از برندگان این جایزه ادبی معتبر در دهه های گذشته می توان به نام هایی چون ریموند کارور و تیم ا ُبرین اشاره کرد.

در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟
زیرا سال های جنگ بود
و من نیازمند ِ عشق بودم
برای چشیدن ِطعم آرامش.
زیرا بالای سی سال داشتم
و می ترسیدم از پژمردن
پیش از شکفتن و غنچه دادن.
زیرا طلاق واژه ای ست
تنها برای مرد و زن
نه برای مادر و فرزند.
زیرا تو هرگز نمی توانی بگویی:
مادر ِ سابق ِ من
حتی وقتی جنازه ام را تشییع می کنی.
و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند
میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند
نفرت یا مرگ حتی.
و تو بیزاری از من
زیرا تو را به دنیا آورد ه ام
تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن
و هرگز مرا نخواهی بخشید
تا زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری
ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ
رویاهاو آرزوهای دور و درازت
یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای هنر کتابآرایی جهان، دستنویسی از شاهنامهی فردوسی است که به نام «شاهنامهی بایسنقری» آوازه پیدا کرده است و اکنون در کتابخانهی کاخ گلستان نگهداری میشود. این کتاب بیمانند را «فرش بهارستان دستنویسهای شاهنامه» نامیدهاند. سیام ژانویه 2012 میلادی، پانصد و هشتاد و دومین سال پدید آمدن شاهنامهی بایسنقری بود.
چك از دستاوردهاي بانكداري است و كهنترين گواهي كه از چك و بانكداري در دست است، به روزگار هخامنشيان ميرسد.
«هنگامی که خاورشناسان اروپایی واژهی "خوائت وَدَس" را زناشویی با نزدیکان معنا کردند، پارسیان هند و زرتشتیان ایران واکنش بسیار تندی نشان دادند. چون آنها چنین پیوندی را نه میشناختند و نه هرگز انجام داده بودند. شنیدن چنین معنایی از زبان خاورشناسان، برای زرتشتیان شوکآور و شگفتانگیز بود. این واژه نه تنها در گاهان بهکار برده نشده است، بلکه رد پایی در بخشهای کهن اوستا نیز ندارد. نمونههای انگشتشمار تاریخی هم که از زناشویی نزدیکان گزارش شده است، کوچکترین پیوندی با دین زرتشتی پیدا نمیکند.»
«فرهوشی از شاگردان و همکاران استاد ابراهیم پورداوود بود و دانشآموختهی دانشگاههای ایران و فرانسه.
در سال 346 مهی، ابومنصور توسی، فرمانروای توس و نیشابور، که مردی دهقاننژاد و دوستدار فرهنگ نیاکانی بود، به وزیر خود ابومنصور مُعمری دستور داد تا از دانشوران ایرانی بخواهد تاریخ باستانی ایران را که به زبان پهلوی و در کتابی به نام «خدای نامگ» گردآوری شده است، به پارسی درآورند. معمری چهار دانشمند فرزانهی ایرانی را، که همگی زرتشتی بودند، از گوشه و کنار ایران فراخواند و از آنان چنین خواست که در توس بنشینند و نامهی شاهان ایران و کارنامهی ایشان را، از آغاز تا روزگار یزگرد سوم، بنویسند. نام آن چهار تن دانشور بزرگ ایرانی چنین بوده است:



















درود