهاد رأی بیاورد، بسیار ضربه میزند و کار از گذشته هم سختتر میشود.
به گزارش فارس، مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود در خانه ملت نیز دراین جلسه طی سخنانی به عنوان موافق پیشنهاد هدایتخواه مبنی بر الزامی کردن ثبت نکاح موقت، گفت: در اصلاحات کمیسیون فقط در سه بندف ثبت نکاح موقت الزامی شده و در بقیه موارد الزامی نیست.
وی افزود: این موضوع لطمه شدیدی به زندگی دائم افراد وارد میکند و جامعه را از داشتن زندگی دائمی به سمت ازدواج موقت سوق میدهد.
لاهوتی ادامه داد: ثبت نشدن نکاح موقت واقعا به کانون خانوادگی لطمه وارد میکند و جامعه را به سوی ازدواج موقت سوق میدهد که این درست نیست.
بر اساس گزارش فارس، پس از سخنان پیشنهاد دهنده و نماینده موافق و مخالف، دولت و کمیسیونی با این پیشنهاد مخالفت کردند و پیشنهاد مذکور به رأی وکلای ملت گذاشته شد که نمایندگان نیز با ۳۰ رأی موافق، ۵۹ رأی مخالف و ۲۴ رأی ممتنع از ۱۹۵ نماینده حاضر در جلسه، با پیشنهاد الزامی شدن ثبت نکاح موقت مخالفت کردند.

بلندترین برج جهان، Kingdom Tower را فراموش کنید، برج 189 طبقه آذربایجان قرار است از برج پادشاهی عربستان نیز بلند تر باشد. برج آذربایجان در کشور آذربایجان و در دریاچه خزر با معماری بسیار خاصی بنا خواهد شد. جزئیات بیشتر و تصاویر مربوط به این بنای فوق العاده را در ادامه مشاهده کنید.

آذربایجان قصد دارد در دریاچه خزر یک جزیره مصنوعی بنا کند که در آن بلندترین آسمان خراش دنیا نیز جای خواهد گرفت. این بنا در جنوب غربی باکو، پایتخت آذربایجان ساخته خواهد شد.
آسمان خراش آذربایجان حدود 50 متر بلندتر از بلندترین برج دنیا یعنی برج پادشاهی عربستان خواهد بود. ارتفاع این بنای 189 طبقه 1,050 متر برآورد شده است.
جزیره مصنوعی خزر، پس از تکمیل حدود 100 میلیارد دلار ارزش خواهد داشت و ساخت آن حدود 2 میلیارد دلار هزینه به همراه دارد. این مجموعه از ترکیب 41 جزیره مصنوعی کوچک و به مساحت 2,000 هکتار بنا خواهد شد. پس از تکمیل این طرح، یک میلیون نفر قادر به زندگی در این جزیره مصنوعی خواهند بود.





۱/ موضوع مهریه و میزان آن مدتهاست مورد بحث است و به ویژه تعیین مهریههای سنگین و غیرعادی مورد انتقاد قرار گرفته. مسلما این مطلب چیزی نیست که با قانون و اعمال قوه قاهره و تصویب قوانین آمره بتوان با آن برخورد کرد. تعیین مهریه تابعی است از اراده طرفین و این از مقولات و مواردی نیست که قانونگذار بتواند برای تقلیل یا تعدیل میزان آن دخالت کند. تعیین مالیات نیز کاری غیراصولی و بیهوده خواهد بود زیرا به تنظیم اسناد عادی و توافقهای محرمانه منتهی خواهد شد که ناچار کار دادگاهها را که هم اکنون نیز زیاد است زیادتر خواهد کرد.
۲/ از طرفی با توجه به این که هنوز در کشور ما بیشتر خانمها استقلال مالی و اقتصادی ندارند، نمیتوان با اصل تعیین مهر به عنوان نوعی تضمین و تامین اقتصادی برای خانمها مخالفت کرد. هرچند که در بسیاری از موارد که مهریههای غیرعادی و سنگین به ماخذ سکههای طلا تعیین میشود، هم زن میداند که مرد امکان پرداخت آن را ندارد و هم مرد در موقعیت و وضعیتی نیست که حتی در درازمدت توان تهیه و پرداخت چنان مهری را داشته باشد. در این مورد استاد بزرگوار و فقید ما مرحوم دکتر مهدی شهیدی، قائل به بطلان مهر شده بودند و بر این عقیده بودند که در چنین حالاتی باید به تعیین مهرالمثل یا مهرالمتعه – حسب مورد – اندیشید.
۳/ به نظر میرسد در این خصوص باید قائل به تفصیل و تفکیک شد: اولا در مورد دخترانی که به لحاظ داشتن تخصص و کارایی یا برخوردار بودن از حمایت مالی جدی و کافی والدین خود، مشکل اقتصادی ندارند، توصیه این است که به جای تعیین مهریه به "مهرالسنه" اکتفا و در عوض از آغاز شروطی نظیر حق طلاق، حق اشتغال، حق ادامه تحصیل، حق خروج مکرر از کشور و حق تعیین مسکن را در عقد درج کنند. ثانیا دخترانی که از تحصیلات و تخصص برخوردار نیستند، میتوانند مهریه را ولو در حدی که میدانند زوج – لااقل در زمان وقوع ازدواج – قادر به پرداخت آن نیست، در عقد بگنجانند اما توصیه این است که الف: حق طلاق و حق ادامه تحصیل را حتما به عنوان شرط در عقد درج کنند./ ب: بعد از ازدواج با توجه به حق ادامه تحصیل که گرفتهاند، به طور جدی به ترمیم و تکمیل آموزش و اطلاعات خود، خواه در امور کلاسیک و نظری و خواه در رشتههای عملی همت بگمارند به نحوی که ادامه زندگی ایشان با شوهر صرفا ناشی از نیاز و اجبار اقتصادی نباشد.
۴/ بالاخره همچنان که طی سالیان دراز بارها و بارها گفته و نوشتهام، شان خانمهای ایرانی – با توجه به امکانات کشور ما – اقتضا دارد که به محض ازدواج نوعی بیمه با کمک دولت برای ایشان برقرار شود به نحوی که اگر بحث جدایی مطرح شد، خواه متقاضی آن شوهر باشد و خواه خود ایشان (حتی بدون هیچ علت خاصی) بتوانند از تامین مالی مناسب برخوردار شوند زیرا مجبور بودن به ادامه زندگی مشترک صرفا به لحاظ نیاز اقتصادی به هیچ وجه با کرامت انسانی سازگار نیست. والله اعلم
درود